خلاصه داستان: فیلم «شاهزاده دزدان» (Princess of Thieves) در سال 2021 به کارگردانی جاناتان اچ. دیمی و با بازی استری کنی، پدی کانسیداین و راس کانر ساخته شده است. داستان این فیلم درباره گوئن، دختر رابین هود است که پس از آنکه پدرش توسط نایبالسلطنه جان دستگیر میشود، برای نجات جان پدرش وارد یک مأموریت جسورانه میشود و باید با یک شاهزاده خانم که در جستجوی برادر گمشدهاش است، همراه شود.
خلاصه داستان: پدر سانتای واقعی در سال ۲۰۱۰ در نزدیکی کوهستانهای کورپیکولیو در فنلاند کشف میشود. این موجود باستانی که در یک توده یخی محبوس شده بود، اکنون توسط یک شرکت بزرگ استخراج شده و هدف قرار گرفته است. اما وقتی یک پسر جوان به نام کریستی به همراه پدرش و دیگر شکارچیان محلی برای یافتن گوزنهایشان به کوهستان میروند، با حقیقتی ترسناک روبرو میشوند. آنها درمییابند که این «بابا نوئل» افسانهای، یک هیولای وحشی است که هدفش جمعآوری هدایا برای بچههای بد نیست، بلکه انتقام و شکار انسانها است. در این کمدی-ترسناک که توسط جمو هالیکورکی کارگردانی شده، کریستی (با بازی اونی توماینن) و یک کاراگاه روسی به نام پیوتر (با بازی ریستو سیلمه) باید با یکدیگر متحد شوند تا این هیولای یخی را قبل از اینکه کریسمس را به یک کابوس تبدیل کند، متوقف کنند.
خلاصه داستان: فیلم «The Laws of the Border» در سال ۲۰۲۱ به کارگردانی منوچهر هادی و با بازی امیر جدیدی، نوید محمدزاده و هادی حجازیفر ساخته شد. داستان این فیلم درباره یک قاچاقچی معروف به نام ناصر خلیلی است که در مرزهای غربی ایران فعالیت میکند و با ورود یک جوان به نام عظیم به دنیای قاچاق، درگیر رقابت و درگیریهای پیچیدهای میشود که سرنوشت همه را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «بارانی باید ببارد» (Some Rain Must Fall) به کارگردانی ایلکایا آکتاش در سال 2024 منتشر شد و داستان مردی جوان به نام «نیک» را روایت میکند که پس از ترک زندگی در شهر بزرگ، به روستای زادگاهش باز میگردد تا با گذشتهی تاریک و خاطرات تلخش روبرو شود. او در این مسیر، ضمن مواجهه با افرادی که در جوانی به او آسیب زدهاند، تلاش میکند تا با یافتن راهی برای بخشش، آرامش را درون خود بازیابد و به زندگی عادی بازگردد.
خلاصه داستان: فیلم «غولهای کوچک» (Little Giants) به کارگردانی دین سایملر و بازیگرانی چون ریک مورانیس، اد اونیل و شان آستین در سال ۱۹۹۴ ساخته شده است. داستان این فیلم درباره دو برادر به نامهای کیسی و کوین اونیل است که در یک شهر کوچک زندگی میکنند و عاشق فوتبال هستند. وقتی تیم فوتبال پسران شهر، بازیکنان را بر اساس قد و هیکل انتخاب میکند، کیسی تصمیم میگیرد یک تیم جایگزین با بازیکنانی که کنار گذاشته شدهاند تشکیل دهد. پدرش، کیسی اونیل (ریک مورانیس)، که یک مربی شکستخورده است، مربیگری تیم را بر عهده میگیرد. آنها با وجود مخالفتها و تمسخرها، تلاش میکنند تا در مقابل تیم قدرتمند رقیب، شانس خود را برای پیروزی امتحان کنند.
خلاصه داستان: ماشین چمنزنی در سال 2011 توسط کارگردان هوگو گاتز به همراه بازیگرانی چون جانی اسنو، کیمبرلی جی. براون و جاناتان رابرتز ساخته شد. داستان درباره یک گروه از موجودات کوچک و زرد رنگ به نام مینیونها است که در یک کارخانه تولید لوازم خانگی کار میکنند و به دلیل اشتباهات خود باعث ایجاد هرج و مرج در یک خانه میشوند.
خلاصه داستان: در سال 2200، نائوکی و مایومی در یک اقامتگاه شناور در فضا زندگی می کنند. زمانی که نائوکی متوجه شد نائوکی همسرش را سالها پیش به اندروید تبدیل کرده تا نسخهی عالی خود را زندگی کند، وجود شگفتانگیز آنها از بین میرود...
خلاصه داستان: داستان فیلم «راهنمای شناخت قدیسانتان» که در سال 2006 به کارگردانی دیتو مانتیل ساخته شد، در دو بخش موازی روایت میشود: نیویورکِ سال ۲۰۰۵ و محله کوئینزِ سال ۱۹۸۶. در بخش نخست، دیتوی میانسال (با بازی رابرت داونی جونیور) که نویسندهای موفق است، باخبر میشود که پدرش (چاز پالمینتری) به سرطان مبتلا شده و باید به خانه بازگردد. این بازگشت، خاطرات دوران نوجوانیاش را زنده میکند؛ دورانی که در آن با دوستانش تونی (شایا لاباف)، بوبی (برایان گالاگر) و جیمی (المپیا دوکاکیس) در محلهای خشن و پرآشوب بزرگ میشدند. در آن زمان، دیتوی جوان (با بازی میکی رورک) تلاش میکند تا با چالشهای خشونت، فقر و بلوغ دست و پنجه نرم کند و در عین حال، خود را از دنیای جنایتکارانهی اطرافش جدا سازد. فیلم با تغییر مداوم بین گذشته و حال، به بررسی تأثیر عمیق روابط، انتخابها و محیط بر شکلگیری هویت و سرنوشت یک فرد میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «جادوی عملی» در سال ۱۹۹۸ به کارگردانی گریفین دان و با بازی ساندرا بولاک، نیکول کیدمن و استیسی کیچ ساخته شد. داستان درباره دو خواهر به نامهای جیلیان و سالی است که با وجود عشق به هم، به دلیل تفاوت در نگرش به تواناییهای جادوییشان، راههای متفاوتی را در پیش میگیرند. جیلیان به زندگی پرماجرا و آزادانه روی میآورد، در حالی که سالی تلاش میکند تا با پنهان کردن جادویش، زندگی عادی برای خود و دخترانش بسازد. اما وقتی جیلیان با مردی خطرناک به نام جانی به مشکل میخورد، سالی مجبور میشود برای نجات خواهرش، بار دیگر با نیروهای ماورایی دست و پنجه نرم کند.