خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی دیوید لینچ که در سال ۱۹۹۹ ساخته شد و برخلاف آثار معمول این کارگردان، اثری آرام و انسانی است. داستان بر اساس زندگی واقعی آلوین استریت (با بازی ریچارد فارنزورث در نقش آکادمیک برجسته) است، مردی سالخورده که برای دیدار با برادر بیمارش لایل (با بازی هری دین استنتون) که سالها با او قهر بوده، سفری طولانی را با دستگاه چمنزنی خود آغاز میکند. او از آیووا تا ویسکانسین را با سرعت کم و پشتکار زیاد طی میکند و در مسیر با افراد مختلفی ملاقات میکند که هرکدام درسهای ارزشمندی به او میدهند. این فیلم پرترهای عمیق از بخشش، خانواده و اراده انسان است که با بازی درخشان فارنزورث و کارگردانی ظریف لینچ به اثری ماندگار تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک فیلم اکشن ماجراجویی ترسناک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی استفان سامرز با بازی برندان فریزر، ریچل وایس و آرنولد وسلو در نقش ایمهوتپ. این فیلم داستان ریک اکانل، یک ماجراجوی آمریکایی را روایت میکند که در حین کاوش در شهر هاموناپترا، شهر گمشده مردگان، به طور تصادفی مومیایی یک کاهن خائن مصر باستان به نام ایمهوتپ را زنده میکند. ایمهوتپ که به خاطر عشق به معشوقه ممنوعهاش نفرین شده و زنده به گور شده بود، اکنون به هیولایی قدرتمند تبدیل شده و قصد دارد دنیای مدرن را نابود کند. ریک به همراهی Evelyn Carnahan، یک کتابدار و مصرشناس، و برادرش Jonathan باید قبل از آنکه ایمهوتپ معشوقهاش را احیا کند، راهی برای شکست دادن او بیابند. این فیلم با جلوههای ویژه تحسینبرانگیز و صحنههای اکشن نفسگیر، بازسازی کلاسیک فیلم ترسناک ۱۹۳۲ است و موفقیت آن منجر به ساخت دنبالههایی در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۸ شد.
خلاصه داستان: مککول اسکات، نویسندهی سیاهپوستی که در آستانهی انتشار اولین رمان پرفروش خود قرار دارد، برای شرکت در مراسم عروسی بهترین دوستش، هارپر استوارت، به نیویورک بازمیگردد. او در این مراسم با لیسی، معشوقهی سابق خود که اکنون نامزد هارپر است، رودررو میشود. در میان شوخیها، رقصها و بازیهای دوران دانشجویی، مککول باید با احساسات سرکوبشدهی خود، حسادتهای قدیمی و رازی بزرگ که در رمانش دربارهی دوستانش فاش کرده، کنار بیاید. این راز به تدریج برملا میشود و زندگی همه، از جمله رابطهی او با لیسی و دوستیاش با هارپر، را در معرض فروپاشی قرار میدهد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مالکوم دی. لی و با بازی تی مورفی، مورین نیس، تی دیگز و نایا لانگ است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، کارگردان برجسته، دیوید فینچر، با همکاری بازیگران تحسینشدهای چون جیک جیلنهال، وایولا دیویس و اسکار آیزاک، فیلم مهیج و روانشناختی «شوکران» (Hemlock) را خلق کرده است. داستان حول محور یک روانپزشک برجسته (جیلنهال) میگردد که برای درمان یک بیمار مرموز و بسیار خطرناک (آیزاک) استخدام میشود. اما به زودی متوجه میشود که این بیمار، یک قاتل زنجیرهای باهوش است که بازی ذهنی پیچیدهای را با او آغاز کرده و مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. وایولا دیویس در نقش کارآگاهی مصمم، سعی در متوقف کردن این قاتل دارد، در حالی که جیلنهال برای نجات جان خود و افشای رازهای تاریک گذشته بیمار، به عمق ذهن او نفوذ میکند. این فیلم با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر یک بازی مرگبار ذهنی نگه میدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۲، کارگردان جان مک تیرنان با اقتباس از رمان «خواران» نوشته مایکل کرایتون، فیلم سینمایی «جنگاور سیزدهم» را با بازی آنتونیو باندراس در نقش احمد ابن فضلان، شاعر و مأمور عرب تبعید شده از دربار خلیفه بغداد، خلق کرد. داستان هنگامی آغاز میشود که ابن فضلان به اجبار به سرزمینهای شمالی سفر میکند و در آنجا با گروهی از وایکینگهای به رهبری بولویف (ولادیمیر کولیش) روبرو میشود. او به عنوان جنگاور سیزدهم به این گروه میپیوندد تا در نبردی مرگبار علیه موجوداتی اسرارآمیز و خونخوار به نام «وندال» که قبیلهای را به وحشت انداختهاند، شرکت کند. این فیلم با ترکیب اکشن، ماجراجویی و عناصر فانتزی، روایتگر همکاری و دوستی میان فرهنگهای مختلف در مواجهه با تهدیدی مشترک است.
