خلاصه داستان: فیلم امید شناور (۱۹۹۸) به کارگردانی فارست ویتاکر با بازی سندی بولاک در نقش بریدی پرویت، هری کاناوی جونیور و جینا رولندز، داستان زنی را روایت میکند که پس از رسوایی خیانت شوهرش در یک برنامه تلویزیونی ملی، با دختر کوچکش به شهر کوچک زادگاهش در تگزاس بازمیگردد و با چالشهای عاطفی، روابط خانوادگی پیچیده و فرصتی برای عشق دوباره روبرو میشود تا زندگیاش را از نو بسازد.
خلاصه داستان: فیلم «استلا چطور شیطنتش را پس گرفت» محصول ۱۹۹۸ به کارگردانی کوین رادنی سالیوان با بازی درخشان آنجلا باست در نقش استلا پردی، زنی میانسال موفق اما خسته از زندگی یکنواخت و خانوادگیاش، و تای دیگز در نقش وینستون شیفر، مرد جوانی پرجنبوجوش، داستان سفری احساسی و رمانتیک را روایت میکند؛ استلا در تعطیلات جامائیکا با وینستون آشنا میشود و این رابطه غیرمنتظره او را به چالش میکشد تا با گذشتهاش روبرو شود، اعتماد به نفس از دست رفتهاش را باز یابد و دوباره شور و شوق زندگی را تجربه کند، در حالی که با تفاوت سنی، مسئولیتهای مادرانه و انتظارات اجتماعی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم وانپایرها (Vampires) به کارگردانی جان کارپنتر در سال ۱۹۹۸، با بازی جیمز وودز در نقش جک کروستر شکارچی خونآشامان حرفهای، دنیل بالدوین و شرل لی، داستان گروهی از شکارچیان استخدامشده توسط کلیسا را روایت میکند که برای نابودی لانهای از خونآشامان باستانی در نیومکزیکو مأموریت میگیرند. جک و تیمش با خونآشامی قدرتمند به نام والِریو مواجه میشوند که قادر به تبدیل انسانها به خونآشام در مسافتهای دور است و تهدیدی جهانی ایجاد میکند، در حالی که خیانتها و درگیریهای داخلی تیم را به چالش میکشد و نبردی خشن و پرهیجان را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «بیدار کردن ند دیواین» محصول ۱۹۹۸ به کارگردانی کرک جونز با بازیهای درخشان ایان بنن در نقش جکی اوسالیوان و دیوید کلی در نقش مایکل اوسالیوان، داستان دو دوست صمیمی در روستای کوچک توری ایرلند را روایت میکند. مایکل بلیت برنده لاتاری ملی به مبلغ ۶.۹ میلیون پوند را به دست میآورد اما از شدت هیجان سکته میکند و میمیرد. جکی برای تصاحب جایزه، با کمک اهالی روستا نقشهای طنزآمیز و جسورانه میکشد تا مقامات را فریب دهد و یکی از روستاییان را به عنوان «ند دیواین» مرده جا بزند، که این ماجرا به مجموعهای از موقعیتهای خندهدار و دلنشین درباره دوستی، طمع و همبستگی منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم بیسکتبال (۱۹۹۸) به کارگردانی دیوید زاکر با بازی تره پارکر، مت استون و یاسمین بلیت، داستان دو دوست صمیمی به نامهای کوپر و هانتر را روایت میکند که از بیکاری و بیحوصلگی، بازی جدیدی به نام بیسکتبال (ترکیبی از بیسبال و بسکتبال) اختراع میکنند؛ این بازی خیابانی به سرعت محبوب شده و آنها را به ستارههای لیگ حرفهای تبدیل میکند، اما با ورود یک تاجر ثروتمند و فساد در لیگ، باید برای نجات بازی و دوستیشان بجنگند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۸، جورج میلر کارگردانی فیلم «بیبی: خوک در شهر» را بر عهده گرفت که با صدای جیمز کرامول در نقش کشاورز هوگت و مگدا سوبانسکی در نقش همسرش، ادامه ماجراهای دلانگیز خوک باهوش بیبی را روایت میکند؛ پس از نجات مزرعه، همسر هوگت بیبی را به شهر بزرگ میبرد تا در مسابقهای شرکت کند و جایزهای ببرد، اما آنها درگیر ماجراهای خندهدار و پرماجراجویی با حیوانات خیابانی، سیرک و مشکلات شهری میشوند و بیبی با هوش خود همه را نجات میدهد.
خلاصه داستان: فیلم شاگرد نابغه (Apt Pupil) به کارگردانی برایان سینگر در سال ۱۹۹۸، داستان نوجوانی باهوش و کنجکاو به نام تاد بوئنکنشتاین (با بازی برد رنفرو) را روایت میکند که در حومهای آرام، یک کهنهسرباز نازی جنایتکار به نام کورت دوروال (ایان مککلن) را شناسایی کرده و با تهدید افشای هویت واقعیاش، او را وادار به بازگو کردن جزئیات وحشتناک تجربیاتش در اردوگاههای مرگ نازیها میکند؛ این رابطه بیمارگونه به تدریج به obsession، باجگیری و چرخهای از خشونت و جنون تبدیل میشود که هر دو شخصیت را به مرز نابودی میرساند.
خلاصه داستان: فیلم یک اقدام مدنی (۱۹۹۸) به کارگردانی استیون زایلیان با بازی جان تراولتا در نقش وکیل جان شلیختمان و رابرت دووال در نقش جرمی فِیچر، بر اساس داستان واقعی پروندهای حقوقی الهامبخش ساخته شده است. شلیختمان و تیمش علیه دو شرکت بزرگ شیمیایی به اتهام آلودگی آب آشامیدنی در شهر ویکِی ماساچوست شکایت میکنند؛ آلودگیای که باعث ابتلا به سرطان لوسمی و مرگ هشت کودک بیگناه شد. این نبرد پرهزینه و پیچیده قضایی، شلیختمان را به مرز ورشکستگی میرساند اما تعهد او به عدالت در برابر غولهای صنعتی، تماشاگر را مجذوب مبارزهای حماسی برای حقیقت میکند.
خلاصه داستان: در فیلم قتل بینقص (۱۹۹۸) به کارگردانی اندرو دیویس، مایکل داگلاس در نقش استیون تیلور، تاجر ثروتمند و کنترلگر، ظاهر میشود که از خیانت همسر جوان و زیبایش آلیس (گوئنیت پالترو) با معشوق هنرمندش دیوید (ویگو مورتنسن) باخبر شده و با نقشهای دقیق و پیچیده برای قتل او دست به کار میشود، اما رویدادهای غیرمنتظره و اشتباهات کوچک، کل طرح را به چالش میکشد و تنشهای روانی و جنایی را به اوج میرساند.