خلاصه داستان: "ماجراهای فروشگاه" داستان جو آه رو روایت میکنه، یه دختر جوون که توی یه فروشگاه کارش رو شروع میکنه و با یه پسر که توی خیابون دیده بود دوباره روبهرو میشه. اون پسر ازش تشکر میکنه و برای گرفتن جایزهش میره، و جو آه توی فروشگاه میمونه و با چهار پسر جوون با شخصیتهای متفاوت—بامزه، کاریزماتیک، مغرور و جذاب—آشنا میشه. حالا جو آه باید کارش رو جدی بگیره، ولی چطور میتونه با توجه این چهار پسر مقاومت کنه؟
خلاصه داستان: "چاو" داستان یه خوک وحشی آدمخوار رو روایت میکنه که توی یه دهکده آروم به اسم سامری نزدیک کوه جریسان توی کره جنوبی ولوله راه میندازه. وقتی جنازههای مردم پیدا میشه، چئون ایلمان، یه شکارچی قدیمی که نوهش قربانی شده، با یه پلیس تازهانتقالی از سئول، یه کارآگاه، یه شکارچی حرفهای و یه زیستشناس همراه میشه تا این هیولا رو شکار کنن. این فیلم یه کمدی سیاه پر از هیجانه که با طنز و وحشت قاطی شده.
خلاصه داستان: داستان درباره یه کاراگاه به نام چوی هیونگ-گو است که سالها پیش نتونست یه قاتل زنجیرهای رو دستگیر کنه و این موضوع زندگیش رو نابود کرده. حالا بعد از 15 سال، وقتی که مهلت قانونی تعقیب قاتل تموم شده، مردی به نام لی دو-سوک یه کتاب پرفروش مینویسه و ادعا میکنه همون قاتله. چوی که از این ادعا عصبانیه، با یه تیم غیررسمی همراه میشه تا حقیقت رو پیدا کنه، در حالی که دو-سوک با جذابیتش مردم رو فریب میده. این فیلم پر از تعلیق و پیچش داستانیه که سوال میکنه عدالت واقعاً چیه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک پسر 19 ساله به نام میونگ-هون است که بعد از ماموریت ناموفق جاسوسی پدرش در کره شمالی، به همراه خواهر کوچیکترش به یه اردوگاه کار اجباری فرستاده میشه. برای نجات خواهرش، اون داوطلب میشه که به عنوان جاسوس به کره جنوبی بره. اونجا به عنوان یه پناهنده وارد دبیرستان میشه و با دختری به نام هه-این آشنا میشه که از قلدرها نجاتش میده. در حالی که سعی داره ماموریتش رو انجام بده، هم دولت کره جنوبی دنبالش میافته و هم یه قاتل از کره شمالی براش فرستاده میشه. این فیلم پر از اکشن و احساساته که مبارزه میونگ-هون برای زنده موندن و نجات خواهرش رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده و دو زن است که به طور غیرمنتظرهای هویت دخترهاشون عوض میشه. جانگ بو-ری، دختری که تو یه خانواده فقیر بزرگ شده، یهو متوجه میشه که در واقع متعلق به یه خانواده ثروتمنده. از اون طرف، یون مین-جونگ که تو ناز و نعمت بزرگ شده، مجبور میشه با زندگی فقیرانه کنار بیاد. این سریال پر از درام خانوادگی، رقابت بر سر هنر هانبوک و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعیه. بو-ری با قلب مهربونش سعی میکنه با گذشته و حال کنار بیاد، در حالی که مین-جونگ با نقشههای شرورانهاش همه چیز رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دزد حرفهای به نام دونگ-گو است که به همراه تیمی از متخصصان، نقشه میکشه تا گنجینهای باستانی رو از زیر زمینهای سئول بدزده. اونا با چالشهای مختلفی مثل تلههای قدیمی، نگهبانان و رقبای دیگه روبهرو میشن. این فیلم ترکیبی از ماجراجویی، کمدی و هیجانه که با ریتم سریع و شخصیتهای جذاب پیش میره و تلاش این گروه برای رسیدن به هدفشون رو نشون میده.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "دختر لاکر سکهای" داستان ایل یونگ رو روایت میکنه، یه نوزاد که سال ۱۹۹۶ توی یه لاکر سکهای توی ایستگاه قطار سئول غربی پیدا میشه. یه گدا اونو برمیداره و اسمش رو ایل یونگ میذاره، ولی وقتی ۱۰ سالش میشه، یه کارآگاه فاسد اونو به زنی که فقط "مادر" صداش میکنن میفروشه. مادر، رئیس یه باند وامخواری و قاچاق اعضای بدن توی چایناتاون اینچئونه، ایل یونگ رو بزرگ میکنه تا یه مأمور وفادار بشه. اما وقتی ایل یونگ با یه زندگی معمولیتر آشنا میشه، وفاداریش به مادر کم میشه و یه جنگ خونین شروع میشه.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.