خلاصه داستان: سریال دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است به زودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آنها فوت کرده اند. وکیل درستکار وی به دنبال وراث واقعی او می باشد که به طور اتفاقی ارسلان و هدایت که در یک رستوران کار می کنند متوجه این ماجرامی شوند و تصمیم می گیرند که خود را به عنوان برادرزاده مشکات معرفی کنند و…
خلاصه داستان: دختر جوانِ موفقی که قهرمان المپیک ریاضی است بورسیه میگیرد و وارد دنیای انسانهای متمایز، با فاصله طبقاتی زیاد میشود. او سعی می کند با وجود بی تفاوتی، بی مهری و بی ادبیهایی که او را احاطه کرده، رویاهایش را زنده نگه دارد ولی بی عدالتیهایی که در تمام سلول های زندگیاش رخنه کرده، او را مجبور می کند که دست به انتخابی بزرگ بزند و شیّاد شود…
خلاصه داستان: نا هی دو عضو تیم شمشیربازی دبیرستان است. به دلیل بحران مالی کره، تیم دبیرستان منحل می شود؛ او با پشت سر گذاشتن تمام سختی ها به عضویت تیم ملی شمشیربازی در می آید. از طرفی بحران مالی کره باعث ورشکستگی کسب و کار پدر بک یی جین می شود. او مجبور می شود در کنار تحصیل، کار های پاره وقت انجام دهد؛ او بعدا گزارشگر ورزشی یک شبکه می شود…
خلاصه داستان: داستان این سریال که برگرفته از رمانی به همین نام است، حول محور یک روانشناس و بیمارانش می گردد که هر کدام دچار یک نوع اختلال روانی اند و برای معالجه به وی مراحعه می کنند. هر قسمت این سریال داستان مجزای خودش را دارد که بر اساس حوادث و رویدادهای واقعی نوشته شده اند و با یک دید آسیب گرایانه، به بررسی مشکلات روانی که در جامعه نمود پیدا می کنند، می پردازد.
خلاصه داستان: در سریال آقا و بانوی جوان لی یونگ گوک (Ji Hyun Woo) همسرش را به تازگی از دست داده و دارای سه فرزند است. لی یونگ گوک پارک دان دان ( Lee Se Hee ) را به عنوان معلم برای فرزندانش استخدام می کند در نهایت او عاشق پارک دان می شود...
خلاصه داستان: هیچکس این را نمی خواهد؛ سریالی رمانتیک کمدی محصول شبکه نتفیکس است. داستان درباره رابطه غیرمنتظره بین یک خاخام سرکش و یک زن بداخلاق، پر سر و صدا و ندانمگرا است…
خلاصه داستان: این سریال در مورد مردی جوان به نام لروی جترو گیبز است که در سال 1991 کار خود را به عنوان بخشی از سرویس تحقیقاتی نیروی دریایی در کمپ پندلتون آغاز میکند و…
خلاصه داستان: کلان شهر سایبرپانکی شینجوکو، یک شهر بسیار بزرگ است که با تابلو های گاز نئونی، آسمان خراش های مرتفع، و آخرین تکنولوژی پیشرو، آراسته و زینت داده شده است. حالا، در سال ۲۰۹۹ از دوران ادغام شده است، دورانی که در آن ارباب اهریمنی ولتول دومین ظهور خود را پس از ۵ قرن در شرف وقوع بودن، خواهد داشت. اما این منظره هیچ شباهتی به آن منظره ای که چندین سال پیش فتح کرده بود، ندارد، چرا که ادغام جادو و مهندسی تمدن را به ارتفاعات خیره کننده و بی سابقه ای ارتقاء داده است. ولتول شاید حالا تنها در حد یک تبصره در کتاب های تاریخ شده و کم منزلت شده باشد، اما اشتباه نکتید.. این دنیای شگفت انگیز نو برای اوست و او آن را بدست خواهد آورد.
خلاصه داستان: سریال داستان دو نفر به نام های دنیز و سارپ هست که از رابطه های ناامید کننده خسته شدند، آنها هر بار که همدیگر را می بینند سعی می کنند هم را بشناسند، گاهی می خندند، گاهی گریه می کنند و گاهی هم اتفاق های عجیبی رخ می دهد. آنها در کتاب های روانشناسی دنبال بهتر کردن رابطه شان هستند، اما هر بار که از توصیه ای پیروی می کنند، اوضاع عجیب تر می شود. آیا دنیز و سارپ می توانند با هم بمانند؟
خلاصه داستان: سریال کمدی دقیقن دقیقن؛ زندگی دو جوان به نامهای نیل و دنیز است، نیل در رابطه ی قبلی اش شکست خورده و حالا با هم اتاقی جدیدش دنیز وارد رابطه می شود. دنیز و نیل می خواهند بیشتر همدیگر را بشناسند و ماجراهای جالبی در این راه برایشان پیش می آید. آنها می خواهند خود واقعی شان را به یکدیگر نشان دهند اما تضادهایی هم با هم دارند...