خلاصه داستان: هانا و آن که در سالهای اولیه جنگ جهانی دوم در برگن بلزن زندانی بودند، قبل از اینکه بفهمند در آستانه مبادله خانواده هانا با اسیران آلمانی، با دیواری از هم جدا شدهاند، خاطراتی از زمان خود در آمستردام به اشتراک میگذارند.
خلاصه داستان: گذشته یک زن به عنوان یک محکوم همه جا او را دنبال می کند و به همین دلیل او را به روی دیگران باز نمی کند. اما سپس با یک کودک شکسته که از خشونت خانگی رنج می برد دوست می شود و تصمیم می گیرد دختر را نجات دهد...
خلاصه داستان: مری که در رابطه با جنایتکار نونزیو در جنوب ایتالیا به دام افتاده است، از طریق رابطه خود با مربی سوارکاری جولیو قدرت پیدا می کند. با وجود هشدارهای دوستش میکل، او عشق را انتخاب می کند و خشم انتقام جویانه نونزیو را برمی انگیزد.
خلاصه داستان: بارداری ناخواسته لولا برنامه های زندگی او را مختل می کند. او در مقابل مادر شدن مقاومت می کند در حالی که برونو می خواهد پدر شود و او را مجبور می کند تا با ترس ها و انتظارات اجتماعی خود روبرو شود زیرا او به دنبال شفافیت در مورد آینده خود است.
خلاصه داستان: تلاش مری استوارت (Saoirse Ronan) برای سرنگونی پسر عمویش الیزابت اول (مارگو رابی)، ملکه انگلستان، او را قبل از اعدام محکوم به سالها حبس میبیند.
خلاصه داستان: وقتی هابیل متوجه میشود که مادرش در حال ازدواج با مردی در زندان است، عصبانی میشود. او با کمک بهترین دوستش هر کاری که لازم باشد برای محافظت از او انجام می دهد. اما ملاقات با ناپدری جدیدش ممکن است دیدگاه جدیدی به او ارائه دهد.
خلاصه داستان: آن را دنبال می کند، یک وکیل باهوش که با همسرش پیر و دخترانشان زندگی می کند. آن به تدریج وارد یک رابطه پرشور با تئو، پسر پیر از ازدواج قبلی میشود و زندگی حرفهای و خانوادگی خود را درگیر میکند...