خلاصه داستان: "ستاره های شانست را بشمار" داستان لو شینگچنگ رو روایت میکنه، یه افسانه توی دنیای مد که بهخاطر سلیقه بینقص و شانس باورنکردنیش معروفه، تا اینکه توی یه لحظه همهچیز رو از دست میده. از اون طرف، تونگ شیائو یو، یه طراح مد گمنام با یه رشته بدشانسی بیپایان، یهو یه شب معروف میشه. وقتی این دو با هم روبهرو میشن، زندگیشون با عشق، رقابت و یه سری اتفاقات خندهدار و احساسی زیر و رو میشه.
خلاصه داستان: "ماجراهای فروشگاه" داستان جو آه رو روایت میکنه، یه دختر جوون که توی یه فروشگاه کارش رو شروع میکنه و با یه پسر که توی خیابون دیده بود دوباره روبهرو میشه. اون پسر ازش تشکر میکنه و برای گرفتن جایزهش میره، و جو آه توی فروشگاه میمونه و با چهار پسر جوون با شخصیتهای متفاوت—بامزه، کاریزماتیک، مغرور و جذاب—آشنا میشه. حالا جو آه باید کارش رو جدی بگیره، ولی چطور میتونه با توجه این چهار پسر مقاومت کنه؟
خلاصه داستان: "تکمیل" داستان شیا شی رو روایت میکنه، یه مرد جوون که بعد از یه تصادف غمانگیز که دوستش یه سانگ یو رو گرفت، ده سال با تروما زندگی کرده. دوستاش، لین شان هه و کوی جن یان، با یه بازی واقعیت مجازی اونو به دوران دبیرستانش برمیگردونن تا راز اون تصادف رو باز کنه. شیا شی توی این سفر مجازی با گذشتهش روبهرو میشه، دوستیهای از دسترفته رو زنده میکنه و راه شفای خودش رو پیدا میکنه.
خلاصه داستان: "عشق بد" داستان نا اینجونگ رو روایت میکنه، یه نوازنده ویولنسل موفق که عاشق لی سو-هوان، یه تاجر خوشتیپ میشه، اما نمیدونه اون متأهله. وقتی سو-هوان بهخاطر فشار خانوادگی رابطهشون رو تموم میکنه، اینجونگ همهچیز، از جمله توانایی نوازندگیش رو از دست میده. سالها بعد، با کانگ یانگ-کی، یه هنرمند که هنوز زخم عشق اولش رو داره، آشنا میشه. این دو عاشق هم میشن، اما سو-هوان دوباره پیداش میشه و یه مثلث عشقی پیچیده درست میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره زندگی و مبارزات نه سرباز کره جنوبی در طول جنگ کره است که در سال 1950 شروع شد. این سریال روی گروهی از سربازان به رهبری گروهبان لی هیون-جونگ تمرکز داره که در ماموریتهای خطرناک و پرهیجان با ارتش کره شمالی و سرویس مخفی اونا روبهرو میشن. اونا با سختیهایی مثل درد، زخم، اسارت و خیانت دست و پنجه نرم میکنن. این سریال که به مناسبت شصتمین سالگرد جنگ کره ساخته شده، تلاش داره با نشون دادن هر دو طرف جنگ، پیامی ضدجنگ بده و در عین حال زیبایی طبیعت کره رو در کنار وحشت جنگ به تصویر بکشه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده و دو زن است که به طور غیرمنتظرهای هویت دخترهاشون عوض میشه. جانگ بو-ری، دختری که تو یه خانواده فقیر بزرگ شده، یهو متوجه میشه که در واقع متعلق به یه خانواده ثروتمنده. از اون طرف، یون مین-جونگ که تو ناز و نعمت بزرگ شده، مجبور میشه با زندگی فقیرانه کنار بیاد. این سریال پر از درام خانوادگی، رقابت بر سر هنر هانبوک و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعیه. بو-ری با قلب مهربونش سعی میکنه با گذشته و حال کنار بیاد، در حالی که مین-جونگ با نقشههای شرورانهاش همه چیز رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو نفر به نامهای یون نا-مو و گیل ناک-وون است که در کودکی اولین عشق همدیگه بودن. نا-مو پسری ساکت و مرموز بود که پدرش یک قاتل زنجیرهای روانی بود، و ناک-وون دختری شاد و پر از محبت، فرزند یک بازیگر معروف. عشقشون با قتل پدر و مادر ناک-وون به دست پدر نا-مو به پایان میرسه. سالها بعد، نا-مو که حالا چائه دو-جین نام داره، یک کاراگاه شده و ناک-وون که حالا هان جائه-یی هست، بازیگریه که با گذشته دردناکش کنار میاد. اونا دوباره همدیگه رو پیدا میکنن و سعی میکنن زخمهاشون رو التیام بدن.
خلاصه داستان: داستان درباره گرین است که به طور اتفاقی وارد یک باشگاه تبلیغاتی میشه که اصلاً بهش فکر نمیکرد. اونجا با دو هون، رئیس باشگاهی که همهچیز توش عالیه، آشنا میشه. این دو نفر با هم ملاقات میکنن و در کنار هم رشد میکنن. این سریال کوتاه درباره زندگی دانشگاهی، دوستی و تجربههای جدیده که با لحظات طنز و احساسی همراهه.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "پرنس قهوه" داستان گو اون چان رو روایت میکنه، یه دختر تامبوی که بهخاطر شباهتش به پسرا، توی یه کافیشاپ مردونه استخدام میشه. اونجا با چوی هان گیول، صاحب مغازه که فکر میکنه اون چان پسره، کار میکنه. هان گیول که با فشار خانوادگی برای ازدواج روبهروئه، با اون چان یه رابطه عجیب شروع میکنه و کمکم عاشقش میشه، بدون اینکه بدونه اون دختره.