خلاصه داستان: یک فیلم مستند تحسینشده به کارگردانی سرژ آوِدیکیان محصول سال ۲۰۱۴ که داستان زندگی سه کودک ارمنی را در خلال نسلکشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ روایت میکند. این فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، روایتگر ماجرای گاسپار، کودک هشت سالهای است که شاهد قتل پدر و مادرش توسط سربازان عثمانی است و پس از آن در جستجوی خواهران گمشدهاش، سفری پر فراز و نشیب را آغاز میکند. در این مسیر با کودکان دیگری همچون آرشاویر و زپور آشنا میشود که هر یک داستان غمانگیز خود را دارند. فیلم «جستجو» با بازیگرانی چون هاروتیون آوِدیسیان، آرویک مارتیروسیان و آرمن ماروتیان، تصویری تکاندهنده و به یاد ماندنی از فاجعهای تاریخی و تأثیر آن بر بیگناهترین قربانیان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «باشگاه معجزه» (The Miracle Club) محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی تورن دیوید و با بازی درخشان لورا لینی، مگی اسمیت، آگنس اوکیف و کتی بیتس است. این فیلم داستان چهار زن از محلهای در دوبلین را روایت میکند که در دهه ۱۹۶۰ زندگی میکنند و هرکدام با مشکلات و آرزوهای خاص خود دست و پنجه نرم میکنند. زمانی که آنها در یک مسابقه محلی برنده میشوند، فرصتی برای سفر به شهر کوچک لورد در فرانسه به دست میآورند؛ مکانی مقدس که بسیاری به امید شفا و معجزه به آنجا سفر میکنند. این سفر تحولآفرین، آنها را با رازهای پنهان، آشتی با گذشته و کشف دوباره امید در زندگیشان روبرو میکند و در نهایت، دوستی و ایمانشان را در مسیری غیرمنتظره تقویت مینماید.
خلاصه داستان: یک خانوادهٔ ایتالیایی به رهبری آرماندو با مشکلات مالی جدی روبرو هستند. زمانی که مادربزرگ ثروتمندشان، نونا، تصمیم میگیرد با مردی جوان به نام دومنیکو ازدواج کند، خانواده احساس میکنند که میراثشان در خطر افتاده است. آنها نقشه میکشند تا این ازدواج را به هر قیمتی متوقف کنند و برای اجرای این نقشه، خواهرزادهٔ آرماندو، ماریا، را مأمور میکنند تا دومنیکو را وسوسه کرده و رابطهاش را با نونا به هم بزند. اما ماریا به تدریج متوجه میشود که شاید انگیزههای دومنیکو آنطور که به نظر میرسد نباشد و در این میان، احساسات واقعی نیز شکل میگیرد. این کمدی رمانتیک ایتالیایی به کارگردانی جووانی بوتزی، با بازی فابریتزیو بنتیوولیو، کاترین اسپارو و لینو بانفی، داستانی طنزآمیز و در عین حال دلگرمکننده از خانواده، عشق و ارزش واقعی ثروت را روایت میکند.
خلاصه داستان: مکفارلند، پدری مهربان و خانوادهدوست، پس از یک تراژدی شخصی ویرانگر، نامهای مرموز دریافت میکند که او را به کلبهای متروک در جنگل میکشاند؛ همان جایی که بدترین کابوس زندگیاش به وقوع پیوست. او در آنجا با سه شخصیت اسرارآمیز به نامهای پاپا، یسوع و سارایو آشنا میشود که نمایانگر تثلیث مقدس هستند. این ملاقات، سفری عمیق و شفابخش را برای مک آغاز میکند تا با دردهای گذشته خود روبرو شده و ایمان از دست رفتهاش را بازیابد. این فیلم در سال ۲۰۱۷ توسط استوارت هیزلداین کارگردانی شده و سم وورثینگتون در نقش اصلی به همراه اکتاویا اسپنسر، رادریگو سانتورو و رایان رابینز به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۸۲ توسط کاترین بیگلو و مونت مونتگومری کارگردانی شد، با بازی ویلم دفو در نقش ونس، موتورسوار خسته و سرگردانی است که پس از گذراندن دوران محکومیت خود، در راه فلوریدا به کالیفرنیا، در یک شهر کوچک جنوبی توقف میکند. او و گروه کوچک موتورسوارانش که همگی با لباسهای چرمی و موتورسیکلتهای غرنده، نماد شورشیگری و آزادی هستند، در یک کافه محلی متوقف میشوند و توجه اهالی محافظهکار و کنجکاو شهر را به خود جلب میکنند. در این میان، ونس با دختر جوانی به نام تل (با بازی تینا لین هوفمن) آشنا میشود؛ دختری که از زندگی یکنواخت و محدود خود خسته شده و به دنبال راهی برای فرار است. این آشنایی، نقطه عطفی در فیلم ایجاد میکند و تقابل میان فرهنگ سرکش موتورسواران و ارزشهای سنتی و خفقانآور جامعه کوچک را به تصویر میکشد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازی اتمسفریک، دیالوگهای کم و نماهای تأملبرانگیز، بیش از آنکه بر روایت خطی داستان تأکید کند، به کندوکاو در حال و هوای دهه ۱۹۵۰ و احساس بیگانگی و طغیان میپردازد. «دزدیدهشده» که اولین همکاری دفو با بیگلو محسوب میشود، اثری است که با نگاهی نوستالژیک و در عین حال خشن، اسطوره موتورسوار یاغی را در آمریکای پس از جنگ بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: یک کشتی فضایی عظیم به نام «ایبیس» که حامل هزاران جنین منجمد شده به منظور نجات نسل بشر است، پس از یک سفر طولانی به سیاره ای قابل سکونت میرسد. خدمه این کشتی متشکل از یک گروه کوچک هستند که وظیفه دارند این جنینها را به سلامت به مقصد برسانند و آینده بشریت را تضمین کنند. اما در طول سفر، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد و خدمه با چالشهای مرموز و خطرناکی روبرو میشوند که بقای کل مأموریت را به خطر میاندازد. این فیلم علمی-تخیلی که توسط جولیو کینتانا کارگردانی شده و لوکاس بلانچارد، مارتین اسپانگلبرگ و ترزا رویز در آن به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی پرتعلیق و عمیق درباره امید، فداکاری و مبارزه برای بقا در عمق فضا را روایت میکند.
