خلاصه داستان: یک پسر نوجوان که قصد مسافرت با هواپیما را دارد، بعد از دیدن یک رویای وحشتناک که در آن خودش و دوستانش در سانحه هواپیما کشته می شوند، همراه دوستانش از هواپیما پیاده می شود و هواپیما همانطور که در رویا دیده بود، دچار مشکل شده و سقوط می کند. اما طولی نمی کشد که آنها در میابند مرگ برای تک تک آنها برنامهای چیده است…
خلاصه داستان: بروس آلمایتی؛ فیلمی کمدی به کارگردانی تام شادیاک است. بروس (جیم کری) یک گزارشگر درجه ۲ در یک شبکه تلویزیونی است و در یک آپارتمان کوچک زندگی میکند. زندگی او عیب و ایرادی ندارد اما او زندگی خود را متوسط ارزیابی کرده و از آن گله مند است. در یکی از روزها بدشانسی زیادی به سراغ او میآید و پس از اخراج از محل کار و تصادف با اتومبیلش، از اراذل و اوباش نیز کتک مفصلی میخورد…
خلاصه داستان: عشق حقیقی؛ فیلمی کمدی به کارگردانی ریچارد کرتیس و نفش آفرینی هیو گرانت، لیام نیسون، کالین فرث، لورا لینی، اما تامپسون، آلن ریکمن، کیرا نایتلی، بیل نای، روآن اتکینسون، بیلی باب تورنتون، مارتین فریمن، اندرو لینکلن، خودریگو سانتورو، الیشا کاتبرت و ایوانا میلیچویچ است. داستان ۸ نفر در آستانه کریسمس در لندن و قصه مرتبطشان را روایت میکند…
خلاصه داستان: «اندی اندرسون» در تلاش است تا مرزهای خلاقیتش را به منظور نگارش مطالب جدید گسترش دهد و برای رسیدن به اهدافش قصد دارد تا با برقراری ارتباط با یک مرد مناسب و ترک کردن وی در یک بازه زمانی مشخص، اثر تازهای را بنویسد اما...
خلاصه داستان: داگویل شهر کوهستانی در ایلات متحده می باشد که جمعیت آن بسیار کم می باشد و مردم شهر انسان های ساده اند که به کار خودشان مشغول هستند، تا اینکه در یک شب دختری به نام گریس که از دست تعدادی گانگستر در حال فرار است به این شهر پناه می برد. روز بعد ساکنان داگویل در یک نشست همگانی به ماندن گریس رای می دهند ب ...
خلاصه داستان: “ایرل” و “هنک” در یک چیز با هم تشابه دارند، هردو طرد شده ی اداره ی پلیس لوس آنجلس هستند! یکی خنگ و دیگری عصبانی. اخراج این دو همکار در یک اتفاق باورنکردنی، ناگهان منجر به کشف بزرگترین باند قاچاق در آمریکا می شود و حال این دو مامور بدشانس ناخواسته درگیر این ماجرا می شوند و …
خلاصه داستان: "لارا کرافت" ماجراجو به سفری خطرناک می رود تا از دستیابی یک دانشمند دیوانه به جعبه پاندورای افسانه ای جلوگیری کند.در این راه یک افسر سابق نیروی دریایی به او کمک می کند...
خلاصه داستان: مایکل مهندس برق است و در حال انجام پروژه های فوق محرمانه برای مدیرش می باشد. او قبول کرده بعد از هر پروژه حافظه اش پاک شود و در مقابل پول زیادی دریافت کند. ولی روزی مدیرش تصمیم می گیرد حافظه سه سال او را پاک کند