خلاصه داستان: خلاصه داستان: «عشق» (Love) فیلمی جنجالی و غیرمتعارف محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی گاسپار نوئه است که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ به نمایش درآمد. این فیلم با بازی کارل گلوکمن در نقش مورفی، کلوئی سوانسون در نقش الکترا و آئومی موی در نقش اومی، داستان رابطه پیچیده و آشفته سه شخصیت را روایت میکند. مورفی، کارگردان آمریکایی ساکن پاریس، پس از جدایی دردناک از معشوقه سابقش الکترا، وارد رابطه جدیدی با اومی، همسایه جوان و معصومش میشود. فیلم با استفاده از فلشبکهای متعدد، گذشته آتشین و پر از شهوت مورفی و الکترا را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه خیانت، حسادت و اشتیاق جنسی کنترلنشده، زندگی آنها را به ورطه نابودی کشاند. نوئه در این اثر، مرزهای تابو را میشکند و با بهرهگیری از تصاویر صریح و بدون سانسور، ماهیت ویرانگر عشق و شهوت را کاوش میکند. «عشق» اثری است که نه تنها روابط بین فردی، بلکه پیامدهای انتخابهای انسانی را به چالش میکشد و مخاطب را با پرسشهای بنیادین درباره وفاداری و هوس روبرو میسازد.
خلاصه داستان: میکو کاوالوسکی، کارگردان سوئدی-فنلاندی، در سال ۲۰۱۵ میلادی فیلم تاریخی درام «ملکه کریستینا» را با بازیگری درخشان مالین بوشیا در نقش کریستینای سوئد، ماکسیمون شل در نقش آکسل اوکسنشیرنا و سارا گادون در نقش کنتس ابی اسپرنگ ساخت. این فیلم به زندگی پرفرازونشیب کریستینا، ملکه سوئد در قرن هفدهم میلادی میپردازد که پس از مرگ پدرش در سن شش سالگی به تخت سلطنت نشست. داستان حول محور سالهای جوانی و حکمرانی او میچرخد و مبارزاتش را برای اثبات شایستگی خود در دنیایی مردسالار به تصویر میکشد. کریستینا که فردی بسیار باهوش، تحصیلکرده و علاقهمند به فلسفه و هنر بود، با مخالفتهای شدید دربار و کلیسا روبرو میشود، بهویژه زمانی که ازدواج را رد میکند و به جای آن، عشق خود به کنتس ابی اسپرنگ را دنبال میکند. این فیلم به زیبایی به چالشهای او در مواجهه با سنتهای دستوپاگیر، تعارض بین وظیفه سلطنتی و تمایلات شخصی، و جستوجوی او برای دانش و آزادی میپردازد و در نهایت، تصمیم شگفتانگیز او برای کنارهگیری از سلطنت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کشاورز سالخورده به نام آلفونسو پس از هفده سال دوری از خانه، برای دیدار با پسر بیمارش به مزرعه نیشکر خود بازمیگردد. او با صحنهای ویرانگر روبرو میشود: مزرعهاش در آستانه نابودی است، روستا در زیر خاکستر ناشی از سوزاندن مزارع نیشکر مدفون شده و خانوادهاش از هم پاشیده است. همسرش آلیس در کنار پسرش آگوستین و نوه کوچکش مانوئل زندگی میکند و با بیماری آگوستین و شرایط سخت معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. آلفونسو در میان این ویرانی و غم، تلاش میکند تا بار دیگر پیوندهای خانوادگی را ترمیم کند و در کنار عزیزانش بماند. این فیلم آرام و تأملبرانگیز به کارگردانی سزار آگوستو آسهدو، تصویری تکاندهنده از تأثیرات مخرب صنعت نیشکر بر زندگی روستاییان کلمبیا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «دوستت دارم، مرد» (The Wedding Ringer) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جرمی گارلیک و با بازی کوین هارت و جاش گد است. داستان درباره مردی به نام داگ (با بازی جاش گد) است که تنها چند روز تا مراسم عروسی خود با گرچن (با بازی کالینا بوک) فاصله دارد و متوجه میشود که هیچ دوست صمیمی برای ایفای نقش ساقدوش عروسی ندارد. او در ناامیدی به سراغ جیمی کالین (با بازی کوین هارت) میرود که صاحب یک کسبوکار غیرمعمول است: ارائه خدمات دوست اجارهای برای عروسدوشها. جیمی که حرفهای در ساختن دوستان ساختگی و خاطرات جعلی دارد، موافقت میکند که به عنوان بهترین دوست داگ، یعنی «بسترمن»، ظاهر شود. اما وقتی داگ از او میخواهد که یک گروه کامل از ساقدوشها را نیز جمعآوری کند، جیمی با چالش بزرگ و غیرمنتظرهای روبرو میشود که زندگی حرفهای و شخصی او را به هم میریزد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک و آرام، زندگی سه نوجوان با ورود غریبهای مرموز به نام «کای» برای همیشه تغییر میکند. کای که ادعا میکند از سرزمینی دوردست و اسرارآمیز به نام «سرزمین خورشید» آمده، رازی بزرگ را با خود حمل میکند: او میتواند انرژی خورشید را کنترل کند. اما این قدرت بینظیر مورد طمع گروهی شرور به رهبری «موروس» قرار میگیرد که قصد دارند از آن برای تسلط بر جهان استفاده کنند. حالا این سه دوست — «لیو»، «میا» و «بن» — باید در کنار کای بایستند و از قدرت او محافظت کنند. آنها درگیر ماجراجویی پرخطری میشوند که در آن باید راز گذشته کای را کشف کرده و قبل از اینکه موروس به قدرت برسد، او را متوقف کنند. این نبرد، نه تنها آینده شهرشان، بلکه سرنوشت تمام جهان را تعیین خواهد کرد.
