خلاصه داستان: فانتوزی یک کارمند بخش دولتی در ایتالیا است که با مشکلات زندگی روزمره و رفتارهای بیمنطق مدیران و همکارانش دست و پنجه نرم میکند. او تلاش میکند با شوخی و طنز به این مشکلات پایان دهد، اما معمولاً اوضاع بیشتر پیچیده میشود. این فیلم به طنز تلخ و نقد اجتماعی از زندگی در دهه ۱۹۷۰ ایتالیا میپردازد.
خلاصه داستان: در «گالری قلبهای شکسته»، لوسی (جرید لتو)، یک مجموعهساز ۲۶ ساله از مانهتن، پس از رهایی از سه رابطه متوالی، تصمیم میگیرد اشیایی که از هر یک از دوستپسرانش نگه داشته را در یک گالری هنری به نمایش بگذارد. این ایده او را به یک پدیده فرهنگی تبدیل میکند و به او کمک میکند تا زخمهای عاطفی خود را التیام دهد و عشق جدیدی پیدا کند.
خلاصه داستان: در سال 1634، در شهر لودز در لهستان، یک جوان یهودی به نام یشوع به دنبال انتقام از قتل خانوادهاش توسط سربازان لهستانی است. او به یک گروه مقاومت پیوسته و با کمک آنها، به دنبال سربازانی میگردد که مسئول قتل خانوادهاش هستند. در طول این مسیر، او با خطرات و چالشهای زیادی مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا انتقام گرفتن ارزش دارد یا خیر.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۵۵، جهان در معرض خطر نابودی قرار گرفته است. یک گروه از دانشمندان و ماجراجویان با استفاده از تکنولوژی سفر زمانی به گذشته بازمیگردند تا بتوانند مسیر تاریخ را تغییر دهند و از وقوع فاجعه جلوگیری کنند. اما هر تغییر کوچکی که ایجاد میکنند، پیامدهای غیرمنتظرهای را در حال حاضر به همراه دارد و باعث میشود وضعیت بحرانیتر شود. در این بین، یکی از اعضای گروه با کشف یک رمز قدیمی، متوجه میشود که تنها راه نجات جهان، بازگشت به یک زمان خاص در گذشته و انجام یک تصمیم سخت است که میتواند تمام چیزها را تغییر دهد.
خلاصه داستان: Braveheart یا دلیران در سال ۱۹۹۵ ساخته و به کارگردانی مل گیبسون است. این فیلم تاریخی در قرن سیزدهم میلادی رخ میدهد و داستان ویلیام والاس، یک جنگجوی اسکاتلندی را روایت میکند که پس از کشته شدن همسرش توسط نیروهای انگلیسی، شورشی علیه حکومت انگلیس میشود. والاس با تشکیل ارتشی از مردم عادی، مبارزهای طولانی و خونین را آغاز میکند تا استقلال اسکاتلند را تضمین کند. این فیلم با نبردهای بزرگ و تصاویر زیبای طبیعت اسکاتلند، به مقاومت و ایثارگری در راه آزادی پرداخته است.
خلاصه داستان: در این فیلم، کنان، یک جنگجوی قدرتمند، در طول زمان سفر میکند و با چالشهای مختلفی روبرو میشود. او در جستجوی معنای زندگی و هویت خود است و با هر تجربهای که دارد، بخشی از وجودش را کشف میکند. داستان به دنبال روابط پیچیده او با دیگران و تلاش او برای درک جهان پیرامونش است. در نهایت، کنان به دنبال یافتن جواب به این سوال است که واقعاً چه کسی هست و هدف از زندگیاش چیست.
خلاصه داستان: رافل تاماس، یک تاجر اسلحه، به دنبال قاتل برادرش به شهر کوچک سانتا فه میرود. او به زودی درگیر درگیریهای خشونتآمیز با قدرتهای محلی و رازهایی میشود که میتواند زندگی او را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: در سال ۲۳۵۹، یک سیارهی مرموز به نام مانگالورو به زمین حمله میکند و تنها چیزی که میتواند جهان را از نابودی نجات دهد، یک موجودی با قدرت خارقالعاده است. لئون، یک رانندهی تاکسی در شهر نیویورک، به طور تصادفی با این موجود، لیلو، آشنا میشود. لیلو به همراه لئون و یک کشیش، در تلاش برای جلوگیری از نابودی زمین و جهان، با یک مأمور سیا و یک فرد ثروتمند و شرور، که قصد نابودی جهان را دارند، درگیر میشوند.
خلاصه داستان: میدیدا در یک روز معمولی در حال رانندگی با سرعت زیاد در اتریش است که توسط پلیس دستگیر میشود و به زندان میرود. در زندان، او با زندانیهای دیگر آشنا میشود و با آنها درگیر میگردد. در همین حال، پسر عمویش جو برادرش تامی را به دفتر وکالت خود میآورد تا در پروندهای حقوقی کمک کند. تامی به عنوان وکیل مدافع در پروندهای درگیر میشود که در آن یکی از دوستان قدیمیاش به نام کندر متهم به فحشا شده است. او سعی میکند کندر را مجرم نشان دهد، اما موفق نمیشود و کندر به زندان محکوم میشود. در زندان، میدیدا و کندر با هم آشنا میشوند و میدیدا کمک میکند تا کندر بتواند زندگی خود را تغییر دهد و به جامعه بازگردد.