خلاصه داستان: سریال انیمیشنی اسکات پیلگریم برمیدارد (Scott Pilgrim Takes Off) محصول سال ۲۰۲۳، روایتی جدید و متفاوت از داستان محبوب اسکات پیلگریم است. در این نسخه که توسط نتفلیکس تولید شده، اسکات پیلگریم نوازنده بیس گروه سکس باب-اومب، عاشق دختری مرموز به نام رامونا فلاورز میشود، اما برای اینکه بتواند با او باشد، باید با هفت دوستپیشۀ شیطانی رامونا مبارزه کند. با این حال، در یک چرخش داستانی غیرمنتظره، اسکات در اولین مبارزه شکست میخورد و به ظاهر کشته میشود؛ این اتفاق مسیر داستان را کاملاً تغییر میدهد و رامونا را بر آن میدارد تا برای کشف حقیقت ماجرا و پیدا کردن اسکات، به گذشته سفر کند و با چالشهای جدیدی روبرو شود که زندگی عاشقانه و سرنوشت آنها را برای همیشه دگرگون میکند.
خلاصه داستان: سریال ترخیص (Obituary) محصول سال ۲۰۲۳ یک درام کمدی سیاه و تاریک است که داستان زندگی الویرا کلنسی، یک زن بیست و چند ساله را روایت میکند که به عنوان نویسنده یادنامه در روزنامه محلی شهر کوچکش فعالیت میکند. الویرا که از بیپولی و زندگی معمولیاش خسته شده، زمانی که به طور تصادفی باعث مرگ یکی از ساکنان شهر میشود، درمییابد که قتلهای زنجیرهای میتواند منبعی بیپایان برای نوشتن یادنامههای جذاب و تامین درآمد او باشد؛ اما با افزایش جسدها، پلیس به این پروندههای مشکوک پی میبرد و زندگی او وارد مرحلهای پرفراز و نشیب میشود.
خلاصه داستان: فیلم قفل شده (Locked In) محصول سال ۲۰۲۳ یک تریلر روانشناختی و معمایی است که داستان آن درباره لینا، زنی جوان و آسیبدیدهای است که با ازدواج وارد یک خانواده ثروتمند و پررمز و راز میشود. او در عمارتی مجلل در کنار همسرش و مادرشوهر سرد و قدرتمندش، کاترین، زندگی میکند که رابطهای تنشآلود با او دارد. با ورود پرستاری به نام نیکول به خانه، توطئههایی شکل میگیرد که منجر به یک حادثه دردناک و قرار گرفتن کاترین در وضعیت قفل شده (Locked-in Syndrome) میشود؛ جایی که او هوشیار است اما نمیتواند حرکت کند یا صحبت کند. حالا لینا باید در میان دروغها، خیانتها و تلاش برای قتل، راهی برای بقا و کشف حقیقت بیابد.
خلاصه داستان: فیلم تلویزیونی معمایی و جنایی «آشپز کنجکاو: فصل کباب کردن» محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی پل زیتر است. در این اثر، گلدی بری، آشپز و کترینگدار، بار دیگر با کارآگاه تام شولتز همکاری میکند تا قتل یکی از دوستان دوران کودکیاش که در جریان یک مسابقه کباب کردن مرموز به قتل رسیده است، حل کند. در حالی که گلدی سعی دارد با پخت غذاهای خوشمزه سرنخها را پیدا کند، خودش نیز در خطر قرار میگیرد و باید برای کشف حقیقت و نجات جانش با زمان مبارزه کند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ در آمریکا، دو مرد جوان به نامهای هاوارد و تیم در معرض خطرات سیاسی و اجتماعی قرار میگیرند. هاوارد یک کارمند دولتی محافظهکار است که با تیم، یک فعال حقوق بشر جوان، رابطهای پنهانی برقرار میکند. این رابطه در زمانی رخ میدهد که همجنسگرایی در آمریکا غیرقانونی و مورد تمسخر عمومی قرار داشت. در طول سالها، روابط آنها در معرض تغییرات سیاسی، جنگی و بیماریهایی مانند ایدز قرار میگیرد و هر دو باید با عواقب تصمیمات خود و جامعهای که آنها را نمیپذیرد، مواجه شوند. این سریال به خوبی نشان میدهد که چگونه عشق و دوستی میتوانند در شرایط سخت و نامساعد به چالش کشیده شوند.
خلاصه داستان: یک معلم جوان در یک مدرسه دبیرستانی با چالشهایی رو در رو میشود که زندگی شغلی و شخصی او را بهم میریزد. وقتی یک سری سرقتهای کوچک در مدرسه رخ میدهد، او تصمیم میگیرد خودش موضوع را بررسی کند. اما این کار باعث میشود او در یک شبکهای از دروغها، شایعات و تعصبات گرفتار شود که سریعاً از کنترل خارج میشود و او را به بحران غیرقابل جبرانی میکشاند.
خلاصه داستان: دیوید تنانت و مایکل شین در نقش دو بازیگر بازی می کنند که بازی وست اند آنها به دلیل کووید-19 متوقف شده است، اما کارگردان آنها آنها را متقاعد کرده است که به تمرین آنلاین ادامه دهند.
خلاصه داستان: در سریال کمدی «Staged»، داستان دو بازیگر بریتانیایی، دیوید تنیت و مایکل شین، در طول دوران کرونا پیدرپی اتفاقاتی را تجربه میکنند که به دلیل تعطیلی فیلمبرداریها و نمایشنامههای تئاتر، مجبور به کار از راه دور میشوند. این دو بازیگر که قرار بود در نمایشی روی صحنه تئاتر ظاهر شوند، با کمک تکنولوژی ویدئو کنفرانس، تلاش میکنند تا تعاملات خود را حفظ کنند و به فعالیتهای هنری خود ادامه دهند. در طول این فرآیند، روابط شخصی و حرفهای آنها با یکدیگر و با افراد اطرافشان به صورت طنزآمیز و سرگرمکنندهای مطرح میشود. سریال با نگاهی متفاوت به زندگی در دوران کرونا، نشان میدهد که چگونه هنرمندان با چالشهای جدید روبرو شده و تلاش میکنند تا روحیه و خلاقیت خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: در داستان "Scrapper"، جرجیا، یک دختر 12 ساله، زندگی خود را در یک خانه کوچک در شرق لندن اداره میکند. پس از مرگ مادرش، او به تنهایی زندگی میکند و با جمعآوری آهن خرد شده و فروش آن به یک فروشگاه محلی، هزینههای زندگی خود را تأمین میکند. او به دقت از دید مادرش مراقبت میکند و روزمرگی خود را با تماشای یک برنامه تلویزیونی در مورد خانوادههای خوشبخت پر میکند. اما زندگی او به هم میخورد وقتی پدرش، جايسون، پس از سالها، به طور غیرمنتظره به زندگی او بازمیگردد. جرجیا مجبور میشود با حضور این مرد بیمسئول و بیثبات مواجه شود و تلاش کند تا زندگی خود را دوباره تنظیم کند.