خلاصه داستان: داستان خانوادهای که در ظاهر همهچیز در آن آرام و بینقص به نظر میرسد و بچهها روزگار خوبی را سپری میکنند، اما زیر این پوستهی فریبنده، رازها و تنشهای پنهانی جریان دارد که به مرور روابط میان اعضای خانواده را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک مادر فداکار پس از یک حادثه خانگی ناخواسته، متهم به سهلانگاری شده و فرزند کوچکاش توسط خدمات اجتماعی از او گرفته میشود. او وارد نبردی نابرابر و فرساینده با سیستم قانونی میشود تا بیگناهی خود را اثبات کند و خانوادهاش را دوباره دور هم جمع کند.
خلاصه داستان: در یک مدرسه شبانهروزی در کوهستان، دختر شانزدهسالهای به نام میرا اولین عشق و بلوغ خود را تجربه میکند. اما رابطه پیچیده و پرتنشی که میان او و مادرش شکل میگیرد، مرزهای میان جوانی از دست رفته مادر و بزرگ شدن دختر را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: سفر تفریحی یک پدر و پسر به کوههای برفی آلپ، به سرعت به میدانی برای رقابتهای پنهان مردانه و اثبات قدرت تبدیل میشود. اما با طغیان بیرحمانه طبیعت، این رویارویی خانوادگی جای خود را به یک تلاش نفسگیر و اضطرابآور برای بقا میدهد.
خلاصه داستان: زندگی ناتس ۲۸ ساله پس از مرگ ناگهانی دوستدختر دوران دانشگاهش، میکو، دگرگون میشود؛ چرا که در مراسم تشییع جنازه او متوجه میشود دختری هفت ساله به نام اومی دارد که تا به حال از وجودش بیخبر بوده است. حالا او باید با این حقیقت جدید روبرو شده و تلاش کند تا رابطهای پدرانه با دخترش بسازد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی کاترین، یک موجود بیگانه با ظاهری دقیقاً شبیه به او به زمین سقوط میکند. این موجود مرموز باید هویت واقعی خود را از همسر و فرزند داغدار کاترین پنهان کند، در حالی که در مسیر مأموریتش، با دنیای شگفتانگیز عشق و احساسات انسانی آشنا میشود.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی مینوکو در یک تصادف، همسرش کیکوئو با بررسی تاریخچه GPS خودروی او متوجه سفرهای پنهانیاش به شهرهای مختلف ژاپن میشود. او با سوءظن به خیانت، سفری جادهای را برای ردیابی این مسیرها آغاز میکند؛ سفری پرماجرا که رازهای پنهان همسرش و معنای واقعی عشق را برای او آشکار میسازد.
خلاصه داستان: جیان هونگچنگ پس از سالها دوری به زادگاهش بازمیگردد تا کارخانه پدریاش را از نابودی نجات دهد. او در این مسیر با نینگ یو، عشق دوران دانشگاهش، روبرو میشود و این دو در میان درگیریهای خانوادگی و حقوقی، با چالشهای دوران میانسالی و یافتن مسیر واقعی زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی یک استاد آتشبازی، روح او به شکلی شگفتانگیز نزد پسرش بازمیگردد تا به او در اداره مغازه خانوادگیشان کمک کند. این پدر و پسر در کنار هم، با ساخت آتشبازیهای جادویی، داستانهای عاطفی و فراموشنشدنی را برای مشتریان خود رقم میزنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۵۴ رخ میدهد و درباره لوران، نوجوان ۱۴ ساله باهوش و عاشق جازی است که پس از ابتلا به بیماری، همراه مادرش به یک مرکز درمانی میرود. در این سفر، رابطهای عمیق، پیچیده و نامتعارف میان او و مادرش شکل میگیرد که زندگی آنها را دگرگون میکند.