خلاصه داستان: داستان مادری که پس از تولد فرزندش با رویدادهایی عجیب و هولناک روبهرو میشود؛ جایی که مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ شده و او باید برای محافظت از نوزادش با تاریکترین ترسهای درونش مقابله کند.
خلاصه داستان: مادری جوان که به دلیل یک اختلال نادر مغزی توانایی درک درست زمان را ندارد، برای انجام ماموریتی مرموز استخدام میشود. او در حالی که با زمانسنجها و نوارهای کاست تلاش میکند واقعیت را به یاد بسپارد، به اعماق یک توطئه تاریک و هولناک کشیده میشود.
خلاصه داستان: سفر دو زن به یک جزیره زیبا، با ورود آنها به یک بازی خطرناک از فریب و قتلهای زنجیرهای، به کابوسی هولناک تبدیل میشود؛ جایی که هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست و بقا به تنها هدف آنها تبدیل میشود.
خلاصه داستان: داستان درباره فردی است که زندگیاش را بر اساس نقشهای بینقص و دقیق مهندسی کرده است؛ اما وقوع یک اتفاق غیرمنتظره، این نظم ساختگی را به چالش میکشد و او را درگیر بازی پیچیدهای از کنترل، توهم و بقا میکند.
خلاصه داستان: چند افسر پلیس پس از مرگ مرموز همکارشان، با بررسی ویدیوهای ضبطشده توسط دوربین لباس او، متوجه حضور یک نیروی ماوراءالطبیعه و شوم میشوند؛ نیرویی مرگبار که حالا تکتک آنها را تعقیب میکند و باید راهی برای نجات خود پیدا کنند.
خلاصه داستان: وقتی میل به جلب توجه و دیده شدن به یک وسواس فکری خطرناک تبدیل میشود، مرز میان حقیقت و نمایش از بین میرود. این اثر روانشناختی و مهیج، روایتگر تلاش برای بقا در دنیایی است که در آن همه چشمها به شما دوخته شده و کوچکترین اشتباه میتواند به قیمت نابودی زندگیتان تمام شود.
خلاصه داستان: داستان مهندس نرمافزاری به نام ولادیمیر که در حین کار روی پروژهای مخفی، ناخواسته دروازهای به دنیای پس از مرگ باز میکند. او اکنون باید با موجوداتی از آیندهای ویرانشده مبارزه کند تا علاوه بر نجات جان خود، مانع نابودی گذشته شود و رازهای تاریک زمان را برملا سازد.
خلاصه داستان: سه حقوقدان با گذشتههایی تاریک و پیچیده درگیر پروندههای جنایی هولناکی میشوند که مرزهای عدالت و اخلاق را به چالش میکشد. آنها در یک بازی روانی مرگبار که در آن همزمان شکار و شکارچی هستند، تلاش میکنند تا رازهای دوازدهساله را برملا کنند. این سه نفر مانند زنجرهای در آستانه رهایی، برای شکستن پیلههای خود و رسیدن به حقیقت میجنگند.
خلاصه داستان: «جوی» خدمتکار جدید یک خانواده ثروتمند، متوجه اتفاقات عجیبی در خانه میشود. او با کشف عکسی قدیمی، به رازی تاریک درباره گذشته این خانواده و خواهر گمشدهاش پی میبرد و در نهایت، با انتقامی خشن و سوزاننده، گذشتهای پر از دروغ و خیانت را به آتش میکشد.
خلاصه داستان: کیوکو پس از ۱۷ سال با دخترعمویش میچیرو روبهرو میشود؛ زنی که راز تاریک قتلی قدیمی را با او شریک است. میچیرو با تصاحب شرکت کیوکو و بازی با روان مراجعان، آنها را به مرز نابودی میکشاند و کیوکو را در ورطه تاریک همدستی و عشقی ممنوعه گرفتار میکند.