خلاصه داستان: این ها، پسری که در محیطی سخت و پرتنش رشد کرده، به فردی قوی و نترس تبدیل شده است. او به طور اتفاقی با دختری به نام مین سو یئون (هان جی مین) آشنا میشود و به تدریج به او علاقهمند میشود. اما در جریان نجات او از دست آدمربایان، به جرمهای مختلف متهم شده و به هفت سال زندان محکوم میشود. پس از گذشت این مدت، این ها (لی بیونگ هون) که اکنون مردی جوان شده، از زندان آزاد میشود و سرنوشت بار دیگر او را به طور غیرمنتظره با مین سو یئون (سونگ های کیو) روبهرو میکند و...
خلاصه داستان: چهار نوازنده بیگانه با استعداد توسط یک تهیه کننده رکورد ربوده شده اند که آنها را به عنوان انسان مبدل می کند و آنها را مجدداً برنامه ریزی کرده اند تا هویت واقعی خود را فراموش کنند و پاپ شرکت های بی روح را به عنوان Crescendolls بازی کنند.
خلاصه داستان: پس از بستری شدن در یک بیمارستان روانی، سو-می با خواهرش، سو-یون، دوباره متحد می شود و آنها برای زندگی در خانه خود باز می گردند. اما اتفاقات عجیب و غریب خانه را گرفتار می کند که منجر به افشاگری های غافلگیر کننده و یک نتیجه تکان دهنده می شود...
خلاصه داستان: دوپلکس فیلمی در ژانر کمدی به کارگردانی دنی دویتو است. الکس و نانسی وقتی باخبر می شوند که قسمت پایین یک دوپلکس قدیمی خالی شده، هر دو فکر می کنند آن چه را دنبالش بوده اند، یافته اند. اما خیلی زود پی می برند که آپارتمان یک عیب بزرگ دارد که فکرش را نکرده بوده اند: همسایه ی طبقه ی بالاشان، خانم کانلی، زنی مسن است که از زندگی شان جهنمی می سازد...
خلاصه داستان: پیتر پن داستان هیجان انگیز پسری است که هیچوقت بزرگ نمیشود. او یک شب بچه های خانواده ی دارلینگ را به سرزمینی میبرد که خبری از قوانین دنیای آدم بزرگ ها نیست. اما یک دزد دریایی بد ذات به نام کاپیتان هوک جنگی را مقابل آنها آغاز کرده است و …
خلاصه داستان: یک پسر نوجوان که قصد مسافرت با هواپیما را دارد، بعد از دیدن یک رویای وحشتناک که در آن خودش و دوستانش در سانحه هواپیما کشته می شوند، همراه دوستانش از هواپیما پیاده می شود و هواپیما همانطور که در رویا دیده بود، دچار مشکل شده و سقوط می کند. اما طولی نمی کشد که آنها در میابند مرگ برای تک تک آنها برنامهای چیده است…
خلاصه داستان: بروس آلمایتی؛ فیلمی کمدی به کارگردانی تام شادیاک است. بروس (جیم کری) یک گزارشگر درجه ۲ در یک شبکه تلویزیونی است و در یک آپارتمان کوچک زندگی میکند. زندگی او عیب و ایرادی ندارد اما او زندگی خود را متوسط ارزیابی کرده و از آن گله مند است. در یکی از روزها بدشانسی زیادی به سراغ او میآید و پس از اخراج از محل کار و تصادف با اتومبیلش، از اراذل و اوباش نیز کتک مفصلی میخورد…