خلاصه داستان: جبهه خودی، فیلمی اکشن مهیج به کارگردانی گری فلدر و با بازی جیسون استاتهام و جیمز فرانکو است. داستان مامور سابق، فیل بروکر (جیسون استاتهام) را روایت میکند که خودش را از کار پردردسر بازنشسته کرده و به شهری کوچک و آرام به همراه فرزندش نقل مکان کرده است. او قصد دارد هرگز به شغل خطرناک قبلی بازنگردد ولی هنگامی که متوجه میشود یک خلافکار به نام گاتور بودنی در تعقیب اوست، شرایط تغییر میکند…
خلاصه داستان: کمدینی ناموفق، آرتور فلک به دلیل جنایت خود در بیمارستان آرکهام استیت زندانی است. او به طور اتفاقی با عشق زندگی خود، هارلی کوئین ملاقات می کند و...
خلاصه داستان: اجرای نمایش تریلر توسط یک گروه تئاتر زمانی با مشکل روبرو میشود که شرکتکنندگان در مهمانی پس از قرار گرفتن در معرض یک ماده غلیظ مرموز، به رقصندههای زامبی تبدیل میشوند و…
خلاصه داستان: اسکای رایلی، یک خواننده معروف، در آستانه آغاز یک تور جهانی است که شروع به تجربه رویدادهای وحشتناک و غیرقابل توضیح میکند. حال همانطور که اسکای تحت تاثیر این حوادث وحشتناک و فشارهای دنیای شهرت قرار گرفته است، مجبور میشود با گذشته تاریک خود روبرو شود و…
خلاصه داستان: یو مرد جوانی است که گذشته تاریکی دارد و در تلاش است تا از گذشته خود فاصله گرفته و آن را فراموش کند. او یک فراانسان و یک مامور بالارتبه در شرکتی به نام آرکان میباشد. او چندین نامه دریافت میکند که در رابطه با یکی از پروژه های شرکت آرکان است. او به کشور ترکیه سفر میکند در آنجا او با افرادی از گذشته خود برخورد میکند که قصد کنترل یک شی قدرتمند را دارند و او باید جلوی آنها را بگیرد…
خلاصه داستان: استریم، فیلمی ترسناک به کارگردانی Michael Leavy است. وقتی چهار قاتل دیوانه که در حال بازی کردن یک بازی سادیستی هستند کنترل یک هتل را در دست میگیرند و آخر هفته خانواده کینان را به یک تعطیلات مرگبار تبدیل میکنند …
خلاصه داستان: پناه بگیر؛ فیلمی اکشن مهیج به کارگردانی نیک مکنیلس است. یک تکتیرانداز حرفهای که از کار خود خسته و فرسوده شده، خود را در یک پنتهاوس شیشهای گیر افتاده میبیند، در حالی که یک رقیب مرگبار او را محاصره کرده است. او باید راهی برای زنده ماندن و فرار پیدا کند، در حالی که تقریباً هیچ پوششی بین او و قاتل وجود ندارد…
خلاصه داستان: ترساننده 3، فیلمی ترسناک به کارگردانی Damien Leone است. نمایش ترسناک دلقک قرار است هرج و مرج را بر سر ساکنان ناآگاه مایلز کانتی ایجاد کند ، آنها این کریسمس را به راحتی در خواب نمی روند …
خلاصه داستان: تولگا بازیگری جوانه که شهرت بسیاری داره ولی باز هم راضی نیست؛ آسیا متصدی یکی از مراکز خریده، مشغول به تحصیل توی دانشگاهه و رویاهای خودش رو داره. وقتی مسیر این دو جوان که دیدگاهشون به زندگی در حد سیاه و سفید باهم متفاوته، تصادفاً به هم میرسه، مسلماً دو دنیای متفاوت باهم برخورد میکنند. در حالی که آسیا ناگهان خودش رو در دنیایی میبینه که هیچوقت کنجکاوش نبوده، عشقِ دخترها، تولگا، تاوان اینکه آسیا رو دست کم گرفته رو بدجوری پس میده…