خلاصه داستان: لو لی، دختر علاقهمند به برنامهنویسی، برای ورود به شرکت جیانگ یی چنگ که استخدام زنان در آن ممنوع است، با لباس مردانه وارد آنجا میشود. او پس از چالشهای فراوان و پنهانکاری هویتش، وارد یک رابطه قراردادی یکساله با او میشود که به مرور زمان احساسات عاشقانهای را میان آنها شکل میدهد.
خلاصه داستان: قاضی جدید، تائو جون ران، برای حل یک پرونده مرموز نیاز به دسترسی به قایق تفریحی یک دختر نقاش دارد. در این میان، دختر نیز تلاش میکند به قاضی نزدیک شود، اما با صمیمیتر شدن رابطهشان، رازها و نیتهای واقعی هر دو فاش میشود.
خلاصه داستان: داستان دو دلداده که پس از سالها جدایی به دلیل مشکلات خانوادگی، بار دیگر پس از هشت سال با یکدیگر روبرو میشوند. آنها با کولهباری از تجربههای تلخ و شیرین زندگی، تصمیم میگیرند فرصتی دوباره به عشق قدیمی خود بدهند و مسیر آینده را در کنار هم بسازند.
خلاصه داستان: سو نیان نیان، دانشآموز بلندپروازی که به خاطر یک تصادف از دانشگاه رؤیاییاش بازمانده، مجبور به تحصیل در مدرسهای عادی میشود. در آنجا او با گو زیچن، پسر سرکش و مغرور یک خانواده ثروتمند آشنا میشود؛ رابطهای پر از لجبازی و مشاجره که رفتهرفته به عشقی عمیق و تغییردهنده در زندگی هر دو تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در اواخر دوران سلطنت تانگ، فرمانداری نظامی پسری را که توسط گرگها بزرگ شده به فرزندی پذیرفته و نام او را ژو یوون میگذارد. با وقوع یک کودتای بزرگ و به قدرت رسیدن پدرخواندهاش، این پسر به عنوان شاهزاده وارد دربار میشود؛ جایی که باید میان عشق سوزان خود به ما ژایشینگ و توطئههای بیرحمانه قدرت دست به انتخاب بزند.
خلاصه داستان: زهنگتیان، خدای آتش، برای نجات سرزمین خود از نابودی به گذشته سفر میکند و با دختری روبرو میشود که به نظر میرسد همان الهه باد است. در میان خطرات و فداکاریهای بزرگ، عشقی عمیق میان آنها شکل میگیرد و هر دو برای مبارزه با نیروهای تاریک متحد میشوند.
خلاصه داستان: لین یوان، دختر جوان و پرانرژی، پس از یک شکست عشقی با معلم ریاضی نابغه و مرموزی به نام شاو آن آشنا میشود. اما این نابغه غیراجتماعی رازی بزرگ و شگفتانگیز را پنهان میکند؛ رازی که رابطه آنها را به یک عاشقانه مدرسهای هیجانانگیز و فانتزی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: بو منگ، دختر یکی از مقامات مشهور، به اجبار وارد قصر امپراتور میشود و تمام تلاش خود را میکند تا از توجه او دور بماند. اما وقوع حادثهای برای پدرش، امپراتور را به سمت او میکشاند و این آغازگر رابطهای غیرمنتظره و عاشقانه میان آن دو میشود.
خلاصه داستان: با سقوط شهابسنگی حاوی میوه جاودانگی، نبردی سهمگین میان قلمرو جاودانگان و اهریمنان آغاز میشود. سالها بعد، یتیمی از چینگچیو برای کسب قدرت به مکتب چوفنگ میپیوندد و در آنجا با مرد جوانی آشنا میشود که پیوند دوستیشان در میان آزمونهای سخت مکتب، به عشقی عمیق و سرنوشتساز بدل میگردد.
خلاصه داستان: مردی برای نجات رستوران ورشکسته مادرش به زادگاهش بازمیگردد و در این مسیر، بار دیگر با عشق دوران دبیرستان خود روبرو میشود. آنها در حین تلاش برای احیای رستوران، سوءتفاهمهای گذشته را حل کرده و با التیام زخمهای قدیمی، شجاعت آغاز عشقی دوباره را پیدا میکنند.