خلاصه داستان: گردبادی بیسابقه به سراغ شهر سیلورتون میآید و کل شهر را ویران میکند. پس از آن مشخص میشود که توفان وحشتناکتری در راه است. حال شهروندان هرکدام به گوشه ای پناه برده اند و...
خلاصه داستان: پس از مرگ یک مخترع عجیب و غریب، اعضای خانواده دور هم جمع می شوند تا ثروت او را به ارث ببرند. اما در کمال ناباوری، او برای محک زدن کار گروهی و سازش میان آن ها پیش از مرگش یک بازی طراحی کرده است.
خلاصه داستان: داستان فیلم من زن تو هستم در در دههی 1970 اتفاق می افتد، و درباره زنی است با یک سارق ازدواج کرده و وقتی یکی از مأموریتها به شکست منجر میشود، او و بچهاش چارهای جز مخفی شدن ندارند. و با نزدیکتر شدن خطر باید از خود و فرزندش محافظت کند.
خلاصه داستان: هورایزن: حماسه آمریکایی بخش اول؛ فیلمی حماسی وسترن به کارگردانی کوین کاستنر است. در سال ۱۸۵۹، در دره سن پدرو، گروهی از نقشهبرداران به نشانهگذاری مرزهای شهری به نام هورایزن (Horizon) میپردازند. اندکی بعد، یک مبلغ مذهبی به نام دسماریس به دنبال هورایزن میگردد و متوجه میشود که گروه نقشهبرداران توسط گروهی جنگجوی آپاچی غربی کشته شدهاند. او اجساد آنها را دفن کرده و شهر هورایزن را تأسیس میکند. چهار سال بعد، شهر پررونق هورایزن هدف حملهای از سوی آپاچیها به رهبری پیونسنای قرار میگیرد که در نتیجه آن چندین نفر از ساکنان کشته میشوند اما…
خلاصه داستان: در سال 1971 ته این، عضو سابق نیروی هوایی کره، به عنوان خلبان برای یک شرکت هواپیمایی تجاری کار می کند. در یک پرواز آنها عازم گیمپو هستند که با بحران هواپیماربایی روبرو می شوند…
خلاصه داستان: فیلم او مسیر دیگری پیش گرفت در مورد بابی فالز، یک قاتل زنجیرهای 19 ساله است که در سال 1964 میلادی با جیم گودوین، یک نگهدارنده حیوانات مشهور که با محموله گرانبهای خود سفر میکند، همراه میشود و...
خلاصه داستان: هارولد و مداد شمعی بنفش؛ فیلمی فانتزی کمدی به کارگردانی کارلوز سالدانیا است. در مورد پسری جوان و ماجراجو به نام هارولد است که در داخل یک کتاب زندگی میکند و میتواند هر چیزی را به سادگی و تنها با کشیدن آن زنده کند. اما پس از اینکه هارولد بزرگ شده و خود را از صفحات کتاب بیرون میکشد، قدم به دنیای واقعی گذاشته و متوجه میشود که چیزهای بسیار زیادی برای یادگیری در مورد زندگی وجود دارد…
خلاصه داستان: «ری آرچر» کارآگاه بازنشسته بخش جنایی با همکارش «ویل رونی» موظف هستند تا یکی از وحشیترین قاتل سریالی شهر را که بر اساس یک بازی کودکانه، «دارزن» جنایتهایش را انجام میدهد، دستگیر کند. در همین حین خبرنگار جنایی «کریستی دیویس» قصد دارد گزارشی درباره فداکاری پلیس و کارآگاهان جنایی منتشر کند اما...
خلاصه داستان: یک خانواده خوشحال و سرحال به شهر زادگاهشان برمیگردند تا با دوستان قدیمی دیدار کنند و چند روزی را در آنجا سپری کنند ولی از بخت بد آنها مشکلات و ماجراهای خنده داری گریبان گیرشان می شود…