خلاصه داستان: در سال 1986، در روستای کوچکی در هند، یک پسر نوجوان به نام سنجای به دنبال پیدا کردن هویت و جایگاه خود در جهان است. او با خانوادهاش که به یک فرقه مذهبی تعلق دارند، زندگی میکند و در تلاش است تا از قیدهای سنتی و اعتقادات مذهبی رها شود. سنجای با شور و اشتیاق به رقص علاقهمند است و آرزو دارد که به عنوان یک رقاص معروف شود. اما پدرش که یک رهبر مذهبی است، به شدت مخالف این آرزوست. سنجای باید در حالی که با خانواده و جامعه خود در تقلا است، راه خود را برای دستیابی به رویایش پیدا کند.