خلاصه داستان: سریال فرانسوی «دیلر» یک درام جنایی-هیجانی است که تونی، فیلمبردار مستند، را در حومههای پرتنش پاریس دنبال میکند که با دو رپر آماتور، فرانک و توماس، برای ساخت موزیک ویدیو همکاری میکند؛ اما پروژه به سرعت به یک جنگ تمامعیار بین باندهای مواد مخدر تبدیل میشود و تونی برای بقا و نجات دوستانش درگیر میشود. منتقدان برای فیلمبرداری واقعی و پرانرژی، بازیهای طبیعی عبدالامین دیائوری و محمد بوخاری، و جو تنشآلود و واقعگرایانه تحسین کردهاند و آن را به عنوان یک سریال کوتاه و نفسگیر توصیف کردهاند که با ریتم تند، خشونت خام و حس مستندگونه، تجربهای هیجانانگیز و فراموشنشدنی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «اسپوتنیک» یک فیلم علمی-تخیلی ترسناک روسی است که در سال ۱۹۸۳ رخ میدهد؛ پس از سقوط سفینه فضایی اسپوتنیک، تنها بازمانده، سرهنگ کنستانتین ولاسوف، به زمین بازمیگردد اما با موجودی بیگانه داخل بدنش؛ تاتیانا کلیمووا، روانشناس جنجالی، برای بررسی وضعیت روانی او فراخوانده میشود و به رازی وحشتناک میرسد. منتقدان برای جو سنگین و واقعگرایانه، بازیهای درخشان اوکسانا آکینشینا و پیوتر فیودوروف، طراحی موجود بیگانه و ترکیب هوشمندانه درام روانشناختی با وحشت بدنی تحسین کردهاند و آن را به عنوان یکی از بهترین فیلمهای علمی-تخیلی-ترسناک سالهای اخیر توصیف کردهاند که با ریتم نفسگیر، تصاویر خیرهکننده و پایانبندی قدرتمند، حس وحشت و تنهایی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان و بلندپرواز به نام ساویر اسکات در راه مصاحبه شغلی مهمی در واشنگتن دیسی است. او برای کوتاه کردن مسیر، از جادهای فرعی و خلوت در جنگلهای کنتاکی عبور میکند، اما این تصمیم به بدترین کابوس زندگیاش تبدیل میشود. ساویر در میان طبیعت بکر و بیرحم گم میشود و به زودی با دو برادر خطرناک و غیرقابل پیشبینی به نامهای هولت و باکلر روبرو میشود که قصدشان چیز خوبی نیست. حالا او باید برای بقای خود بجنگد و با تکیه بر هوش و غریزهاش، راهی برای فرار از این دام مرگبار بیابد. این فیلم مهیج و نفسگیر محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جن مکفرسون و با بازیهای تحسینبرانگیز هرمیونی کورفیلد در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: سباستین سیلوا از زندگی جدا شده است و برای موفقیت در دنیای هنر تلاش می کند و به طور معمول کتامین مصرف می کند. هنگامی که او در یک ساحل برهنگی، جردن فرستمن، تأثیرگذار رسانه های اجتماعی را ملاقات می کند، آن دو در مورد همکاری صحبت می کنند، اما سرنوشت چیز دیگری دارد ...
خلاصه داستان: یک فیلم فانتزی تاریک و ترسناک به کارگردانی فریتز بوم که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد. داستان حول محور آنا (با بازی بل پائولی)، دختری جوان است که توسط مردی مرموز به نام «پدر» (با بازی برد دوریف) در اتاق زیر شیروانی خانهای دورافتاده نگهداری میشود. او از دنیای بیرون هیچ نمیداند و «پدر» به او میگوید که موجوداتی خطرناک به نام «وحشیها» در بیرون زندگی میکنند. پس از نجات توسط کلانتر الن ولف (با بازی لیو تایلر)، آنا به دنیای واقعی پا میگذارد و سعی میکند با زندگی عادی وفق پیدا کند. اما با بلوغ جسمی و روحی او، رازهای هولناکی درباره هویت واقعیاش و ماهیت وجودی «پدر» آشکار میشود و او را در مسیر مواجهه با سرنوشت تاریک و غریزیاش قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «وینچستر» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اسپیرز برادران، با بازی هلن میرن در نقش سارا وینچستر، بیوهٔ ویلیام وینچستر، وارث شرکت اسلحهسازی وینچستر، ساخته شده است. داستان دربارهٔ سارا وینچستر است که پس از مرگ همسر و فرزندش، توسط یک روحشناس به نام دکتر اریک پرایس (با بازی جیسون کلارک) تحت بررسی قرار میگیرد. او معتقد است که خانهٔ عجیب و غریبش که مدام در حال ساخت و ساز است، توسط ارواح نفرین شدهای تسخیر شده که توسط اسلحههای وینچستر کشته شدهاند. سارا باید با این ارواح مقابله کند تا هم خودش و هم خانوادهاش را نجات دهد. این فیلم بر اساس داستان واقعی خانهٔ وینچستر ساخته شده و ترکیبی از ژانرهای ترسناک و معمایی است.
خلاصه داستان: فیلم «آرزوی مرگبار» محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جان آر. لئونتی و با بازی جوئی کینگ، رایان فیلیپ و جوزف مایکل هریس است. داستان درباره کلر شانون، دختر نوجوانی است که توسط پدرش صندوقچه اسرارآمیزی پیدا میکند که قادر به برآورده کردن هفت آرزو است. کلر که در مدرسه با مشکلاتی روبرو است، از این صندوقچه برای رسیدن به خواستههایش استفاده میکند، اما به زودی متوجه میشود که هر آرزو با یک قیمت وحشتناک و مرگبار همراه است. او باید قبل از اینکه آرزوهایش منجر به نابودی تمام کسانی که دوستشان دارد شود، راهی برای شکستن طلسم پیدا کند.
خلاصه داستان: این فیلم آلمانی محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی نورا فینگشایدت، داستان زندگی «کاترینا بلوم» (با بازی النا کاپریس) را روایت میکند؛ زنی که در آستانه سی سالگی، زندگیاش دچار تحولات بزرگی میشود. او که در یک شرکت تبلیغاتی کار میکند، ناگهان با از دست دادن شغلش مواجه شده و همزمان، پدربزرگش (با بازی یورگ شونهتاوبر) که فردی بسیار مهم برای اوست، به بیماری سختی مبتلا میشود. کاترینا که حالا با بحران هویت و آیندهای نامعلوم روبرو است، تصمیم میگیرد تا به زادگاهش بازگردد و در کنار پدربزرگش باشد. این بازگشت، او را با گذشتهاش، خانوادهاش و انتخابهایی که در زندگی داشته، مواجه میکند. در این میان، او با مردی به نام «یوناس» (با بازی یورگ شونهتاوبر) آشنا میشود که مسیر زندگیاش را به کلی تغییر میدهد. فیلم با نگاهی لطیف و طنازانه، بحران سیسالگی، اهمیت خانواده و جستجو برای یافتن معنای واقعی زندگی و عشق را به تصویر میکشد و نشان میدهد که گاهی زیباترین لحظات زندگی در سادهترین و غیرمنتظرهترین اتفاقات پنهان شدهاند.