خلاصه داستان: یک معلم رقص حرفهای در نیویورک به نام پیر دولین، که یک مدرسه رقص مجلل دارد، پیشنهاد داوطلبانهای به یک دبیرستان دولتی مشکلدار ارائه میدهد. او قصد دارد به دانشآموزان بیانگیزه و سرکش که به خاطر رفتارهای ناشایست به کلاس دروس رقص تنبیهی فرستاده شدهاند، رقص باله و سالسا آموزش دهد. در ابتدا، دانشآموزان که عمدتاً از محلههای فقیرنشین هستند، با او مخالفت کرده و سبک رقص او را مسخره میکنند. اما پیر با صبر و درک، به تدریج اعتماد آنها را جلب کرده و با ترکیب حرکات رقص کلاسیک با موسیقی هیپهاپ و سبکهای خیابانی که دانشآموزان به آن علاقه دارند، یک فرم جدید و منحصر به فرد خلق میکند. این روند نه تنها مهارتهای رقص آنها را بهبود میبخشد، بلکه به آنها اعتماد به نفس، انضباط و امید به آیندهای بهتر میدهد. فیلم با بازی آنتونیو باندراس در نقش پیر دولین و کارگردانی لیز فریدلندر، داستانی الهامبخش و پراحساس از قدرت هنر و آموزش برای تغییر زندگی جوانان است.
خلاصه داستان: اولیویا یک زن مجرد و سی و چند ساله است که شغل خود را به عنوان معلم ترک کرده و اکنون در لس آنجلس به عنوان نظافتچی کار میکند. او درگیر رابطهای بیثبات با مایک، مربی بدنسازی است که از نظر مالی به او وابسته است. در مقابل، سه دوست صمیمی اولیویا — جین، فران و کریستین — همگی ازدواج کردهاند و از نظر مالی کاملاً تأمین هستند. جین، یک طراح لباس موفق، با همسرش درگیر مشکلاتی است که به نظر میرسد ریشه در افسردگی او دارد. فران، نویسندهای پولدار، با همسرش و پسر نوجوانشان زندگی میکند و گاهی اوقات احساس میکند در زندگی خود گیر کرده است. کریستین، یک نویسنده موفق، با شوهرش بن در حال بازسازی خانهشان هستند، اما این پروژه به تدریج باعث ایجاد تنش در ازدواج آنها میشود. در حالی که دوستان اولیویا سعی میکنند به او در پیدا کردن مسیر زندگی کمک کنند، هر یک از آنها با مشکلات و نارضایتیهای پنهان خود دست و پنجه نرم میکنند و ثروت و موفقیت ظاهری آنها تضمینکننده خوشبختی نیست. این فیلم به کارگردانی نیکول هولوفسنر و با بازی جنیفر آنیستون، کاترین کینر، جوآن کوزاک و فرانسیس مکدورمند، زندگی این چهار زن را در مواجهه با مسائل مالی، عاطفی و هویت فردی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «ماهی را رها کن» (Catch and Release) فیلمی درام-کمدی محصول سال ۲۰۰۶ آمریکا به کارگردانی سوزانا گرانت است. فیلم با بازی جنیفر گارنر در نقش گری، زنی جوان که نامزدش در آستانه ازدواجشان در حادثهای غرق میشود، روایت میشود. گری پس از این واقعه غمانگیز، برای کنار آمدن با مرگ نامزدش تلاش میکند و در این مسیر با دوستان صمیمی او آشنا میشود. در این میان، رازهای پنهانی از زندگی نامزد مرحومش فاش میشود که همه تصورات او را زیر سوال میبرد و مسیر زندگیاش را به کلی تغییر میدهد. تیموتی اولیفانت، سام جگر و جولیانا مارگولیس از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند که داستانی از غم، عشق و کشف حقیقت را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: «روزهای افتخار» (۲۰۰۶) به کارگردانی رشید بوشارب، داستان گروهی از سربازان شمال آفریقایی (مراکشی و الجزایری) را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم برای آزادسازی فرانسه از اشغال نازیها میجنگند. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانی چون سامی بوعجیله، روزشدی زم، سامی نصری و برنار بلانکو، ماجرای این سربازان را از زمان پیوستنشان به ارتش فرانسه تا شرکت در نبردهای مهمی مانند نبرد وُوژ و نبرد آلزاس دنبال میکند. فیلم به شکلی قدرتمند به تبعیضهای نژادی و نابرابریهایی که این سربازان در ارتش فرانسه با آن مواجه بودند، میپردازد و فداکاریهای آنان را که سالها نادیده گرفته شده بود، به تصویر میکشد. «روزهای افتخار» با نگاهی انتقادی به تاریخ، داستان مردانی را روایت میکند که برای کشوری جنگیدند که به آنان به چشم شهروند درجه دوم نگاه میکرد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، جهان با یک بحران بیسابقه روبرو است: انسانها دیگر قادر به تولیدمثل نیستند و نزدیک به دو دهه است که هیچ کودکی متولد نشده است. تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، یک کارمند سابق دولت، در این دنیای آشفته و ناامید زندگی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با کی (با بازی کلر هوپ اشتی)، رهبر یک گروه مخالف، روبرو میشود. کی رازی باورنکردنی دارد: او باردار است و این میتواند تنها امید برای نجات بشریت باشد. تئو باید کی را از دست نیروهای دولتی و گروههای شورشی فراری دهد و او را به گروهی افسانهای به نام «پروژه بشر» برساند. این سفر خطرناک در دنیایی پر از هرج و مرج، ترس و ناامیدی، به کارگردانی آلفونسو کوارون، داستانی نفسگیر و عمیق درباره امید، فداکاری و بقای بشریت را روایت میکند. فیلم «فرزندان انسان» با بازیگرانی چون جولین مور، مایکل کین و چویتل اجیوفور، اثری ماندگار در ژانر علمی-تخیلی است.