خلاصه داستان: تیتوس آندرونیکوس، ژنرال پیر و پیروز رومی، پس از یک دهه جنگ خونین با گوتها به رم بازمیگردد و با استقبال پرشور مردم روبرو میشود. امپراتور رم درگذشته و تاج و تخت خالی است. با وجود اینکه تیتوس محبوب ترین نامزد برای جانشینی است، او از این موقعیت صرف نظر میکند و به نفع پسر بزرگ امپراتور فقید، ساتورنینوس، کنار میرود. تیتوس که خود را وقف سنتهای رومی کرده، حاضر است برای جلب رضایت ساتورنینوس حتی پسر خود را قربانی کند. اما این تنها آغاز یک تراژدی هولناک است. تامورا، ملکه گوتهای اسیر شده که توسط تیتوس به رم آورده شده، سوگند انتقام میخورد. او به زودی با فریب و اغوا، ساتورنینوس را تحت سلطه خود درمیآورد و به عنوان امپراتریس جدید رم تاجگذاری میکند. تامورا و معشوق سیاهپوستش، آرون، شروع به طراحی نقشههای شوم خود برای نابودی تیتوس و تمام خاندانش میکنند. آنها فرزندان تیتوس را یکی پس از دیگری به دام میاندازند، به آنها تهمت میزنند و با وحشیگری به قتل میرسانند. حتی زمانی که تیتوس برای صلح التماس میکند، تامورا با بیرحمی تمام درخواست او را رد میکند. این خیانتها و جنایات پیاپی، ژنرال صلحطلب را به مردی دیوانه و تشنه انتقام تبدیل میکند. در نهایت، تیتوس نقشه انتقامی ابداع میکند که در آن تامورا را وادار میکند تا از گوشت پسران خودش که در پیرنگ قتل دو پسر تیتوس دست داشتهاند، بخورد. این ضیافت انتقامجویانه به اوج خود میرسد و منجر به یک کشتار دستهجمعی میشود که در آن تقریباً تمام شخصیتهای اصلی، از جمله تیتوس و تامورا، به کام مرگ کشیده میشوند و تنها پسر باقیمانده تیتوس، لوسیوس، برای حکمرانی بر ویرانههای رم باقی میماند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جولی تایمور و با بازی آنتونی هاپکینز، جسیکا لنگ و آلان کامینگ است.
خلاصه داستان: فیلمی درام و تلخواقعگرایانه به کارگردانی لین رامزی که در سال ۱۹۹۹ ساخته شد. داستان در اسکاتلند و در محلهای فقیرنشین در دهه ۱۹۷۰ میگذرد و زندگی پسری دوازدهساله به نام جیمز گیلز (ویلیام ادی) را روایت میکند که به طور تصادفی باعث غرق شدن دوستش در یک کانال آب میشود. این حادثه او را دچار عذاب وجدان شدیدی میکند و او در حالی که با فقر، آشفتگی خانواده و محیط خشن اطرافش دست و پنجه نرم میکند، سعی دارد با این گناه کنار بیاید. فیلم با نگاهی شاعرانه و بیپروا به دنیای کودکی و معصومیتی که در میان زشتیها و زبالهها گم شده، میپردازد.
خلاصه داستان: در یک پاسگاه نظامی دورافتاده در قرن نوزدهم، کاپیتان جان بوید و هنگ او یک ماموریت نجات را آغاز میکنند که وقتی توسط یک آدمخوار سادیست کمین میشود، چرخشی تاریک به خود میگیرد.