خلاصه داستان: کیوکو، یک زن جوان که شوهرش روزی بدون هیچ توضیحی ناپدید میشود، پس از دو سال به طور غیرمنتظره با او دوباره ملاقات میکند. او به او میگوید که درگذشته و در حال سفر به ساحل است. با وجود شگفتی، کیوکو تصمیم میگیرد او را همراهی کند و در طول سفری پر از راز و رمز، به دلیل مرگ او پی میبرد و با گذشتهاش مواجه میشود.
خلاصه داستان: در سال 1998، فیلم "ترومن شو" داستان مردی به نام ترومن بربانک را روایت میکند که بدون اطلاع، تمام زندگیاش در قالب یک برنامه تلویزیونی زنده در جهانی ساختگی و کنترل شده از طریق هزاران دوربین پنهان، به نمایش در میآید. او تنها بینندهای نیست که نمیداند قرار است تماشا شود، بلکه خود شخصیت اصلی این نمایش بیپایان است. زندگی او از همان لحظه تولدش تا کنون، به دقت طراحی شده و هر کس در اطراف او بازیگر این نمایش واقعیت هستند. اما روزی ترومن شروع به شک و تردید میکند و متوجه میشود که همه چیز اطرافش مصنوعی است. او تصمیم میگیرد از این دنیای دروغین فرار کند و به دنبال حقیقت و آزادی واقعی برود.
خلاصه داستان: در سال 2015، فیلم مستندی به نام «The Hunting Ground» به جامعه آمریکا ضربهای سخت زد. این فیلم، با نگاهی رویکردی و تحقیقی، به بررسی آمار و واقعیتهای مربوط به تجاوز جنسی در دانشگاههای آمریکا میپردازد. با مصاحبههایی از دانشجویان، دانشجویان سابق، و کارشناسان، فیلم به نمایش گذاشتن چگونگی مدیریت این موضوع از سوی دانشگاهها و نحوه برخورد با قربانیان میپردازد. «The Hunting Ground» نه تنها به عنوان یک مستند تحقیقی، بلکه به عنوان یک ندای اعتراضی در برابر سکوت و بیتفاوتی در برخورد با این موضوع حساس، به مخاطبان خود پیام میرساند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «گنج» دربارهی یک مرد جوان به نام جک است که پس از مرگ پدرش، کلید یک صندوق اسرارآمیز را به ارث میبرد. با کمک دوستانش، جک به دنبال رمز و راز این گنج میرود و در این راه با چالشهای مختلفی روبرو میشود. سال 2024.
خلاصه داستان: در سریال انتقام، امیلی تورن یک دختر جوان و زیبا است که برای انتقام از کسانی که پدرش را به قتل رساندند، به هامپتونها میآید. او به عنوان اماندا کلارک، با شناسنامه جعلی، در جامعه ثروتمند و قدرتمند این منطقه جا میگیرد و با استفاده از هوش و زیبایی خود، به آرامی شروع به انتقامگیری از دشمنان پدرش میکند. در طول سه فصل، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که تا چه اندازه میتواند برای انتقامگیری از عزیزانش فداکاری کند. در نهایت، او با کمک دوستان و عشاق خود، موفق میشود دشمنانش را شکست دهد و زندگی جدیدی را آغاز کند.
خلاصه داستان: متیو و لیزا یک زوج متاهل هستند که با دو فرزندشان در خانهای در لسآنجلس زندگی میکنند. متیو یک فیلمساز مستقل است که به سختی تلاش میکند تا پروژه جدیدش را تکمیل کند، در حالی که لیزا به عنوان یک معلم کار میکند. زندگی آنها به هم میخورد وقتی که برادر کوچک متیو، تیم، که اخیراً از یک رابطه شکست خورده است، و کتی، دوست بهترین دوست لیزا که اخیراً از یک ازدواج شکست خورده است، تصمیم میگیرند در خانه آنها بمانند. این سه زوج با مشکلات شخصی و رابطهای خود، به دنبال راهی برای بازسازی زندگی و یافتن هدف در میانه هرج و مرج خانوادگی هستند.
خلاصه داستان: یک دختر جوان به نام ایوی در یک شب تاریک و طوفانی به یک خانهی رازآلود میرود. او برای پیدا کردن پدرش که سالها پیش ناپدید شده است، به این مکان مرموز آمده است. خانه پر از اسرار و رمزهایی است که ایوی باید آنها را کشف کند. او با مواجه شدن با رویدادهای عجیب و غریب و شخصیتهای مرموز، به تدریج به حقیقت دلخراشی در مورد گذشتهی خود و پدرش پی میبرد. در این بین، او باید با ترس و وحشت مواجه شده و تصمیمات سختگیرانهای را برای نجات خود و کشف حقیقت بگیرد.
خلاصه داستان: در یک مدرسه دخترانه در خارج از شهر، دو دختر جوان - کات و رز - در طول مرخصی عید پاک در مدرسه گیر افتادهاند. کات، دختری سرشار از انرژی و شور، باور دارد که پدر و مادرش در راه هستند تا او را بگیرند. اما روزها میگذرند و کات به طور مرموزی تغییر میکند و رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان میدهد. در همین حال، رز با کات رابطهای پیچیده و مخفی برقرار میکند. در طرف دیگر داستان، جوانی به نام جوان، که اخیراً از یک بیمارستان روانی آزاد شده، به دنبال خواهر جوانش در همان شهر کوچک است. رویدادهای مرموز و وحشتناکی در حال رخ دادن است و گذشته تاریک این دختران به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان بینالمللی در مکزیک، دانشآموزان ثروتمند و مرفه زندگی میکنند. اما وقتی یکی از همکلاسیهایشان ناگهان میمیرد، رازهای تاریک و شکافهایی در زندگی آنها آشکار میشود. در حالی که پلیس به دنبال قاتل است، دوستیها آزمایش میشوند، خیانتها آشکار میگردند و زندگی همه به هم میریزد. در این درام پرشور، مرز بین دوستی و دشمنی محو میشود و هر کس باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه میتواند اعتماد کند.
خلاصه داستان: در بیمارستان گرانت مموری در شیکاگو، تیم پزشکان و پرستاران با چالشهای روزانه پزشکی و شخصی روبرو میشوند. دکتر ویل هالستد، دکتر نتال مانینگ، دکتر آبرنا نیکورن، دکتر آتلانتا لیکویتز و دیگر اعضای تیم در حالی که با موارد پزشکی پیچیده و بحرانهای غیرمنتظره سر و کار دارند، باید تعادل بین زندگی شخصی و مسئولیتهای حرفهای خود را حفظ کنند. در هر قسمت، مواقعی از هیجان، درام و احساسات به تصویر کشیده میشود که نشان میدهد چگونه این تیم پزشکی با قلب و اراده قوی، تلاش میکنند تا جان بیماران خود را نجات دهند.