خلاصه داستان: یک فیلم جنایی درام به کارگردانی نیک کاساوتیس محصول سال ۲۰۰۶ که بر اساس ماجرای واقعی آدمربایی و قتل نوجوانی به نام نیکلاس مارکویتز ساخته شده است. داستان حول محور جانی تروتلو (با بازی امیل هرش)، قاچاقچی مواد مخدر جوان و خلافکار، میچرخد که پس از اختلاف مالی با جیک مازورسکی، تصمیم به ربودن برادر ۱۵ سالهی او، زک (با بازی آنتون یلچین)، میگیرد. آنچه به عنوان یک آدمربایی برای وادار کردن خانواده به پرداخت بدهی آغاز میشود، به تدریج به یک مهمانی طولانی مدت در خانهی دوستانش تبدیل میشود، اما با وخیمتر شدن اوضاع و افزایش فشار، این ماجرا به فاجعهای غیرقابل جبران منجر میشود. فیلم با بازی ستارگانی چون جاستین تیمبرلیک، بروس ویلیس و شارون استون، روایتی هولناک و واقعگرایانه از فروپاشی اخلاقی و پیامدهای انتخابهای نادرست نسل جوان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
«بابُل» (۲۰۰۶) به کارگردانی راوی چوپرا، فیلمی درام و خانوادگی با بازیگری درخشان آمیتاب باچان، هریتک روشن، رانی موکرجی، جان آبراهام و سلمی آغا است. داستان فیلم حول محور مالتی (رانی موکرجی) و آویشک (هریتک روشن) میچرخد که پس از ازدواجی عاشقانه، صاحب فرزندی میشوند. اما زندگی آنها با مرگ ناگهانی آویشک در یک تصادف، به کاملاً دگرگون میشود. مالتی که حالا بیوه شده، تمام زندگی خود را وقف بزرگ کردن پسرش میکند. پس از سالها، او عاشق مردی به نام راجات (جان آبراهام) میشود، اما جامعه و خانوادهاش به دلیل تعصبات سنتی، با این ازدواج مخالفت میکنند. در این میان، بابُل (آمیتاب باچان)، پدر آویشک، که مردی روشنفکر و دلسوز است، برای خوشبختی دوباره عروسش وارد عمل میشود و تلاش میکند تا موانع را از سر راه بردارد. این فیلم با نگاهی عمیق به مسائلی همچون بیوهسری، تعصبات اجتماعی، عشق والدین و ازدواج مجدد، روایتی تأثیرگذار و احساسی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بابل» (۲۰۰۶) به کارگردانی آلخاندرو گونسالس اینیاریتو، فیلمی درخشان با بازی برد پیت، کیت بلانشت، گائل گارسیا برنال و ری کوگناوا است که چهار داستان به ظاهر جدا را در سه قاره مختلف به هم پیوند میزند. در مراکش، دو پسر روستایی تفنگی از پدرشان میدزدند و به طور تصادفی به توریستی آمریکایی (کیت بلانشت) شلیک میکنند و همسرش (برد پیت) را در تلاشی ناامیدانه برای نجات او رها میکنند. در مکزیک، نامهرسانی (گائل گارسیا برنال) در روز عروسی برادرزادهاش، بچههای خانواده آمریکایی را نگه میدارد و در بازگشت به مرز با مشکلی جدی روبرو میشود. در ژاپن، یک نوجوان ناشنوا (ری کوگناوا) که مادرش به تازگی خودکشی کرده، در جستجوی ارتباط و درک، با یک کارآگاه پلیس تعامل برقرار میکند. این فیلم با بهرهگیری از زبانهای مختلف و روایت غیرخطی، مفهوم ارتباط، سوءتفاهم و پیامدهای یک لحظه را در دنیایی به هم پیوسته بررسی میکند و نشان میدهد چگونه یک عمل ساده میتواند زنجیرهای از رویدادها را در سراسر جهان به حرکت درآورد.
