خلاصه داستان: فیلم کمدی اکشن «ساعت شلوغی» محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی برت رتنر، داستان دو پلیس کاملاً متفاوت را روایت میکند. هنگامی که کنسول چین در لس آنجلس ربوده میشود، بازرس لی (با بازی جکی چان)، یک افسر پلیس هنگ کنگ، برای کمک به پرونده به آمریکا فرستاده میشود. اف بی آی برای اینکه او در کارشان دخالت نکند، یک پلیس لس آنجلسی به نام جیمز کارتر (با بازی کریس تاکر) را مأمور میکند تا او را سرگرم کند. اما این دو پلیس با وجود تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی فراوان، به زودی متوجه میشوند که باید با هم متحد شوند تا یک باند جنایتکار بینالمللی را متوقف کرده و دختر کنسول را نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۹ نیویورک، خبرنگار جسور پالی پرکینز (گوئینت پالترو) در حال تحقیق درباره ناپدید شدن دانشمندان برجسته است که شهر توسط رباتهای غولپیکر مرموزی مورد حمله قرار میگیرد. او برای نجات شهر از جو بایدن (جود لا)، خلبان ماجراجوی معروف به «کاپیتان اسکای»، کمک میخواهد. این دو که رابطهای عاشقانه در گذشته داشتهاند، به همراه دوست و متخصص فنی جو، دکس (جیووانی ریبیسی)، سفری پرخطر را به نقاط دوردست جهان آغاز میکنند تا از توطئه دکتر توتنکوف (سر لارنس اولیویه)، دانشمند شروری که قصد نابودی جهان را دارد، پرده بردارند. این فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه به کارگردانی کری کانران، با جلوههای بصری خیرهکننده و سبک بصری منحصربهفرد خود، ادای احترامی به سریالها و فیلمهای علمی-تخیلی دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ است و مخاطب را به دنیایی پر از اکتشاف، فناوریهای عجیب و غریب و نبردهای حماسی میبرد.
خلاصه داستان: یک زن میانسال مرموز و یک پسر نوجوان در کشتی کروز بین فرانسه و انگلیس با هم آشنا میشوند. آن در حال فرار از یک رابطه نامشروع است و توماس ۱۶ ساله برای اولین بار به تنهایی سفر میکند. در طول این سفر کوتاه دریایی، آن که تجربههای زندگی بیشتری دارد، توماس جوان و کنجکاو را تحت تأثیر خود قرار میدهد و رابطهای عمیق و زودگذر بین آنها شکل میگیرد. فیلم «عبور کوتاه» محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی کاترین بریلات، روایتگر این ملاقات تصادفی و تأثیرات آن بر زندگی هر دو شخصیت است. سارا گرانو و سیلوی روبین در نقشهای اصلی این درام عاشقانه ظاهر شدهاند و داستانی از بلوغ، وسوسه و پیچیدگیهای روابط انسانی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: یک دختربچه یتیم به نام دوروتی گیل که پس از بازگشت از سرزمین جادویی اوز دچار بیخوابی شده، توسط عمهٔ خود برای درمان نزد پزشکی مرموز فرستاده میشود. در آنجا او به طور اسرارآمیزی به سرزمین اوز بازگردانده میشود، اما این بار این سرزمین توسط پادشاهی شرور به نام نوروم به ویرانهای تبدیل شده است. دوروتی با همراهی دوستان جدیدش شامل یک کدو تنبل سخنگو، یک صندلی چرخدار پرنده و یک سرباز حلبی، باید جواهرات جادویی گمشده را پیدا کند تا اوز را نجات دهد و به خانه بازگردد. این فیلم فانتزی تاریک محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی والتر مریچ و با بازیگری فیبرا باک در نقش دوروتی ساخته شده است.
