خلاصه داستان: فیلم فارنهایت ۴۵۱ ساخته فرانسوا تروفو در سال ۱۹۶۶ با بازی اسکار ورنر در نقش گای مونتاگ و جولی کریستی در نقشهای کلاریس مککللان و لیندا مونتاگ، داستانی دیستوپیایی را روایت میکند که در آیندهای نزدیک، کتابها ممنوع و آتشنشانها موظف به سوزاندن آنها هستند. مونتاگ، آتشنشان مطیع، پس از دیدار با کلاریس جوان و کنجکاو، به خواندن کتابها روی میآورد، هویت واقعی خود را کشف میکند و در برابر رژیم سرکوبگر قیام مینماید تا دانش و آزادی را حفظ کند.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه یک میلیون دلار بدزدیم» (۱۹۶۶) به کارگردانی ویلیام وایلر، با بازی درخشان آدری هپبورن در نقش نیکول بونفوا و پیتر اوتول در نقش سایمون درمنت، داستان دختری جوان را روایت میکند که پدرش چارلز بونفوا (هیو گریفیت)، مجسمه ونوس سلنی را جعل کرده و آن را به موزه اهدا کرده است؛ حالا برای جلوگیری از آزمایش علمی که تقلبی بودن مجسمه را فاش میکند، نیکول با یک دزد حرفهای و باهوش همکاری میکند تا مجسمه را از موزه بدزدد. این کمدی رمانتیک کلاسیک پر از لحظات خندهدار، تعقیب و گریزهای هیجانانگیز و شیمی عاشقانه فوقالعاده بین ستارگانش است.
خلاصه داستان: فیلم هارپر (۱۹۶۶) به کارگردانی جک اسمایت، با بازی پل نیومن در نقش لو هارپر کارآگاه خصوصی سرسخت، لورن بکول به عنوان زنی ثروتمند و جولی هریس، شلی وینترز و آرت فلetcher، داستانی جنایی نوآر را روایت میکند که در آن هارپر برای یافتن شوهر گمشده موکلش وارد شبکهای پیچیده از کلاهبرداری، رازهای خانوادگی، قماربازی و قتلهای مرموز میشود و با چالشهای اخلاقی و خطرناک روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «مادمازل» ساخته تونی ریچاردسون در سال ۱۹۶۶، با بازی ژان مورو در نقش معلم منزوی و سرکوبشدهای در روستایی دورافتاده فرانسه و پاتریک مکگووهان به عنوان کارگر چوبیکار جذاب ایتالیایی، داستانی پرتنش از هوس ممنوعه و انتقام را روایت میکند؛ معلم که از زندگی خفقانآور خود خسته شده، با ورود غریبه مرموز به روستا وسوسه میشود و برای جلب توجه، او را به جنایاتی خیالی متهم میکند، در حالی که آتش عشق و نفرت میانشان شعلهور میگردد و روستاییان را به جنون جمعی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم جوانگو (۱۹۶۶) به کارگردانی سرجیو کوربوچی با بازی فرانکو نرو در نقش یک مزدور مرموز و تنها به نام جوانگو که با تابوتی حاوی سلاحهایش وارد شهری مرزی در غرب وحشی میشود، داستان درگیری خونین او را روایت میکند؛ جایی که جوانگو میان دو باند رقیب، کلاهخودهای ظالم تحت رهبری بانگو و شوالیههای سرخپوش ژنرال گان میماند، با تیراندازیهای فوقالعاده و استراتژیهای زیرکانهاش هر دو گروه را نابود کرده و به انتقام و گنجی افسانهای دست مییابد.
خلاصه داستان: فیلم «دِیزیها» (۱۹۶۶) به کارگردانی ورا چیتیلووا، با بازی جیتکا چرهاوا و ایوانا کاربانووا در نقش دو دختر جوان به نامهای ماریا و ماریا، اثری نوآورانه و سوررئال از موج نوی چکاسلواکی است که داستان دو دوست را روایت میکند که از ریاکاری جامعه و مردان خسته شدهاند و با رفتارهای پوچ، آشوبگرانه و طنزآمیز مانند خوردن غذاهای لوکس بدون پرداخت، تخریب اشیاء و ماجراجوییهای جنسی، علیه نظم اجتماعی شورش میکنند؛ این فیلم با تکنیکهای تجربی فیلمبرداری، مونتاژ خلاقانه و تم فمینیستی، نمادی از آزادی و اعتراض نسل جوان دهه ۶۰ میلادی است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «شیرینی شانس» (۱۹۶۶) به کارگردانی بیلی وایلدر با بازی جک لمون در نقش لو تونر، فیلمبردار ورزشی، و والتر ماتو در نقش ویل نیومن، برادرزن وکیل طماع او، داستان مردی را روایت میکند که پس از برخورد تصادفی با یک بازیکن فوتبال آمریکایی در حین فیلمبرداری، آسیب جزئی میبیند. ویل او را ترغیب میکند تا نقش معلول را بازی کند و از شرکت بیمه غرامت هنگفتی مطالبه کند، اما این کلاهبرداری به تدریج از کنترل خارج شده و با درگیریهای خانوادگی، اخلاقی و خندهدار همراه میشود و به کاوشی طنزآمیز در طمع و صداقت میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «شنهای رودخانه» (۱۹۶۶) به کارگردانی رابرت وایز با بازی استیو مککوئین در نقش جیک هولمان، ریچارد آتنبرو و کندیس برگن، داستان یک ملوان آمریکایی را روایت میکند که در سال ۱۹۲۶ بر روی کشتی قدیمی سان پبِلز در رودخانههای یانگتسه چین خدمت میکند؛ او در میان تنشهای انقلاب ملیگرایانه چینیها، روابط پیچیده با خدمه چینی کشتی و یک معلم محلی چینی به نام چین میو قرار میگیرد و با چالشهای اخلاقی، نژادپرستی و وفاداری روبرو میشود که به درگیریهای خشونتآمیز و حماسی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «شمشیر تباهی» (۱۹۶۶) به کارگردانی کینجی فوکاساکو با بازی درخشان تتسویا ناکادای در نقش ریوما تسوکاسا، شمشیرزنی بیرحم و روانپریش از دوران ادو ژاپن را روایت میکند که با کشتن استادش در مسابقه شمشیربازی، وارد سفری پر از خشونت، انتقام و سقوط اخلاقی میشود؛ او به گروهی از دزدان شمشیر میپیوندد و روابط پیچیدهای با زنی جوان برقرار میکند که او را به مرز جنون میرساند، در حالی که گذشته تاریکش او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلم «قطارهای به دقت تحت نظر» (۱۹۶۶) به کارگردانی ییری منزل با بازی واتسلاو نِکار، جوزف سومر و ولاستیمیل برودسکی، داستان میلووش جوان و تازهکار را روایت میکند که در ایستگاه قطار کوچک چکاسلواکی در دوران اشغال نازیها مشغول به کار میشود. او درگیر مسائل نوجوانی، عشق نافرجام به دختر بلیطفروش و مشکلات جنسی است، در حالی که همکارانش درگیر عملیات خرابکارانه مقاومت علیه قطارهای آلمانی هستند؛ این کمدی تلخ و شاعرانه با ترکیبی از طنز سیاه، اروتیسیسم و تصاویر جنگ، به بررسی بلوغ، وفاداری و پوچی جنگ میپردازد و برنده اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.