خلاصه داستان: ماجراهای جدید علاءالدین روایتگر داستان علاءالدین جوانی است که در شهری خیالی زندگی میکند و به طور اتفاقی چراغ جادویی را پیدا میکند که جن قدرتمندی به نام ژنو در آن زندانی است. با آزاد شدن ژنو، او به علاءالدین سه آرزو میدهد و زندگی این پسر ساده را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم کمدی-ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۵ فرانسه به کارگردانی آرتور بنزاکار و با بازیگری کایس النوی، ونسان دیسنس و ژان-پل روو است که داستان کلاسیک علاءالدین را با طنز مدرن و جلوههای ویژه خیرهکننده بازسازی کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۸ لندن، جان واتسون دانشجوی پزشکی جوانی است که به دلیل استفاده از فناوری ممنوعه احیای جسد برای زنده کردن دوستش، مورد تعقیب قرار می گیرد. او توسط مایکرافت هولمز، برادر شرلوک هولمز، دستگیر شده و مجبور به همکاری با سازمان اطلاعات بریتانیا می شود. جان باید در یک مأموریت خطرناک به افغانستان و ژاپن سفر کند تا اسرار "نوگورو"، روش اصلی احیای کامل اجساد را که توسط دکتر ویکتور فرانکنشتاین ابداع شده، کشف کند. در این سفر پرحادثه، او با شخصیت های مرموزی از جمله هادلی نخست، یک مأمور آمریکایی، و یک زن ژاپنی به نام کاران آشنا می شود و در نهایت با حقیقت تاریکی درباره ماهیت روح و انسانیت روبرو می شود.
خلاصه داستان: یک قهرمان غیرمنتظره از دل درد و رنج مردم سر برمیآورد. آرویند ساگار، مردی معمولی که زندگیاش را وقف خانواده کرده، شاهد فساد بیپایان و بیعدالتی در سیستم اداری و پلیس است. وقتی سیستم قانونی در برابر ظلم و ستم ساکت میماند، او هویت جدیدی برای خود میسازد: گبار، یک شبهقهرمان مرموز که با روشهای خودش با فساد مبارزه میکند. با کارگردانی کریشنا دی.کی. و بازی آکشی کومار در نقش اصلی، این فیلم روایتی پر از اکشن و هیجان از عدالتی است که از بیرون قانون اجرا میشود. گبار به سرعت به نمادی برای مردم تبدیل میشود که از سیستم ناامید شدهاند، اما این مسیر پرخطر او را در برابر قدرتمندترین افراد کشور قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «تابستان استتن آیلند» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی رودمن فلندر و با بازیگرانی چون گراهام فیلیپس، زک پرلمن، اشلی گرام و بابی موینیهان، داستان دو دوست صمیمی به نامهای دنی و فرانک را روایت میکند که برای تأمین هزینههای کالج، در طول یک تابستان داغ و پرچالش به عنوان نجاتغریق در استخر عمومی محله خود در استتن آیلند مشغول به کار میشوند. آنها در این مسیر با چالشهای مختلفی از جمله برخورد با همکاران عجیب و غریب، مسابقات احمقانه و درگیری با مقامات محلی روبرو میشوند. این فیلم با طنزی اجتماعی و موقعیتهای خندهدار، زندگی نوجوانی و رویارویی با مسئولیتهای بزرگسالی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک ساعت دیواری کوچک به نام راجر در مغازه تعمیرات آقای هیگینز زندگی میکند که با عشق به کار خود، زمان را برای همه نشان میدهد. اما زمانی که یک ساعت دیواری جدید و پرزرق و برق به نام لرد پاچینگتون وارد مغازه میشود، راجر احساس بیمصرفی کرده و تلاش میکند تا با تقلید از حرکات نمایشی لرد، توجه مشتریان را جلب کند. این کار باعث به هم خوردن نظم مغازه و ایجاد هرج و مرج میشود. در نهایت راجر متوجه میشود که ارزش واقعی او در انجام درست و دقیق وظیفهاش است و با بازگشت به کار اصلی خود، نظم را به مغازه بازمیگرداند و احترام آقای هیگینز را به دست میآورد. این انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی مایکل دو ویت و تهیهکنندگی والت دیزنی است.