خلاصه داستان: دو دانشجوی جوان به نامهای کریان و ریما در دانشگاهی در بمبئی با یکدیگر آشنا میشوند. کریان که فردی بیپروا و خوشگذران است، به سرعت شیفته ریما میشود، اما ریما که دختری جدی و مصمم به دنبال اهداف شغلی خود است، به عشق او پاسخ نمیدهد. این دو در طول سالها بارها از هم جدا شده و دوباره به هم میرسند و در این مسیر پرپیچوخم، هر دو تغییرات زیادی را تجربه میکنند. داستان این فیلم به کارگردانی کونال کوهلی و با بازی سعید جعفری و رانی موکرجی، به شیوهای مدرن و طنزآمیز به بررسی روابط پیچیده بین زنان و مردان میپردازد و نشان میدهد که چگونه زمان و تجربه میتوانند دیدگاه افراد را نسبت به عشق و زندگی تغییر دهند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام رز پس از تصادف وحشتناک موتورسیکلت، تحت عمل جراحی تجربی پیوند پوست قرار میگیرد. دکتر کیلی که روشی جدید برای پیوند بافت ابداع کرده، با استفاده از بافت گرفته شده از ران رز، پوست جدیدی برای او میسازد. اما این عمل عواقب هولناکی به دنبال دارد؛ رز دچار تغییرات هولناک جسمی و روحی میشود و به موجودی خونآشامگونه تبدیل میشود که برای زنده ماندن نیاز به نوشیدن خون انسانها دارد. او که اکنون تبدیل به منبع شیوع یک بیماری مرگبار شده، به تدریج کنترل خود را از دست داده و هر کسی را که با او تماس پیدا کند به سرنوشتی مشابه دچار میکند. این بیماری مسری به سرعت در شهر منتشر شده و جامعه را به هرج و مرج و وحشت میککشاند. کارگردان دیوید کراننبرگ در این فیلم ترسناک بدنمحور، با بازی مریلین چمبرز، مفاهیم هویت، میل جنسی و بیماری را در قالب یک داستان فراواقعی و هولناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لی جانگ و با بازی رز لسلی و هری ترداوی است. داستان درباره زوج تازهازدواجکردهای به نامهای بیا و پل است که برای ماه عسل به کلبهای دورافتاده در جنگل میروند. پس از چند روز، رفتار بیا به طور مرموزی تغییر میکند و پل متوجه میشود که همسرش دیگر آن زنی نیست که میشناخت. او سعی میکند راز این تغییرات ترسناک را کشف کند، اما هرچه بیشتر تلاش میکند، وضعیت بدتر و خطرناکتر میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «حلا» (Hala) فیلمی درام و تحسینشده محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی مینهال پاندیا است که در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد. جراردین ویسوازی در نقش اصلی حلا، نوجوان ۱۷ ساله مسلمان پاکستانی-آمریکایی، ظاهر شده است. داستان حول محور زندگی حلا میچرخد که در تلاش است تا میان ارزشهای سنتی خانواده مذهبی خود و هویت مدرن آمریکاییاش در شهر شیکاگو تعادل برقرار کند. او دختری درسخوان و اهل اسکیت است که با والدین سختگیرش، بهویژه پدرش (که توسط گابریل لونا به تصویر کشیده شده) و مادرش (با بازی پوربی کاشیکار)، زندگی میکند. با ورود به آخرین سال دبیرستان، حلا عاشق پسری به نام جسی (جک کیلمر) میشود و این رابطه مخفیانه، او را با چالشهای جدیدی مواجه میکند. فیلم با ظرافت به مسائلی مانند بلوغ، هویت جنسی، فرهنگ و تضادهای نسلها میپردازد و روایتی صمیمی و تأملبرانگیز از یک نوجوان در جستجوی استقلال و خودشناسی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام لیلی که از یک تصادف وحشتناک جان سالم به در برده، برای التیام زخمهای روحی و جسمی خود به یک خانه دورافتاده در جنگل پناه میبرد. اما به زودی متوجه میشود که این خانه آرام، محل سکونت موجودی ترسناک و زشت است که در تاریکی کمین کرده. او باید برای نجات جان خود، با این وحشت روبرو شود و رازهای تاریک این خانه را فاش کند. این فیلم ترسناک با کارگردانی مشترک و بازی بازیگرانی چون ربکا رومین، کریس پن و راجر دالتری در سال ۱۹۹۷ ساخته شده است.
خلاصه داستان: در اوایل قرن نوزدهم، قبیله زولو به رهبری شاه شاکا به یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای آفریقا تبدیل شده است. پس از مرگ شاکا، برادرش دینگانی به قدرت میرسد و با گسترش قلمرو خود، با مهاجران هلندی (بوئرها) و امپراتوری بریتانیا درگیر میشود. این فیلم حماسی که در سال ۱۹۶۴ توسط سای اندفیلد کارگردانی شده و بازیگرانی چون استنلی بیکر، جک هاوکینز و مایکل کین در آن به ایفای نقش پرداختهاند، نبرد ایساندلوانا در سال ۱۸۷۹ را به تصویر میکشد؛ جایی که ارتش بریتانیا با تاکتیکهای نظامی برتر و شجاعت جنگجویان زولو مواجه میشود و در نهایت، این نبرد به یکی از خونینترین و معروفترین درگیریهای تاریخ استعماری آفریقا تبدیل میگردد.