خلاصه داستان: "آتش متقاطع" داستان دو گیمر جوون به اسمهای لو شیاو بی و شیاو فنگ رو روایت میکنه که توی دو زمان مختلف—۲۰۰۸ و ۲۰۱۹—زندگی میکنن، اما توی بازی "کراس فایر" به هم وصل میشن. شیاو فنگ توی سال ۲۰۰۸ کاپیتان یه تیم esportsه که داره با مشکلات تیمش میجنگه، و لو شیاو بی توی ۲۰۱۹ یه نابغه بازیه که بهخاطر یه تصادف روی ویلچره. این دو با هم دوست میشن و توی زمان و مکان به هم کمک میکنن تا رویاهاشون رو دنبال کنن.
خلاصه داستان: "صلیب" داستان کانگ اینگیو رو روایت میکنه، یه پزشک نابغه که پدرش ۱۳ سال پیش به قتل رسیده. اون برای گرفتن انتقام از قاتل، پزشکی رو انتخاب میکنه و داوطلبانه توی زندان کار میکنه، جایی که قاتل پدرش زندانیه. توی این مسیر، با گو جونگهون، یه جراح معروف، و گو جیاین، هماهنگکننده پیوند اعضا، همراه میشه و با رازهای تاریک و پیچیده روبهرو میشه.
خلاصه داستان: "تمساح و پرنده کاکلدار" داستان لی نانان رو روایت میکنه، یه دختر جوون از یه شهر کوچیک که عاشق فرهنگ سنتی چین و معماریه. اون برای تحصیل توی دانشگاه بوردو توی فرانسه میره و بهطور اتفاقی به یه گروه تحقیق حیوانات ملحق میشه. اونجا با جو اروِن، یه نابغه معماری که به حفظ محیط زیست اعتقاد داره، آشنا میشه. این دو اول با هم کلکل دارن، چون دیدگاههاشون توی معماری متفاوته، ولی کمکم با کمک دوستشون گائو مو، به هم نزدیک میشن و عشقشون توی یه پروژه بزرگ معماری شکوفا میشه.
خلاصه داستان: "ذهنهای جنایتکار" داستان یه تیم از پروفایلرهای جنایی توی کره رو روایت میکنه که توی NCI (مرکز ملی اطلاعات جنایی) کار میکنن. کیم هیون جون، یه کارآگاه خشن و غریزی، و کانگ کی هیونگ، رئیس تیم که یه تحلیلگر باهوشه، با هم قاتلای زنجیرهای رو شکار میکنن. اونا با کمک هان سونگ می، یه متخصص رفتارشناسی، ذهن جنایتکارا رو میخونن و توی یه دنیای پر از تنش و خطر، عدالت رو دنبال میکنن.
خلاصه داستان: این درام بر گروهی از کارآگاهان در بخش قتل پلیس سئول گانگنام متمرکز است که بر اساس موارد زندگی واقعی با تنوع مهارت ها و روش های تحقیقاتی ، جنایات را حل می کند. در خط مقدم تیم ضربه است ...
خلاصه داستان: "پازل جنایت" داستان هان سونگ مین رو روایت میکنه، یه روانشناس جنایی معروف که یهو اعتراف میکنه یه نامزد سیاسی رو کشته و به زندان میافته. یو هی، یه پروفایلر جنایی و عشق سابقش که پدرش توی یه قتل از دست داده، باور نمیکنه که اون واقعاً مقصره. اون برای پیدا کردن حقیقت، توی زندان با سونگ مین مصاحبه میکنه و این دو کمکم قطعات یه پازل پیچیده از قتلهای زنجیرهای رو کنار هم میذارن.
خلاصه داستان: "ساختن سرنوشت" داستان هان سانگ-اون رو روایت میکنه، یه دختر جوون که وقتی بچه بود با خانوادش به استرالیا مهاجرت کرد. سالها بعد، بعد از تموم کردن حقوق توی آمریکا، میخواد با دوستپسر آمریکاییش، الکس، ازدواج کنه. اما باباش که مخالف این ازدواجه، یه خواستگار کرهای به اسم کیم یو-جون، پسر بهترین دوستش، براش پیدا کرده. سانگ-اون مجبور میشه یه سال به کره برگرده و با یو-جون، یه دکتر سرسخت که به ازدواج علاقهای نداره، روبهرو میشه. این دو اول با هم مشکل دارن، ولی کمکم با هم متحد میشن تا نقشههای خانوادشون رو دور بزنن و سرنوشتشون رو خودشون بسازن.
خلاصه داستان: "بانوی دربار" داستان شنگ چو مو رو روایت میکنه، پسر یکی از ستونهای بنیانگذار امپراتوری تانگ، که زندگی بیهدف و تنبلی داره تا اینکه عاشق فو رو، دختر یه تاجر محلی، میشه. چو مو که شیفته فو رو میشه، تصمیم میگیره خودش رو بهتر کنه و با درس خوندن و رشد، دنبال عشقش بره. از اون طرف، فو رو با مهارتش توی بافت پارچه به دربار راه پیدا میکنه و توی دسیسههای خطرناک قصر گیر میافته. این دو باید با هوش و مهارتشون دشمناشون رو شکست بدن تا هم عشقشون رو نجات بدن هم کشورشون رو.
خلاصه داستان: "ستاره های شانست را بشمار" داستان لو شینگچنگ رو روایت میکنه، یه افسانه توی دنیای مد که بهخاطر سلیقه بینقص و شانس باورنکردنیش معروفه، تا اینکه توی یه لحظه همهچیز رو از دست میده. از اون طرف، تونگ شیائو یو، یه طراح مد گمنام با یه رشته بدشانسی بیپایان، یهو یه شب معروف میشه. وقتی این دو با هم روبهرو میشن، زندگیشون با عشق، رقابت و یه سری اتفاقات خندهدار و احساسی زیر و رو میشه.
خلاصه داستان: "ماجراهای فروشگاه" داستان جو آه رو روایت میکنه، یه دختر جوون که توی یه فروشگاه کارش رو شروع میکنه و با یه پسر که توی خیابون دیده بود دوباره روبهرو میشه. اون پسر ازش تشکر میکنه و برای گرفتن جایزهش میره، و جو آه توی فروشگاه میمونه و با چهار پسر جوون با شخصیتهای متفاوت—بامزه، کاریزماتیک، مغرور و جذاب—آشنا میشه. حالا جو آه باید کارش رو جدی بگیره، ولی چطور میتونه با توجه این چهار پسر مقاومت کنه؟