خلاصه داستان: این وب دراما مربوط به دوران کروناست زمانی که زندگی روزمره به صورت آنلاین و غیرحضوری شکل میگیرد و به دانش آموزانی میپردازد که بصورت مخفیانه برای ارزیابی در آکادمی آفلاین رشد و عشقورزی شرکت میکنند…
خلاصه داستان: گونگ ریونگ، پزشک زنان و داماد آینده یک خانواده ثروتمند، برای انجام یک ماموریت سری بهعنوان گردشگر به ایستگاه فضایی میرود. در آنجا با ایو کیم فرمانده ای کمالگرا و تیمش هممسیر میشود…
خلاصه داستان: سریال چاله؛ زندگی روزمره کارکنان مرکز پزشکی پیتسبرگ را به تصویر کشیده است که به صورت شبانهروزی برای نجات جان بیماران در یک بخش اورژانس شلوغ و کمبودجه فعالیت میکنند و…
خلاصه داستان: این سریال، داستان روزنامه نگاری محترم و شرافتمند به نام آنا ماتسودا را روایت می کند که با تکیه بر باورهایش، در جهت کشف حقایق گام برمی دارد. هنگامی که آنا اطلاعاتی را در مورد جرائم و رسوایی های برخی از سیاستمداران کشور ژاپن بدست می آورد، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا فساد حاکم بر این کشور را افشا نماید و...
خلاصه داستان: پرونده قتل همزمان دو نفر در سوئد در سال 2004 پس از گذشت شانزده سال به دست یک نسب شناس حل می شود. این اولین بار در اروپا است که معمای یک قتل از طریق پژوهش های نسب شناسی حل می شود
خلاصه داستان: سریال «تغییر دنده» یک کمدی خانوادگی است که داستان یک مکانیک بازنشسته را دنبال میکند که با بازگشت دخترش و خانواده او، دوباره وارد زندگی خانوادگی میشود. آنها با چالشهای نسلهای مختلف و روابط خانوادگی روبهرو میشوند. داستان با فضای طنز و احساسی، به موضوعاتی مانند خانواده و آشتی میپردازد. بازی بازیگران و فضای کمدی سریال بسیار تحسین شده است.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره پسر جوانی به نام عمر آدماوغلو است که به همراه خانواده مذهبی و سنتیاش در یکی از قدیمیترین محلههای استانبول زندگی میکند. پدر او پیشنماز مسجد است و عمر نیز مؤذن آن مسجد است. عمر همچنین شغلی به عنوان معلم پارهوقت در مدرسه ابتدایی محله دارد. ماجرای سریال با ورود غمزه به زندگی عمر آغاز میشود. این زن از همسرش جدا شده است و به همراه پسرش به این محله آمده است. پسر غمزه به مدرسه عمر میرود و طولی نمیکشد که غمزه و عمر عاشق هم میشوند. اما بدون شک رشاد، پدر عمر، با رابطه این دو نفر مخالف است و موانع متعددی جلوی پای آنها میگذارد.
خلاصه داستان: پس از وقوع یک حادثه، تنشهای داخلی میان یک واحد ضدشورش پلیس افزایش پیدا میکند. این در حالی است که آنها تلاش میکنند کار را از زندگی شخصی خود جدا کرده و…..
خلاصه داستان: وقتی یوکی با یک غریبه خوش تیپ آشنا می شود که به او در قطار کمک می کند، چه نوع رابطه ای شکوفا می شود؟ آیا این می تواند چیزی واقعی باشد؟ یا این احساسات با برف آب می شوند؟
خلاصه داستان: آلانور، یک تاجر مدرن و قوی، و ضیا، تاجر اهل آنتاکیا که به سنت ها بسیار پایبنده، در گذشته عاشق هم بودند. به خاطر خانواده هایشان در مقابل این عشق، ناخواسته از هم جدا شدند و زندگی دیگری را آغاز کردند. محمد، نورچشمی مادرش سحر. او پسر بزرگ ضیا هست که قصد دارد در آینده از کار خود دست بکشد. آسلی عاشق رقص، پر از شور زندگی، دختر کوچک ۱۹ ساله آلانور که سال آخر دبیرستان فرانسوی را می گذراند و هر قدم برای آینده خودش را به دقت برنامه ریزی می کند. سالها بعد...