خلاصه داستان: داستان حول محور زنی به نام کَتا (Katha) میچرخد؛ یک مادر مجرد، مستقل و بسیار سختکوش که به عنوان معمار کار میکند. زندگی کتا زمانی زیر و رو میشود که متوجه میشود پسر کوچکش، آراو، به بیماری سخت سرطان خون (لوکمی) مبتلا شده و برای درمان فوری و پیوند مغز استخوان به مبلغ بسیار زیادی پول نیاز دارد.
کتا به هر دری میزند تا این پول را جور کند، اما تلاشهایش به در بسته میخورد. در این میان، او تصمیم میگیرد از رئیس شرکتش، ویان (Viaan)، تقاضای وام کند.