خلاصه داستان: پورنوگرافرها (۱۹۶۶) به کارگردانی شوهی ایمامورا با بازی شوئیچی اوزاوا در نقش تادا اوگاتا، فیلمساز پورنوگرافی جاهطلب، داستان مردی را روایت میکند که با همسر سابقش ساچیکو و فرزندانش در خانهای شلوغ زندگی میکند و همزمان فیلمهای اروتیک غیرقانونی میسازد. او درگیر روابط پیچیده جنسی و عاطفی با اعضای خانواده، از جمله دخترخواندهاش و همسایهها میشود، در حالی که تلاش میکند به موفقیت حرفهای برسد و حتی به ساخت فیلمی درباره خدایان فکر میکند، اما زندگیاش به سمت هرجومرج و تراژدی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «این ملک ممنوعه است» ساخته سیدنی پولاک در سال ۱۹۶۶، با بازی ناتالی وود در نقش آلما، دختری زیبا و پرشور در شهر کوچک راهآهن دولتون در دوران رکود بزرگ آمریکا، و رابرت ردفورد در نقش اوئن لگت، نماینده شرکت راهآهن که برای اخراج کارگران آمده، روایتگر عشقی ممنوعه و پرتلاطم است. آلما که تحت سلطه مادر سختگیرش (کیت رید) زندگی میکند و اتاقهای خانه را به مسافران اجاره میدهند، در اوون همدم و نجاتدهندهای مییابد، اما این رابطه با رازهای تاریک گذشته، حسادتها و فشارهای اجتماعی به فاجعهای غمانگیز ختم میشود و تصویری ماندگار از تنهایی و آرزوهای بربادرفته ترسیم میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۶، فیلم «دختر سیاه» به کارگردانی اوسمان سمبنه، با بازی امبسین ترز دیوپ در نقش دیوانا، مام سلوی در نقش مادر دیوانا و روبرت فونس در نقش صاحبخانه، داستان زنی جوان و جاهطلب از سنگال را روایت میکند که برای کار به عنوان پرستار به فرانسه مهاجرت میکند، اما به جای زندگی بهتر، با نژادپرستی شدید، انزوا و بردگی مدرن توسط خانواده فرانسوی ثروتمند روبرو میشود و در نهایت به فاجعهای تلخ میرسد که نمادی از استعمار نوین و بحران هویت است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی کلاسیک فرانسوی «حالا نگرد... دارن بهمون شلیک میکنن!» ساخته سال ۱۹۶۶ به کارگردانی ژرارد اوری با بازیهای درخشان لویی دو فونس در نقش رهبر ارکستر و بورویل در نقش نقاش دیوارها، داستان سه خلبان بریتانیایی را روایت میکند که هواپیمایشان در حین جنگ جهانی دوم بر فراز پاریس اشغالی توسط نازیها سقوط میکند؛ آنها با کمک زنجیرهای از پاریسیهای شجاع و عجیبوغریب، از جمله یک شیرینیپز و یک استادخانه، از دست نیروهای آلمانی فرار کرده و سفری پرماجرا به سمت اسپانیا را آغاز میکنند، پر از موقعیتهای خندهدار، تعقیب و گریزهای نفسگیر و طنز موقعیتهای جنگی.