خلاصه داستان: دو برادر آمریکایی به نامهای یان و تاد به آلمان سفر میکنند تا خاکستر پدربزرگشان را به زادگاهش بازگردانند. در آنجا، آنها به طور اتفاقی با یک جشنواره مخفی و زیرزمینی نوشیدن آبجو به نام «بییرفست» (Beerfest) مواجه میشوند که در آن تیمهای ملی از سراسر دنیا برای کسب عنوان قهرمانی به رقابت میپردازند. پس از تحقیر شدن توسط تیم ملی آلمان، این دو برادر تصمیم میگیرند به آمریکا بازگردند و با جمعآوری گروهی از بهترین نوشندگان آبجو، تیمی به نام «تیم آمریکا» تشکیل دهند تا سال بعد به آلمان بازگردند و در این مسابقات شرکت کرده و انتقام بگیرند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جی چاندراسخار و با بازیگری کلانسی براون، جی چاندراسخار، کوین هیلی، استیو لم، پال سوتر و اریک کریستین اولسن است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «کارمند ماه» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی گرگ کولیدز و با بازی داکس شپرد، جسیکا سیمپسون و دین کین است. داستان حول محور رقابت بین دو کارمند فروشگاه بزرگ میچرخد: زک (داکس شپرد)، کارمند تنبل و بیانگیزه، و وینس (دین کین)، کارمند نمونه و کمالگرا. زمانی که ایمی (جسیکا سیمپسون)، کارمند جدید و جذاب، به تیم میپیوندد، مدیر فروشگاه اعلام میکند که جایزه کارمند ماه یک خودروی اسپورت خواهد بود و کارمند برنده میتواند با ایمی قرار بگذارد. این موضوع باعث میشود زک برای اولین بار در زندگی شغلی خود تلاش کند تا رقیب جدی برای وینس شود و رقابتی طنز و مفرح بین این دو شکل میگیرد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۴، راسل کرو در فیلم «یک سال خوب» به کارگردانی ریدلی اسکات ظاهر شد. این فیلم داستان مکس اسکینر (راسل کرو)، یک سرمایهگذار موفق و بیرحم در بازار سهام لندن را روایت میکند که زندگیاش تنها به پول و معاملات خلاصه شده است. پس از مرگ عمویش، مکس وارث یک تاکستان زیبا در منطقه پرووانس فرانسه میشود. او با هدف فروش سریع ملک به فرانسه سفر میکند، اما زیبایی طبیعت، آرامش زندگی روستایی و آشنایی با زنی مرموز به نام فانی (ماریون کوتیار) و یک آشپز محلی به نام دوکا (دیدیه بورگون) به تدریج دیدگاه او را نسبت به زندگی تغییر میدهد. مکس که درگیر خاطرات کودکی خود در آن تاکستان میشود، با چالش بزرگی روبرو میگردد: آیا باید به زندگی پرسرعت و پولساز قبلی خود بازگردد یا معنای واقعی خوشبختی را در سادگی و عشق پیدا کند؟ این فیلم با بازیهای درخشان و تصاویر نفسگیر از طبیعت فرانسه، داستانی دلنشین درباره تغییر، عشق و کشف دوباره ارزشهای واقعی زندگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان به نام جان فلمینگ در رصدخانه ای در بریتانیا مشغول کار است که سیگنالهای مرموزی از کهکشان آندرومدا دریافت میکند. این سیگنالها حاوی دستورالعملهایی برای ساخت یک ابرکامپیوتر پیشرفته هستند. دولت بریتانیا پروژهای سری را برای ساخت این کامپیوتر آغاز میکند و دانشمندی به نام رینهارد را مسئول آن میکند. با فعال شدن کامپیوتر، موجودی به نام آندرومدا به شکل زنی جوان به نام جودی ایجاد میشود. فلمینگ متوجه میشود که آندرومدا قصد دارد کنترل دانش و فناوری زمین را به دست بگیرد و تمدن بشری را تحت سلطه خود درآورد. او باید با کمک همکارانش راهی برای متوقف کردن این موجود فرا زمینی پیدا کند. این مینیسریال علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۶ بریتانیا به کارگردانی جان استریکلند و با بازی تام هارپر، کلیلی هولز، جین آشر و چارلی کاکس است که بر اساس رمانی از فرد هویل و جان الیوت ساخته شده است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تینا فی، داستان زندگی لیز لمون (با بازی تینا فی) را روایت میکند؛ نویسندهای که در یک برنامه تلویزیونی طنز در شبکه NBC به نام «زن باحال» کار میکند. لیز باید میان خواستههای غیرمنطقی بازیگر اصلی برنامه، تریسی جردن (با بازی تریسی مورگان)، و مدیر جدید شبکه، جک دوناگی (با بازی الک بالدوین)، تعادل برقرار کند. سریال با طنز هوشمندانه خود، پشت صحنه صنعت تلویزیون را به تصویر میکشد و ماجراهای شخصی و حرفهای این تیم کاری نامتعارف را به شیوهای خندهدار و گاه مضحک به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک در رومانی، شانزده سال پس از انقلاب ۱۹۸۹، سه مرد در یک برنامه تلویزیونی محلی گرد هم میآیند تا درباره نقش خود در آن رویداد تاریخی بحث کنند. «پیسکو»، معلمی الکلی، «یوآن مانس»، پیرمردی تنها، و «تیرادئو»، مجری برنامه، هر یک روایت متفاوتی از آن روز ارائه میدهند. آنچه آغاز میشود، کاوشی طنزآمیز و گاه غمانگیز در ماهیت حافظه، دروغ و هویت در جامعهای پسا کمونیستی است. کارگردان کورنلیو پورومبویو در این فیلم که در سال ۲۰۰۶ ساخته شده، با بازی میرچا آندرسکو، تئودور کوروبان و ایون ساپدارو، تصویری دقیق و بیرحم از زندگی روزمره و فراموشی جمعی در رومانی معاصر به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی Alek Keshishian و با بازیگری بریتانی هرتسفورد در نقش جاسپر، دستیار جوان و آرمانگرای یک مجله مد است که در لندن زندگی میکند. داستان حول محور زندگی عشقی جاسپر میچرخد که سعی میکند به دوست همجنسگرای خود پیتر (که توسط متیو ریز به تصویر کشیده شده) کمک کند تا عشق واقعی خود را پیدا کند، در حالی که خودش درگیر رابطهای پیچیده با عکاس معروفی به نام پائولو (Diego Luna) میشود. در این میان، شخصیت جاسپر با چالشهای هویتی و عشقی مواجه است و داستان با طنزی ظریف و لحنی مدرن، زندگی در دنیای مد و رسانه را به تصویر میکشد. بازیگرانی مانند استیون برکوف، سامانتا بلوم و کاترین پارکینسون نیز در نقشهای مکمل حضور دارند.