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی ورزشی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی مکجی و با بازی متیو مککانهی، متیو فاکس و دیوید استراترن است. داستان بر اساس رویدادهای واقعی پس از سانحه سقوط هواپیمای حامل تیم فوتبال دانشگاه مارشال در سال ۱۹۷۰ شکل گرفته است که منجر به کشته شدن ۷۵ نفر از بازیکنان، مربیان و حامیان تیم شد. در این شرایط غمانگیز، جک لنگل (مککانهی) به عنوان سرمربی جدید استخدام میشود تا تیم فوتبال مارشال ثاندرینگ هرد را از نو بسازد و امید را به جامعه ویران شده هانتینگتون، ویرجینیای غربی بازگرداند. او به همراه دستیارش ویلیام «رد» داوسون (فاکس) و رئیس دانشگاه دونالد ددمن (استراترن) با چالشهای عاطفی و مالی متعددی روبرو میشوند تا بتوانند روحیه شهر را تقویت کرده و میراث تیم را احیا کنند.
خلاصه داستان: «مردی برای تمام فصول» (۱۹۶۶) به کارگردانی فرد زینمان، روایتگر داستان سر توماس مور (با بازی درخشان پل اسکوفیلد)، مردی است که در برابر قدرت مطلق پادشاه هنری هشتم (رابرت شاو) ایستادگی میکند. هنگامی که پادشاه برای طلاق گرفتن از همسرش کاترین و ازدواج با آن بولین (ونسا ردگریو) با مخالفت پاپ مواجه میشود، تصمیم به جدایی از کلیسای کاتولیک و تأسیس کلیسای انگلستان میگیرد. در این میان، توماس مور که به عنوان صدراعظم انگلستان خدمت میکرد، به دلیل اعتقادات عمیق مذهبی و اخلاقی خود، از تأیید این ازدواج و انکار اقتدار پاپ سر باز میزند. این ایستادگی او را در مسیری پرخطر قرار میدهد که به قیمت جانش تمام میشود. این فیلم برنده ۶ جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد شد و به عنوان یکی از برترین آثار سینمای کلاسیک شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام الکس بک، پس از قتل همسرش مارگو هشت سال در غم از دست دادن او زندگی میکند. اما وقتی دو جسد در نزدیکی محل قتل پیدا میشوند و او ایمیل مرموزی دریافت میکند که نشان میدهد مارگو زنده است، زندگی او دگرگون میشود. حالا الکس که خود به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب پلیس است، باید برای اثبات بیگناهی خود و کشف حقیقت پشت این راز مرموز، دست به هر کاری بزند. این فیلم مهیج فرانسوی به کارگردانی گیوم کنه و با بازی فرانسوا کلوزه، ماری-ژوزه کروز و آندره دوسولیه، تماشاگر را در یک داستان پرپیچوخم و نفسگیر غرق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم جنایی درام محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تاد رابینسون، داستان واقعی دو کارآگاه به نامهای رابینسون و هیلدربراند را روایت میکند که در دهه ۱۹۴۰ برای دستگیری یک زوج قاتل سریالی به نامهای مارتا بک و ریmond فرناندز تلاش میکنند. این زوج مرموز که به «قاتلان تنهای تنها» معروف بودند، از طریق آگهیهای روزنامه با زنان تنها آشنا شده و پس از فریب آنها، به قتلشان میپرداختند. جان تراولتا در نقش کارآگاه رابینسون و جیمز گاندولفینی در نقش همکارش، در تعقیب و گریزی پرتنش با این زوج خطرناک قرار میگیرند که توسط سالما هایک و جارد لتو به تصویر کشیده شدهاند. فیلم با بازسازی دقیق دوران گذشته و تمرکز بر روانشناسی شخصیتهای اصلی، داستانی تاریک و هیجانانگیز از یکی از مشهورترین پروندههای جنایی تاریخ آمریکا را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: کریش پسری جوان و سادهدل است که در کوهستانهای دورافتاده با مادربزرگش زندگی میکند. او از قدرتهای فوقالعادهای برخوردار است اما از ریشه و گذشتهی خود بیخبر است. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با پریا، دختری از شهر بزرگ، آشنا میشود و برای به دست آوردن دل او راهی بمبئی میشود. در شهر، دکتر سیدهارت آریا، دانشمندی شرور، قصد دارد از قدرتهای کریش برای اهداف شوم خود استفاده کند. کریش باید هویت واقعی خود را کشف کند و از قدرتهایش برای نجات جهان استفاده نماید. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی راکش روشن و با بازی هریتک روشن، پریانکا چوپرا و نصیرالدین شاه است.