خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از دوستان جوان در یک شب تابستانی برای کشف یک بازی تخیلی قدیمی در یک خانه ترک شده گرد هم میآیند. اما هر چه بازی پیش میرود، آنها متوجه میشوند که بازی واقعیتر از آن است که تصور میکردند و با هر مرحله، آنها در معرض خطرات مرگبار قرار میگیرند. برای نجات جان خود، آنها باید پازلهای مرموز بازی را حل کنند و رازهای تاریک آن را کشف کنند. در این بین، اعتماد به یکدیگر آزمایش میشود و رابطههای دوستی در معرض خطر قرار میگیرد. آیا آنها میتوانند زنده از این بازی خطرناک خارج شوند یا سرنوشت تلخ بازی آنها را به تباهی میکشاند؟
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از دوستان قدیمی در یک کلبه دورافتاده جمع میشوند تا از یکی از آنها خداحافظی کنند که در مراحل پایانی بیماری سرطان است. اما وقتی یک توفان برفی آنها را در کلبه گرفتار میکند، گذشتههایی از زندگی آنها که پنهان بود بیرون میآیند و روابط آسیبدیده آنها را به چالش میکشند. در این بین، آنها مجبور میشوند با ترسها، رازها و ناامیدیهای خود روبرو شوند تا بتوانند به سلامت به دنیای بیرون بازگردند.
خلاصه داستان: بابکت مورتتی یک وزنهبردار سابق است که پس از یک حادثه غمانگیز، وزنش به 318 پوند میرسد و در نتیجه به یک زندگی تنهایی و افسرده تنزل میکند. برای نجات خود، تصمیم میگیرد به دویدن شروع کند و این تصمیم او را به یک مسیر تغییر شگفتانگیز میبرد. با پشتکار و تلاش مداوم، نه تنها وزنش کاهش مییابد، بلکه روحیه و اعتماد به نفس او نیز احیا میشود. در این سفر، او با چالشهای جسمی و عاطفی روبرو میشود و یاد میگیرد که تغییر ممکن است و امید همیشه وجود دارد.
خلاصه داستان: در این فیلم، داستان زندگی یک خانواده ساده در روزهای پیش از کریسمس روایت میشود که با چالشهای مالی و احساسی روبرو هستند. وقتی یک حادثه غیرمنتظره زندگی آنها را به هم میریزد، آنها با کمک یکدیگر و باور به معجزات کریسمس، راه حلی برای مشکلات خود مییابند و درک میکنند که واقعیترین هدایای کریسمس عشق و اتحاد خانوادگی هستند.
خلاصه داستان: در داستان "خون تاک باستانی"، یک گروه از باستانشناسان در جنگلهای عمیق آمازون، در حین کاوش در یک معبد فراموششده، به یک آیین باستانی برمیخورند که به نظر میرسد به یک تاک باستانی مرتبط باشد. این تاک، که قرنها در تاریکی نهان مانده، قدرتی مرموز و خطرناک دارد که میتواند زندگی و مرگ را کنترل کند. هر چه باستانشناسان به رمز و رازهای این تاک نزدیکتر میشوند، با خطراتی روبرو میشوند که از طبیعت وحشی جنگل گرفته تا نیروهای ماورای طبیعی این تاک باستانی است. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا قدرت این تاک را آزاد کنند یا آن را برای همیشه در خواب باقی بگذارند.
خلاصه داستان: در یک دنیای آیندهای، دو نفر با سرنوشتهای متفاوت در یک شب خاص با هم ملاقات میکنند. او یک مرد جوان است که در یک شب تاریک و بارانی در خیابانهای شهر گم میشود و او نیز یک زن جوان است که در یک باغ پر گل در حال گشتوگذار است. آنها در یک لحظه تصادفی با هم برخورد میکنند و این ملاقات سرنوشتساز زندگی هر دو را تغییر میدهد. در طول شب، آنها در حالی که در حال گشتوگذار در شهر هستند، به یادگیری و درک عمیقتری از زندگی، عشق و امید میرسند. این داستان عاشقانه و دراماتیک در سال 2025 به نمایش در میآید و به مخاطبان الهام میبخشد تا به دنبال زیباییهای پنهان در زندگی خود باشند.
خلاصه داستان: در داستان "سیاه در بیرون"، یک جوان آفریقایی-آمریکایی به نام مایکل در حال گریز از خشونتهای شهری است و به یک اردوگاه تفریحی در جنگل میرود. در اینجا، او با چالشهای جدیدی روبرو میشود که باعث میشود او با هویت و انتمای خود مواجه شود. در حینی که تلاش میکند خود را با طبیعت و دیگران آشنا کند، او با تبعیض و پیشداوریهایی مواجه میشود که او را به سوی درک عمیقتری از جهان اطرافش سوق میدهد. این سفر روحی و جسمی به او کمک میکند تا با گذشتهاش صلح کند و آیندهای متفاوت را برای خود تصور کند.
خلاصه داستان: در زمان کریسمس، یک خانواده بزرگ در یک کلبه جنگلی جمع میشوند تا تعطیلات را با هم سپری کنند. اما وقتی یک عروسک سنتی کریسمس از دست رفته و جایگزین با یک عروسک مدرن میشود، همه چیز بهم میریزد و تعطیلات به یک سری ماجراهای طنزآمیز و هیجانانگیز تبدیل میشود. در حالی که اعضای خانواده تلاش میکنند مشکل را حل کنند، درسهای ارزشمندی درباره معنای واقعی کریسمس و اهمیت خانواده به دست میآورند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک مامور بازنشسته از سازمان اطلاعاتی در حال فرار از دست تیمی از ماموران بیرحم است که او را به جرم جاسوسی به قتل میطلبند. او باید با استفاده از مهارتهای خود و با کمک یک متخصص تکنولوژی جوان، زمان را به عقب برگرداند تا بتواند داستان کامل جاسوسی را آشکار کند و نام خود را پاک کند. در این بازی خطرناک، او باید با سرعت و دقت عمل کند تا بتواند زمان را به درستی کنترل کند و از دام تیم ماموران فرار کند.
خلاصه داستان: در داستان «مثل برف سیاه»، یک زوج جوان در یک روستای کوچک در کوههای آلپ فرانسه، با وحشت مواجه میشوند وقتی که جسد یک دختر جوان در برف پیدا میشود. این رویداد مرموز باعث برانگیختن رازهایی میشود که به گذشته تاریک و پنهان روستا و مردمش باز میگردد. زوج، که خود نیز رازهایی در گذشته خود دارند، مجبور میشوند با ترس و شک در روابط خود و با دیگران مواجه شوند تا حقیقت را کشف کنند.