خلاصه داستان: جیل، نانوای جوانی که در غم از دست دادن خواهرش ایزابل سوگوار است، برای تسکین خود به شماره قدیمی او پیامهای صوتی صمیمانهای میفرستد. او نمیداند این شماره اکنون به مردی به نام وس واگذار شده که با شنیدن این پیامها شیفته او میشود و تصمیم میگیرد برای دیدنش راهی سفری غیرمنتظره شود.
خلاصه داستان: کران و سنا دو جوان با شخصیتهای کاملاً متفاوت هستند که عاشق یکدیگر میشوند، اما پس از مرگ ناگهانی سنا، همه چیز تغییر میکند. کران که نمیتواند این غم را تحمل کند، با استفاده از ماشین زمان به بمبئی در سال ۲۰۵۰ سفر میکند تا عشق زندگیاش را در کالبدی جدید پیدا کند و دوباره به او بپیوندد.
خلاصه داستان: پابلو، مرد جوان و ثروتمندی که پس از تصادف مرگبار والدینش در انزوا به سر میبرد، با ورود زنی مرموز به نام لارا به زندگیاش، از تنهایی خارج میشود. اما دریافت یک هشدار ناشناس درباره هویت واقعی لارا، او را وارد بازی روانی دلهرهآوری میان عشق، اعتماد و فریب میکند.
خلاصه داستان: پس از یک تیراندازی مرموز در مراسم صلح، یک دیپلمات برجسته و یک مأمور ویژه مرموز با هم متحد میشوند تا در برابر توطئههای سیاسی بینالمللی و حملات تروریستی بایستند. آنها در مسیر کشف راز مرگ همسر دیپلمات، با چالشهای امنیتی بزرگ و رابطهای عاشقانه و پیچیده روبرو میشوند.
خلاصه داستان: سانی، پسر یک جواهرفروش ثروتمند، پس از اینکه عشق سابقش تصمیم به ازدواج با مرد دیگری میگیرد، دلشکسته میشود. او با همراهی تولسی کوماری، یک معلم مدرسه، نقشهای میکشد تا با حضور در مراسم عروسی مجلل آنها در اودایپور، همهچیز را به هم بریزد و عشق واقعی را بیدار کند.
خلاصه داستان: اشوین، نویسندهای نوپا، برای پیدا کردن پایان مناسب داستان عاشقانهاش که بر اساس روابطش با سه دختر مختلف است، تلاش میکند. او داستان خود را برای بازیگری به نام ویشنو ویشال تعریف میکند، اما آشناییاش با دختری به نام میرا، او را در مسیر تصمیمی سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: آبی، جوان سادهای که در یک نمایشگاه مبلمان کار میکند، دلباخته دختری رویاپرداز به نام نیدی میشود. اما اصرار نیدی برای حضور آبی با یک اسب سفید در روز عروسیشان، به حادثهای سهمگین و کما رفتن ۳۰۰ روزه او منجر میشود؛ کما رفتنی که پس از بیداری، رازهای غیرمنتظرهای را برملا میکند.
خلاصه داستان: داستان ماری، دختر دبیرستانی که با تسوناغا، موجودی نیمهانسان و مهربان آشنا میشود. در دنیایی که زندگی مشترک انسانها و این موجودات ممنوع است، عشق و دوستی عمیق میان آنها با چالشهای بزرگی روبرو میشود که باید برای بقای آن بجنگند.
خلاصه داستان: فیلم «Evli Mutlu Çocuklu» داستان چیلین را روایت میکند که در آستانه ازدواج، ناگهان توسط همسرش رها شده و به افسردگی فرو میرود. با این حال، او به کمک دوستانش تلاش میکند تا زندگی خود را بازسازی کند و در این مسیر پر فراز و نشیب، با ورود مردی به نام اندرو، فرصت دوبارهای برای تجربه عشق واقعی پیدا میکند.
خلاصه داستان: هارشا به طور ناگهانی در خانه دوستدخترش گیر میافتد و مجبور میشود ۱۴ روز تمام بدون اینکه والدین او متوجه حضورش شوند، پنهان بماند. این وضعیت بحرانی و پنهانکاریهای مداوم، او را با چالشها و موقعیتهای بسیار خندهدار و غیرمنتظرهای روبرو میکند.