خلاصه داستان: کاترين (استايلز) و رابرت تورن (شرايبر)، ديپلمات امريکايي، کودک نوزادي را به فرزندي قبول مي کنند. اما تورن حقيقت را پس از چند سال و خيلي دير مي فهميد، اين که کودک، پسر بچه اي به نام ديمين (ديوي - فيش پاتريک)، همان ضد - مسيحي است که قرن ها پيش در کتب مقدس از آن سخن به ميان رفته است.
خلاصه داستان: به دنبال تخریب سفینه ویلی جوان که به همراه والدینش در حال سفر در فضا بودند، کپسول یدکی او را از والدینش جدا کرده و بر روی سیاره ای ناشناخته با موجودات وحشی فرود می آورد. حال او تنها به کمک یک ربات به نام باک میتواند خودش را نجات دهد که در این مسیر با چالش های عجیب و غریبی مواجه میشود…
خلاصه داستان: کریسمس نزدیک است و مردم یک شهر کوچک در حال آماده شدن برای جشن کریسمس هستند. در این میان دختری به نام ماریان که مشغول خرید کریسمس است ناگهان رازی باورنکردنی را کشف میکند. او در بالای قفسه یک غرفه بازی، شیرینترین خرس عروسکی را میبیند که سرش را تکان داده و عطسه میکند. حال ماریان تنها آرزویی که برای شب کریسمس دارد این است که این خرس عروسکی جادویی را داشته باشد. با این حال، تدی برنامههای متفاوتی دارد و رویای مالکی ثروتمند را در سر میپروراند تا…
خلاصه داستان: یک سوپر جاسوس خطرناک به اسم گابریل مامور می شود تا یک بودجه مخفی دولتی ۶ میلیارد دلاری را که برای مبارزره با قاچاق مواد مخدر هزینه شده از حسابهای کامپیوتری دولت امریکا برداشته و در اختیار یک سناتور قرار دهد. گابریل عملیات خود را با همکاری دوست دخترش جنیفر آغاز کرده و برای انجام این سرقت بسراغ یک هکر ماهر کامپیوتری به اسم استنلی می رود. استنلی پس از سپری کردن دو سال حبس، تازه از زندان آزاد شده و تا آخر عمر اجازه استفاده از کامپیوتر را ندارد. اکنون او باید در طی فقط ۶۰ ثانیه به این حسابها دست یابد.
خلاصه داستان: یک بدلکار سینما درگیر نقشه ای برای سرقت یک مجسمه ارزشمند می شود. او با استفاده از مهارت های شیرین کاری خود، دزدی را انجام می دهد. اما صلیب های دوتایی و صلیب های سه گانه در جلو هستند...
خلاصه داستان: این فیلم در مورد زن و شوهری است که وقتی پسرشان شروع به بروز رفتارهای عجیب میکند، ناخواسته به نیروهای تاریک و شوم اجازه ورود به خانهشان را میدهند. حال آنها باعث بیدار شدن یک نیروی باستانی ترسناک شده که ریشه در یک درخت بلوط قدیمی دارد و…
خلاصه داستان: پيتر پارکر هنوز براي روزنامه ي ديلي باگل کار مي کند و هنوز آماده است تا در قالب اسپايدر من به کمک مردم بشتابد. تا اين که يک توده ي سياه رنگ ماوراي زميني خود را به بدن او مي چسباند و پيتر را متوجه نيمه ي تاريک وجودش مي کند. به اين ترتيب يک اسپايدر من خشن و بي رحم پا به عرصه مي گذارد...
خلاصه داستان: وقتی ساهسو برای یک سخنرانی به آدانا می رود، این فرصت عالی برای مواجهه با پدربزرگ جدا شده اش است. اما به زودی، او خود را در میان یک افسانه می بیند.