خلاصه داستان: در فیلم «شمشیر تباهی» (۱۹۶۶) به کارگردانی کینجی فوکاساکو، تتسویا ناکادایی در نقش رای کوسابورو، شمشیرزنی بیرحم و روانپریش ظاهر میشود که با فلسفهای تاریک و بدون هیچ حس پشیمانی، افراد بیگناه را قتل میکند؛ او ابتدا معشوقه عمویش را به قتل میرساند و سپس درگیر رقابتهای شمشیربازی و ماجراهای پیچیدهای میشود که به جنون کامل و نابودیاش منجر میگردد، در حالی که میچیو تاکاهاشی و دیگران نقشهای کلیدی را ایفا میکنند و فیلم به کاوش در تاریکی روح انسان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «کالسکه به وین» ساخته سال ۱۹۶۶ به کارگردانی کارل کلوس، داستان یک افسر اساس آلمانی به نام هانز (با بازی ایمریش هاوک) را روایت میکند که مأموریت دارد یک زن جوان یهودی به نام ماریا (با بازی یانا اشتلیکووا) را که به اتهام جاسوسی دستگیر شده، با کالسکه از روستایی دورافتاده به وین ببرد. در طول این سفر پرمخاطره در اواخر جنگ جهانی دوم، تنشهای عاطفی، رازهای پنهان و تردیدهای اخلاقی میان آنها شکل میگیرد و مرزهای بین دشمن و انسانیت محو میشود، در حالی که سایه تعقیبکنندگان و واقعیتهای جنگ بر آنها سنگینی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «قطارهای تحت نظر» ساخته جيری منزل در سال ۱۹۶۶، داستان ميلوش هرماي جوان را روايت ميکند که در يک ايستگاه قطار خلوت در چکاسلواکي دوران جنگ جهاني دوم و اشغال نازيها مشغول به کار ميشود. ميلوش که با مشکلات جنسي و عاطفي دست و پنجه نرم ميکند، درگير ماجراهايي کمديک، سورئال و گاهي تراژيک با همکارانش از جمله کاپيتن ربيچک و دختر زيباي ماشينخراش زوزانا ميشود و در نهايت به فعاليتهاي مقاومت عليه نازيها ميپردازد و با مهر تميزکننده استامپ بر روي قطارهاي نظامي نازيها، نقشي قهرمانانه ايفا ميکند. بازيگران اصلي شامل واتسلاو نکار در نقش ميلوش، جوزف سومر و ولاستيميل برودسکي هستند.
خلاصه داستان: فیلم آلفی (۱۹۶۶) به کارگردانی لوئیس گیلیبرت با بازی مایکل کین در نقش اصلی آلفی الکینز، مردی خودخواه و جذاب در لندن دهه ۱۹۶۰ است که زندگیاش را بر پایه روابط جنسی گذرا و بدون تعهد بنا کرده و مستقیماً با دوربین حرف میزند. آلفی با زنان مختلفی از طبقات اجتماعی متفاوت رابطه برقرار میکند، اما بارداری ناخواسته، بیماری و تنهایی او را وادار به تأمل در سبک زندگیاش میکند و این کمدی-درام اجتماعی تصویری جسورانه از انقلاب جنسی و بحران هویت مردانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم به اتفاق بالتازار (۱۹۶۶) به کارگردانی روبر برسون، شاهکاری از سینمای هنری فرانسه است که زندگی الاغی به نام بالتازار را از تولد تا مرگ روایت میکند؛ الاغی که نماد معصومیت و رنج بیگناه در برابر بیرحمیهای انسانی است. آنه ویازمسکی در نقش ماری، دختری روستایی که با بالتازار پیوند عاطفی عمیقی برقرار میکند، والتر گرین در نقش جرارد، مردی شرور و فاسد، و فرانسوا لافارژ از بازیگران اصلی هستند. داستان در روستایی در فرانسه میگذرد و بالتازار را از کودکی در خانوادهای سادهدل تا مالکیت افراد مختلف، از جمله قماربازان و تبهکاران، دنبال میکند و پرسشهایی عمیق درباره شر، ایمان و تحمل انسانی مطرح میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «مردی برای تمام فصلها» (۱۹۶۶) به کارگردانی فرد زینهمان و با بازی خیرهکننده پل اسکافیلد در نقش سر توماس مور، صدراعظم وفادار و عالم برجسته دوران هنری هشتم، داستان مردی اصیل را روایت میکند که در برابر فشارهای دربار برای تأیید طلاق شاه از همسر اولش و ازدواج با آن بولین مقاومت میکند؛ موری جانشین میشود، اما توماس با پایبندی به اصول اخلاقی، مذهبی و وجدان خود، حتی در برابر تهدید اعدام، تسلیم نمیگردد و به نمادی جاودان از شجاعت و صداقت تبدیل میشود، در حالی که ونسلی، زهاک و دیگر بازیگران نقشآفرینیهای ماندگاری دارند.