خلاصه داستان: درام عاشقانه «اونوقت اون منو پیدا کرد» به کارگردانی هلن هانت (۲۰۰۸)، داستان زندگی آموزگار ۳۹ سالهای به نام «اپریل اپستاین» (با بازی خود هانت) را روایت میکند که در آستانه ۴۰ سالگی، با طلاق از همسرش «بن» (با بازی متیو برودریک) و مرگ ناگهانی مادرخواندهاش مواجه میشود. در همین بحبوحه، مادر واقعیاش «برنیس» (با بازی بت میدلر)، مجری تلویزیونی پرحاشیه، پس از سالها ناگهان وارد زندگی او میشود و ادعا میکند که پدرش «استیو مککوئین» بوده است. همزمان، «اپریل» با «فرانک» (با بازی کالین فرث)، پدری تنها که دانشآموز او را به مدرسه میآورد، آشنا شده و رابطۀ عاطفی جدیدی را آغاز میکند. فیلم با حضور بازیگرانی چون بن شنکمن و سالی کرکلند، ماجرای پیچیدهای از عشق، خانواده، هویت و پذیرش خود را در میانسالی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو خواهر با زندگیهایی کاملاً متفاوت در یک شهر کوچک زندگی میکنند. یکی از آنها، زن جوانی به نام کیتی، به تازگی با یک وکیل موفق به نام لوک ازدواج کرده و زندگی مرفهی دارد. خواهر دیگرش، مگان، که یک مادر مجرد است، برای تأمین هزینههای زندگی و مراقبت از فرزندش با مشکلات مالی زیادی روبرو است. تضاد بین زندگی لوکس کیتی و مبارزات روزمره مگان، شکافی عمیق بین آنها ایجاد کرده است. این وضعیت زمانی به اوج خود میرسد که مگان برای نجات خود از یک موقعیت بحرانی، دروغی بزرگ میگوید و کیتی را در مرکز این دروغ پیچیده قرار میدهد. این دروغ به سرعت زندگی همه، از جمله لوک، را تحت تأثیر قرار داده و رازهای گذشته و حال آنها را آشکار میکند. کیتی که حالا در یک دوراهی اخلاقی گیر افتاده، باید تصمیم بگیرد که آیا برای محافظت از خواهرش، این دروغ را ادامه دهد یا حقیقت را فاش کند؛ تصمیمی که عواقب آن میتواند بنیان زندگی همه را متلاشی کند. این درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ کانادا به کارگردانی کالوین توماس و با بازی کلر فورلانی، آمبرا آنجولینی و مارتین دونوان است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ترسناک موزیکال محصول سال ۱۹۶۷ به کارگردانی رومن پولانسکی که در ایران با نام «ترس و نکبت ملوانی» نیز شناخته میشود. داستان در قرن نوزدهم در کوهستانهای ترانسیلوانیا میگذرد و پروفسور آبرونسیوس، یک کارشناس خرافات و شیطانشناسی، به همراه دستیار سادهدلش آلفرد برای نابودی کنت فون کرولاک، یک خونآشام اشرافی، به قلعهای دورافتاده سفر میکنند. آنها در مهمانخانهای اقامت میگزینند که صاحب آن به همراه دختر زیبایش شاگال در آن زندگی میکنند. با ورود کنت به مهمانخانه، او شاگال را میرباید و پروفسور و آلفرد برای نجات او و نابودی کنت وارد قلعه میشوند. در قلعه، آنها با همسر کنت و پسر عجیب و غریبش هربرت مواجه میشوند و ماجراهای خندهدار و ترسناکی را تجربه میکنند. این فیلم با بازی رومن پولانسکی در نقش آلفرد، جک مکگوران در نقش پروفسور آبرونسیوس، و شارون تیت در نقش شاگال، ترکیبی طنزآمیز از ژانرهای کمدی و وحشت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک پیرمرد نویسنده به نام هری در دامنه کوه کلیمانجارو در آفریقا در حال مرگ است. او در اثر عفونت ناشی از یک خراش کوچک در حال جان دادن است و در کنار همسرش هلن، آخرین لحظات زندگی خود را سپری میکند. در حالی که منتظر رسیدن یک هواپیمای نجات است، هری در هذیان و فلشبکهایی به گذشتهاش فرو میرود و خاطرات زندگی پربار خود را مرور میکند؛ از روزهای جوانی در پاریس گرفته تا تجربیاتش در جنگ و عشقهای از دست رفته. او با حسرت به فرصتهای از دست رفته و رمانهایی که هرگز ننوشت میاندیشد و در نهایت، در رویایی آرامشبخش، تصور میکند که بالاخره به قله افسانهای کلیمانجارو صعود کرده است. این فیلم درام محصول سال ۱۹۵۲ به کارگردانی هنری کینگ با بازی گریگوری پک، سوزان هیوارد و آوا گاردنر، اقتباسی از داستان کوتاه ارنست همینگوی است.