خلاصه داستان: فیلم کمدی ایتالیایی «فانتوتزی علیه همه» به کارگردانی نری پارنتی و پائولو ویلاگیو محصول سال ۱۹۸۰، ادامه ماجراهای کارمند بیچارۀ اداری، آقای اوگو فانتوتزی (با بازی درخشان پائولو ویلاگیو) است. فانتوتزی که همچنان درگیر بوروکراسی خفقانآور و رئیسهای مستبد است، این بار با مشکلات جدیدی روبرو میشود: از درگیری با همسایههای مزاحم و شرکت در مسابقات تلویزیونی پرمخاطره گرفته تا مواجهه با تکنولوژیهای جدید و موقعیتهای اجتماعی خندهدار. او که قربانی سیستم و شانس بد خود است، در هر موقعیتی با رفتارهای غیرمنتظره و خندهدارش، علیه همۀ موانع و مشکلات زندگیاش میایستد و سعی میکند از پس آنها برآید. این فیلم با طنز سیاه و نگاه انتقادی به جامعۀ کارمندی ایتالیا، یکی از محبوبترین قسمتهای سری فیلمهای فانتوتزی به شمار میرود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «از زندگی عروسکهای خیمهشببازی» ساخته اینگمار برگمان در سال ۱۹۸۰، داستان پیتر اگمن، یک مدیر موفق را روایت میکند که درگیر بحران روانی عمیقی شده و در رویایی کابوسوار، زنی به نام کاژا را به قتل میرساند. فیلم با استفاده از تکنیکهای غیرخطی، مصاحبهها و فلاشبکها، به کاوش در ریشههای این خشونت، فروپاشی رابطه پیتر با همسرش کاترینا و انزوای عاطفی او میپردازد. بازیگرانی همچون رابرت اتزورن، کریستین بوهلندر و مارتین بنرات در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. این اثر تاریک و روانکاوانه، تصویری هولناک از جامعه مدرن و ازخودبیگانگی انسانها ارائه میدهد و یکی از شخصیترین و در عین حال ناشناختهترین آثار برگمان محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان و جسور به نام دکتر ادی جساپ، باور دارد که میتوان با استفاده از یک مخزن انزوا و ترکیبات روانگردان، به حالتهای اولیه و تغییریافته هوشیاری دست یافت و حتی به گذشته تکاملی بشر سفر کرد. او که توسط همسرش امیلی و همکارش دکتر ماسون تحت نظر است، آزمایشها را روی خودش آغاز میکند. با پیشرفت آزمایشها، او به تدریج کنترل خود را بر واقعیت از دست میدهد و دچار دگردیسیهای فیزیکی و روانی وحشتناکی میشود که نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی عزیزانش را نیز به خطر میاندازد. این فیلم علمی-تخیلی ترسناک محصول سال ۱۹۸۰ به کارگردانی کن راسل و با بازی ویلیام هرت، بلر براون و باب بالابان است.
خلاصه داستان: یک مرد جوان خوشتیپ به نام جولیان کِی (با بازی ریچارد گیر) در لسآنجلس به عنوان یک مرد همراه سطح بالا فعالیت میکند و با ثروتمندان و مشتریان مرفه در ارتباط است. زندگی او با ظاهری لوکس و پرزرقوبرق پیش میرود تا اینکه ناگهان متهم به قتلی میشود که مرتکب آن نشده است. با به دام افتادن در یک توطئه پیچیده، جولیان باید برای اثبات بیگناهی خود تلاش کند و در این مسیر با زنی متأهل به نام میشل (با بازی لورن هاتون) آشنا میشود که عشق و امید را به زندگی او بازمیگرداند. پل شریدر در سال ۱۹۸۰ این فیلم نوآر روانشناختی را کارگردانی کرد و با موسیقی متن به یادماندنی جورجیو مورودر، تصویری جذاب و تاریک از زندگی زیرین جامعه مرفه لسآنجلس را به تصویر کشید.