خلاصه داستان: فیلم دبلیو.ای. (۲۰۱۱) به کارگردانی مدونا با بازی ابی کورنیش، آندرهآ رایزبورو، جیمز دارسی و اسکار آیزاک، دو خط داستانی موازی را روایت میکند؛ والریس، زنی مدرن در نیویورک که در آستانه طلاق است و به حراج جواهرات وال Wallis سیمپسون و پادشاه ادوارد هشتم علاقهمند میشود، در حالی که فیلم با تصاویر مجلل و پرزرقوبرق، عشق ممنوعه وال Wallis و ادوارد را در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ بازسازی میکند و نشان میدهد چگونه این رابطه سلطنت بریتانیا را تکان داد و به کنارهگیری پادشاه منجر شد.
خلاصه داستان: فیلم بریجت جونز: بیبی (۲۰۱۶) به کارگردانی شارون ماگیر با بازی رنه زلویگر در نقش بریجت جونز، کالین فرث به عنوان مارک دارسی و پاتریک دمپسی در نقش جک، داستان زنی میانسال و مطلقه را روایت میکند که پس از یک جشنواره موسیقی و روابط عاطفی پرماجرا با دو مرد جذاب، باردار میشود اما نمیداند پدر بچه مارکِ وفادار سابقش است یا جکِ تکنولوژیدوست جدید؛ بریجت در حالی که شغلش در خطر است و دوستانش حمایت میکنند، تلاش میکند هویت پدر را کشف کند و زندگی جدیدی بسازد، پر از لحظات کمدی، عاشقانه و چالشهای مادری.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «کی مغازه را نگه میدارد؟» محصول ۱۹۶۳ به کارگردانی دنیل من، با بازی جری لوئیس در نقش نورمن فینستر، جیل سنت جان و اگنس مور هد، داستان مرد جوانی بیتجربه و دستوپاچلفتی را روایت میکند که برای جلب رضایت معشوقهاش و اثبات شایستگی به پدر ثروتمندش، در یک فروشگاه بزرگ لوکس استخدام میشود و با خرابکاریهای زنجیرهای و موقعیتهای خندهدارش، کل فروشگاه را به آشوب میکشد و ماجراهای طنزآمیزی رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «جف، کسی که در خانه زندگی میکند» (۲۰۱۱) به کارگردانی جی دوپلاس و مارک دوپلاس با بازی جیسون سیگل در نقش جف مرد ۳۰ ساله بیکار و اعتقاددار به نشانههای کیهانی که با مادرش شارون (سوزان ساراندون) زندگی میکند، اد هلمز در نقش برادرش پت و جودی گریر، داستان ماجراجویی برادرانهای را روایت میکند که از جستجوی پت برای همسر فراریاش آغاز میشود و جف را از انزوای خانه بیرون میکشد، منجر به کشف رازهای خانوادگی، روابط پیچیده و لحظات طنزآمیز و تأملبرانگیز درباره معنای زندگی میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۳، فیلم وحشت در بیابانهای بلند ۲: مینروا به کارگردانی دَچ ماریچ و با بازی اوا همیلتون در نقش مینروا، ویل تاکااوکا و سوزی بلاک، داستان یک روزنامهنگار کنجکاو به نام مینروا را روایت میکند که برای تحقیق درباره ناپدید شدن مرموز گری هاینج (از قسمت اول) به بیابانهای دورافتاده نوادا سفر میکند، اما با پدیدههای ماوراء طبیعی، صداهای عجیب و موجوداتی ناشناخته روبرو میشود که مرز بین واقعیت و کابوس را محو کرده و سرنوشت وحشتناکی را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «سواستیکا» محصول سال ۱۹۷۴ به کارگردانی رودولف کارتر، با بهرهگیری از فیلمهای خانگی ۸ میلیمتری نازیها که به طور اتفاقی کشف شدهاند، تصویری بیسابقه و شخصی از زندگی خصوصی آدولف هیتلر، جوزف گوبلز و دیگر رهبران حزب نازی ارائه میدهد و رویدادهای جنگ جهانی دوم را از زاویهای ناشناخته و تکاندهنده به نمایش میگذارد، بدون روایتگر یا بازیگران اصلی و صرفاً با تکیه بر footage خام و اصیل دوران.
خلاصه داستان: فیلم «خشم» (Outrage) به کارگردانی تاکشی کیتانو در سال ۲۰۱۰، روایتی خشن و بیرحمانه از دنیای زیرزمینی یاکوزا در ژاپن است که با سلسلهای از خیانتها، توطئهها و انتقامجوییهای خونین میان باندهای رقیب آغاز میشود؛ تاکشی کیتانو در نقش اوتومو، رئیس مافیایی بیرحم، کیپئی شینا به عنوان کاتائوکا و تنتانچی در نقشهای کلیدی، درگیر جنگی تمامعیار میشوند که ساختار قدرت را زیر و رو میکند و با سبک خاص کیتانو پر از خشونت گرافیکی و دیالوگهای تند پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «دوستپسر جعلی من» (My Fake Boyfriend) محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی کوین فیر با بازی کی وانگ در نقش آوری، اسکات کاوالheiro و جف لارسن، داستان دانشجویی به نام آوری را دنبال میکند که برای ماندن در خوابگاه دانشگاه و جلوگیری از اخراج، از اپلیکیشنی برای اجاره دوستپسر جعلی استفاده میکند؛ اما وقتی جاش، دوستپسر اجارهایاش، بیش از حد جذاب و واقعی ظاهر میشود، آوری درگیر ماجراهای کمدی و عاشقانهای میگردد که زندگیاش را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: فیلم قرنطینه ۲: ترمینال (۲۰۱۱) به کارگردانی جان پوگ با بازی روبن پل، برین رکانو و جاشوا لئونارد، داستان گروهی از مسافران یک اتوبوس را روایت میکند که پس از ورود به ترمینال یک فرودگاه قرنطینه میشوند؛ جایی که ویروس جهشیافتهای از فیلم قبلی شیوع پیدا کرده و افراد آلوده را به موجودات وحشی و خونخوار تبدیل میکند. مسافران باید در میان هرجومرج، درگیری با زامبیهای خشمگین و نیروهای امنیتی بیرحم برای بقا بجنگند و راه فراری بیابند.
خلاصه داستان: فیلم نافرمان (۱۹۶۴) به کارگردانی آلن دلون با بازی خود دلون در نقش اصلی و لینو ونتورا، داستان یک افسر فرانسوی ارتش در الجزایر را روایت میکند که پس از استقلال الجزایر، از اجرای دستورات سرکوبگرانه علیه الجزایریها سرپیچی میکند، فرار کرده و به یک شورشی تبدیل میشود و در برابر سیستم نظامی ایستادگی مینماید، در حالی که با تعقیب و گریزهای نفسگیر و درگیریهای اخلاقی روبرو است.