خلاصه داستان: فیلم «آن تغذیه میکند» یک فیلم ترسناک ماوراءالطبیعه کانادایی به کارگردانی چاد آرچیبالد است. سینتیا وینستون (اشلی گرین)، رواندرمانگری با تواناییهای روشنبینی، میتواند با ورود به ذهن بیماران، ترومای آنها را درمان کند. هنگامی که رایلی هریس (شایلین مارتین)، دختری ۱۴ ساله با زخمهای مرموز، به خانه او پناه میبرد و ادعا میکند موجودی شیطانی از او تغذیه میکند، سینتیا به دلیل مرگ همسرش در مواجهه با موجودی مشابه، از کمک خودداری میکند. جوردن (الی اوبراین)، دختر ۱۷ ساله سینتیا، برخلاف مادرش تصمیم به کمک میگیرد، اما وقتی رایلی به دست پدرش راندال (شان آشمور) کشته میشود، موجود به جوردن منتقل میشود. حالا سینتیا باید برای نجات دخترش وارد تاریکترین گوشههای ذهن او شود و با موجودی قدرتمند مبارزه کند. این فیلم با الهام از «Insidious» و «It Follows»، با جلوههای ترسناک و بازیهای قوی، داستانی از تروما و شجاعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شمشیرگر شکستناپذیر» یک اکشن ووشیا چینی به کارگردانی لو ییوی و اقتباسی از رمان «خندان و سرگردان مغرور» نوشته جین یونگ است. لینگهو چونگ (تیم هوانگ)، شمشیرزنی ماهر از فرقه هوآشان، آرزوی ترک دنیای هنرهای رزمی را دارد، اما درگیری بین فرقههای خیر و شر او را به میدان نبرد میکشاند. او در سفری پرماجرا، با دونگفانگ بوبای (ژانگ یوچی)، رهبر مرموز فرقه شیطانی خورشید و ماه، آشنا میشود. این ملاقات به رابطهای غیرمنتظره و سفری معنوی منجر میشود، در حالی که نبردی اجتنابناپذیر بین فرقهها در انتظار است. این فیلم که بازسازی «شمشیرزن ۲» (۱۹۹۲) محسوب میشود، با صحنههای اکشن پرزرقوبرق و جلوههای CGI، داستانی از عشق، وفاداری و مبارزه را روایت میکند و در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «گروگان» یک تریلر جنایی هلندی به کارگردانی بابی بوئرمانس است که بر اساس گروگانگیری واقعی سال ۲۰۲۲ در فروشگاه اپل آمستردام ساخته شده. داستان از زمانی آغاز میشود که عمار آجر (سوفیان موسولی)، مردی مسلح با لباس استتار، وارد فروشگاه شده و ایلیان پتروف (ادمیر شهوویچ)، شهروند بلغاری را گروگان میگیرد و ۲۰۰ میلیون یورو به صورت ارز دیجیتال طلب میکند. در حالی که چهار نفر دیگر در انباری مخفی شدهاند، پلیس، از جمله مذاکرهکننده سوف (لوس هاورکورت)، در تلاش برای نجات گروگانها و مدیریت بحران است. فیلم با استفاده از تصاویر دوربینهای مداربسته و بدن، روایتی پرتنش از دیدگاه گروگانگیر، گروگانها و پلیس ارائه میدهد و به موضوعاتی مثل شجاعت، تروما و استقامت انسانی میپردازد. این فیلم در ۱۸ آوریل ۲۰۲۵ روی نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «جهان تابستان» یک کمدی-ترسناک کانادایی-آمریکایی به کارگردانی فین ولفهارد و بیلی بریک است. داستان درباره جیسون هوخبرگ (فرد هچینگر)، مشاور ۲۴ ساله کمپ پاینوی، است که فکر میکند بزرگترین مشکلش عدم ارتباط با همکاران نوجوانش است. اما او نمیداند که یک قاتل نقابدار، که صاحبان کمپ، جان و کتی (آدام پلی و رزبود بیکر)، را کشته، در کمین مشاوران است و آنها را یکییکی به قتل میرساند. این فیلم که ادای احترامی طنزآمیز به اسلشرهای دهه ۸۰ مثل «جمعه سیزدهم» و «کمپ خوابآلود» است، با بازیگرانی مثل ولفهارد، بریک و ابی کوئین، ترکیبی از طنز نسل Z، نوستالژی و صحنههای قتل ارائه میدهد. این فیلم در جشنواره تورنتو ۲۰۲۳ اکران شد و در ۴ آوریل ۲۰۲۵ توسط نئون منتشر شد.
