خلاصه داستان: این سریال در مورد یک خانواده نروژی است که تعطیلات خود را در جزیره لا پالما سپری میکنند، اما هنگامی که یک پژوهشگر جوان علائم هشدار دهندهای از فوران قریب الوقوع آتشفشان را کشف میکند، با فاجعه بزرگی مواجه میشوند و…
خلاصه داستان: داستان برگرفته از ماجرایی واقعی است که در دهه 80 و 90 در بمبئی رخ داد و مربوط به زندگی کارگزار بورس ، هارشاد مهتا می باشد . این سریال حکایت افزایش چشمگیر بازار توسط وی (اینکه چگونه یک نفر توانست به تنهایی اقتصاد یک کشور را دچار مشکل کند ) و سقوط فاجعه وار او را روایت می کند.
خلاصه داستان: یک نگهبان سرویس بهداشتی که زندگی فقیرانه ای دارد ، بر حسب اتفاق ، به قدرتی دست پیدا می کند که از اتفاقات مهم ، یک روز قبل از اینکه رخ بدهند با خبر می شود ...
خلاصه داستان: : داستان این سریال برگرفته از یکی از کتاب های چارلز دیکنز ، “رمان نویس شهیر انگلیسی” هست که در مورد ناعدالتی های دستگاه قانونی انگلستان و داستان های موازی دیگری از جمله پرداختن به وضع زندگی طبقه ی فقیر انگلیس و روابط مافیا در دستگاه های قضایی اشاره دارد …
خلاصه داستان: داستان در مورد زنی به نام لکسی نوبل است که در حومه ادینبورگ زندگی خوبی دارد تا اینکه شوهرش به قتل میرسد. حال همانطور که لکسی تلاش میکند آنچه را که اتفاق افتاده است کشف کند، متوجه میشود که شوهرش برای رئیس یک گروه خلافکار به نام کال موریس، پولشویی میکرده است و…
خلاصه داستان: سریال نخستین آمریکایی، اکتشاف و تولد غرب آمریکا، برخورد خشونتآمیز فرقهها، مذهب و مردان و زنانی را که برای کنترل دنیای جدید میجنگند، به تصویر کشیده است و…
خلاصه داستان: این سریال در مورد یک افسر آموزشی کهنهکار پلیس به نام تریسی هارمون و همکار تازه کارش الکس دیاز است که به تماسهای اضطراری در خیابانهای شهر لانگ بیچ در کالیفرنیا، پاسخ میدهند و در عین حال با پیامدهای از دست دادن یک افسر همکار، دست و پنجه نرم میکنند و…
خلاصه داستان: غیب گو؛ نام سریالی کمدی و جنایی میباشد که توسط استیو فرنکس ساخته شده است. یک پلیس تازه کار که فکر میکند دارای قدرت روحی و روانی است که به حل جنایات کمک میکند ، توسط پلیس استخدام میشود. او با کمک دوست صمیمیاش که تمایل چندانی ندارد ، یک سری پروندهی پیچیده را به عهده میگیرد و…
خلاصه داستان: داستان در مورد زنی به نام لکسی نوبل است که در حومه ادینبورگ زندگی خوبی دارد تا اینکه شوهرش به قتل میرسد. حال همانطور که لکسی تلاش میکند آنچه را که اتفاق افتاده است کشف کند، متوجه میشود که شوهرش برای رئیس یک گروه خلافکار به نام کال موریس، پولشویی میکرده است و…