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بد موقع: یک وسواس شهوانی» (۱۹۸۰) به کارگردانی نیکلاس روگ، داستان رابطهی آتشین و مخرب دکتر الکس (هاروی کایتل)، روانکاو آمریکایی مقیم وین، و میلنا (آرت گارفونکل)، زن مرموز و متأهلی است که در یک مهمانی با او آشنا میشود. این رابطه که با شور و اشتیاق آغاز میشود، به تدریج به یک وسواس ویرانگر تبدیل میشود. روایت فیلم به شیوهی غیرخطی و از طریق فلاشبکها، در حالی که پلیس (با بازی تامارا سوجو) در حال بازجویی از الکس دربارهی یک حادثهی مرموز است، پیش میرود و مخاطب را با سؤالاتی دربارهی میل، حسادت، کنترل و مرزهای ویرانشدهی روانی مواجه میکند. این فیلم که یکی از بحثبرانگیزترین آثار روگ محسوب میشود، تصویری خشن و بیپرده از فروپاشی یک رابطه را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: مایکل کین در نقش دکتر رابرت الیوت، روانپزشکی موفق اما آشفته که با تمایلات جنسی خود درگیر است، ستارهی این تریلر روانشناختی است. آنجلا، یکی از بیماران او که از زندگی جنسی خود ناراضی است، در یک موزه با مرد غریبهای رابطه برقرار میکند و پس از آن به طرز وحشتناکی در آسانسور یک هتل به قتل میرسد. تنها شاهد ماجرا، لیز (نانسی آلن)، یک روسپی سطح بالا است که توسط قاتل مرموز تعقیب میشود. کارآگاهان برای حل این پرونده تلاش میکنند و لیز با کمک پسر نوجوانی به نام پیتر تلاش میکند هویت قاتل را فاش کند. برایان دی پالما در سال ۱۹۸۰ با الهام از سبک آلفرد هیچکاک، این فیلم پر از تعلیق و صحنههای به یاد ماندنی را کارگردانی کرد و آنجی دیکینسون و کیت هرینگتون نیز از دیگر بازیگران اصلی هستند.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۷۹ شوروی به کارگردانی نیکیتا میخایلف، اقتباسی هنرمندانه از رمان کلاسیک ایوان گنچاروف است. نیکیتا میخایلف که خود نیز نقش اصلی را ایفا میکند، داستان ایلیا ایلیچ ابلوموف، اشرافزادهای جوان و تحصیلکرده در سنت پترزبورگ را روایت میکند که در آپارتمان خود محبوس شده و به دلیل تنبلی مزمن و عدم تمایل به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، زندگی را در رختخواب خود میگذراند. تنها دوست وفادارش، آندری اشتولتس، همواره سعی در بیرون کشیدن او از این رخوت و انزوا دارد. با ورود اولگا، زنی جوان و سرزنده، به زندگی ابلوموف، او برای نخستین بار عشق را تجربه میکند و این احساس عمیق او را به تلاش برای تغییر وادار میکند، اما آیا روحیه عمیقاً رخوتزده و فلسفه خاص زندگی ابلوموف به او اجازه میدهد تا برای عشقش از منطقه امن خود خارج شود و با دنیای بیرون روبرو شود؟ این اثر که به عنوان یکی از بهترین اقتباسهای سینمایی از ادبیات روسی شناخته میشود، تصویری عمیق و تأملبرانگیز از مفهوم «ابلوموفیسم» ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ارل کوچک» (Little Lord Fauntleroy) به کارگردانی جان ام. استال در سال 1936 ساخته شد و در آن فردریک مارچ، میکی رونی و میرنا لوی به ایفای نقش پرداختند. داستان درباره پسری جوان به نام سِدی (با بازی میکی رونی) است که در بروکلین زندگی میکند و ناگهان خبر میرسد که او تنها وارث ثروت عموی ثروتمندش در انگلستان است. عمویش، ارل دوورین (فردریک مارچ)، که مردی سختگیر و بیرحم است، قصد دارد با ازدواج مجدد خود، سِدی را از ارث محروم کند، اما سِدی با هوش و مهربانی خود، قلب سرد عمویش را نرم میکند و در نهایت باعث آشتی خانوادگی و تغییر رویه زندگی ارل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «مهمانی» (The Party) به کارگردانی سالی پاتر در سال 2017 ساخته شده است. در این فیلم کمدی-درام، بازیگران مطرحی چون کیلی هاوی، کریستین اسکات توماس، پاتریک استوارت، امیلی مورتیمر و کیلی هاوی به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره یک مهمانی شام است که به مناسبت ارتقاء شغلی یکی از شخصیتها توسط همسرش ترتیب داده شده است. اما این مهمانی به تدریج به محلی برای افشای رازهای پنهان، خیانتها و مشکلات خانوادگی تبدیل میشود و باعث میشود مهمانان با حقایق تلخ و ناخوشایندی درباره زندگی خود و یکدیگر روبرو شوند.