خلاصه داستان: «ریسک پرواز» یه فیلم اکشن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی مل گیبسون و نویسندگی جرد روزنبرگ. داستان درباره مادلین هریس (میشل داکری)، مارشال هوایی آمریکاییه که وظیفه داره وینستون (توفر گریس)، حسابدار مافیا که حالا برای شهادت علیه رئیسش، مورتی، به نیویورک برده شه، رو اسکورت کنه. اونا با یه هواپیمای کوچک از آلاسکا به سمت انکوریج پرواز میکنن، جایی که قراره به نیویورک منتقل شن. خلبانشون، دریل بوث (مارک والبرگ)، یه تگزاسی ساکن آلاسکاست که میگه رادیو و GPS هواپیما خرابه. تو مسیر، تو Wilderness آلاسکا، تنشها بالا میگیره و مادلین به دریل مشکوک میشه که شاید اون چیزی که نشون میده، نباشه. فیلم با ۱ ساعت و ۳۱ دقیقه، پر از دیالوگهای تند، پیچشهای داستانی، طنز سیاه و اکشن محدود به فضای تنگ هواپیماست، مثل برخورد نزدیک با کوه یا یه صحنه چاقوکشی غافلگیرکننده. با این حال، بهخاطر دیالوگهای ضعیف، جلوههای ویژه نهچندان قوی و داستان قابل پیشبینی، نقدهای متوسطی گرفت. فیلم تو ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ تو سینماهای آمریکا اکران شد و با بودجه حدود ۲۰ میلیون دلار، ۴۴.۶ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: «اکستریتوریال» یه فیلم اکشن-معمایی-هیجانی آلمانیه به کارگردانی و نویسندگی کریستین زوبرت. داستان درباره سارا وولف (ژان گورسو)، سرباز سابق نیروهای ویژه آلمانیه که دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از مأموریتش تو افغانستانه، جایی که تنها بازمانده یه کمین مرگبار بود. سارا به همراه پسر ششسالهاش، جاشوا (جاش) (ریکسون گای دا سیلوا)، برای گرفتن ویزای کار به کنسولگری آمریکا تو فرانکفورت میره. وقتی سارا برای چند دقیقه جاش رو تو اتاق بازی تنها میذاره، برمیگرده و میبینه پسرش غیبش زده. مسئولای کنسولگری، از جمله افسر امنیت منطقهای، اریک کینچ (دوگری اسکات)، و گروهبان دانوان (کایوده آکینیِمی)، ادعا میکنن هیچ کودکی همراه سارا وارد نشده و فیلمهای دوربینهای امنیتی هم فقط سارا رو نشون میدن. سارا، که بهش مشکوکن، از ترک کنسولگری امتناع میکنه، چون میدونه مقامات آلمانی به کنسولگری دسترسی ندارن. تو جستوجوی ناامیدانهاش، سارا با کیرا (لرا آبووا) آشنا میشه و با استفاده از مهارتهای نظامیش، تو کنسولگری پر از رمز و راز میجنگه تا یه توطئه خطرناک رو کشف کنه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه، پر از اکشن، تعلیق و پیچشهای داستانی روانشناختیه که به موضوعاتی مثل تروما، خیانت و استقامت میپردازه. این فیلم تو ۳۰ آوریل ۲۰۲۵ تو نتفلیکس پخش شد و تو ۸۸ کشور به صدر جدول نتفلیکس رسید.
خلاصه داستان: «مرگ یک تکشاخ» یه فیلم کمدی-فانتزی-ترسناک آمریکاییه به کارگردانی و نویسندگی الکس شارفمن تو اولین تجربه کارگردانی بلندش. داستان درباره الیوت کینتنر (پل راد)، یه وکیل بیوه، و دختر نوجوانش، ریدلی (جنا اورتگا)،ه که بهطور اتفاقی تو راه یه استراحتگاه آخر هفته تو طبیعت کانادا با ماشینشون به یه تکشاخ کوچیک برخورد میکنن و زخمیش میکنن. الیوت، که دنبال ترفیع از رئیس میلیاردرش، اودل لئوپولد (ریچارد ای. گرانت)،ه، با آچار چرخ تکشاخو میکشه و جنازهشو تو ماشین قایم میکنه. تو عمارت لئوپولدها، که شامل همسر اودل، بلیندا (تی لئونی)، و پسر معتادشون، شپرد (ویل پولتر)،ه، معلوم میشه خون بنفش تکشاخ خواص درمانی داره، مثل درمان آکنه ریدلی، آلرژیهای الیوت و حتی سرطان اودل. اودل دستور میده تکشاخ، که هنوز زندهست، به آزمایشگاه برده شه تا شاخش برای سودجویی دارویی استفاده شه. اما وقتی دو تکشاخ بزرگتر، والدین اون بچه، برای انتقام میرسن، یه شکار خونین راه میافته که خیلیا، از جمله اودل و بلیندا، رو میکشه. ریدلی، که به تکشاخها حس همدلی داره، سعی میکنه اوضاعو درست کنه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه، پر از طنز سیاه، گور (صحنههای خونین)، پرشهای ترسناک و نقد طعنهآمیز سرمایهداری و آز شرکتهای داروییه، اما بهخاطر شخصیتپردازی ضعیف و جلوههای ویژه ناهمگون، نقدهای متوسطی گرفت. فیلم تو ۸ مارس ۲۰۲۵ تو جشنواره SXSW نمایش داده شد و ۲۸ مارس تو سینماهای آمریکا توسط A24 اکران شد و ۵.۸ میلیون دلار تو افتتاحیه فروش کرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، مایکل لارسون، راننده بیکار وانت بستنیفروشی از اوهایو، با رازی پنهان وارد برنامه مسابقهای «شانست را امتحان کن» میشود: کلیدی برای بردن پول بیپایان. او با استفاده از هوش خود و به خاطر سپردن الگوهای تخته بازی، برندهای بیسابقه میشود و بیش از ۱۱۰,۰۰۰ دلار جایزه میبرد. اما وقتی مدیران برنامه به انگیزههای واقعی او پی میبرند، هرجومرج پشت صحنه آغاز میشود. این فیلم درام، با بازی درخشان پل والتر هاوزر در نقش لارسون، داستان واقعی این لحظه عجیب تاریخ تلویزیون را با ترکیبی از طنز، تنش و فضای نوستالژیک دهه ۸۰ روایت میکند، هرچند پایان آن کمی ناتمام به نظر میرسد.
خلاصه داستان: پس از مرگ مادر الکس رز به دلیل سرطان، او وامیماند که برای دریافت ارث خود باید لیستی از آرزوهای دوران کودکیاش را که در ۱۳ سالگی نوشته بود، تکمیل کند. این ماموریت غیرمعمول الکس را به سفری میبرد که در آن اسرار خانوادگی را کشف میکند، با غم و اندوه خود روبهرو میشود و عشق و خودشناسی را مییابد. او باید کارهایی مانند یادگیری پیانو، شرکت در یک نمایش کمدی استندآپ و یافتن عشق واقعی را انجام دهد، در حالی که با روابط عاشقانه پیچیده و آشتی با پدرش دستوپنجه نرم میکند. این فیلم کمدی-درام عاشقانه، با نگاهی بالغ به رشد و تغییر، داستانی لطیف و الهامبخش درباره زندگی و شجاعت برای دنبال کردن رویاها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: روری، یک پدر ناامید، و کابی، یک مجرم سابق، برای سرقت از درآمدهای غیرقانونی یک سیاستمدار فاسد با هم متحد میشوند. اما وقتی نقشه سرقت به هم میریزد، آنها در گردابی از هرجومرج گرفتار میشوند و نهتنها از دست پلیس، بلکه از بوروکراتهای ناکارآمد و رئیس جنایتکاری انتقامجو فرار میکنند. آنها که کاملاً از عمق ماجرا خارج شدهاند، رواندرمانگر روری را متقاعد میکنند تا در فرار پرهیاهویشان در شهر به آنها بپیوندد، جایی که باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای فرار از دستگیری یا بدتر از آن، با هم همکاری کنند.