خلاصه داستان: "شکوفا در زمان" داستان لو میائو و جیانگ هائو-یوئه، دو دوست دوران کودکی رو روایت میکنه که بعد از یه تصادف رانندگی، که توش پدر لو میائو به هائو-یوئه آسیب میزنه و باعث قطع بخشی از پاش میشه، مثل برادر و خواهر کنار هم بزرگ میشن. خانواده لو میائو برای جبران، کنار هائو-یوئه نقلمکان میکنن و اونو مثل پسر خودشون بزرگ میکنن. لو میائو، که هنرهای رزمی بلده، همیشه از هائو-یوئه در برابر زورگویی بهخاطر معلولیتش محافظت میکنه، و هائو-یوئه با کمک به درسای لو میائو، کنارش میمونه. برای لو میائو، هائو-یوئه مثل ماهه که همیشه دنبالش بوده، ولی خودش نمیدونه که خورشید دنیای هائو-یوئهست. وقتی لو میائو وارد دبیرستان میشه و دوستای جدید پیدا میکنه، کمکم میفهمه احساساتش به هائو-یوئه فراتر از یه رابطه برادر-خواهریه. ورود شی چه، یه شخصیت جدید، حس حسادت و نگرانی رو تو هائو-یوئه بیدار میکنه. سریال که از رمان "چه کسی میتونه ماه رو خصوصی نگه داره" نوشته فان دا وانگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و رشد شخصیه و قصهای شیرین درباره عشق دوطرفه و شفا رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستان فرعی شی چه زیادی پررنگه
خلاصه داستان: "وقتی تو رو دوست دارم باد شیرینه" داستان هوآن هوآن، یه دختر سرکش که بهخاطر سختگیریهای پدرش از خونه فرار کرده، رو روایت میکنه. اون با چی خون، یه مدیرعامل سرد و بااستعداد که قدرت تلهپورت داره، آشنا میشه. چی خون وقتی از قدرتش استفاده میکنه سردردای شدیدی میگیره و فقط فنگ شوآنگ شوآنگ، یه نقاش، میتونه درمانش کنه. هوآن هوآن که با شوآنگ شوآنگ اشتباه گرفته میشه، وارد زندگی چی خون میشه و این دو کمکم عاشق هم میشن. سریال پر از کمدی رمانتیک، فانتزی و سوءتفاهمه که عشق رو مثل نوری تو چشمای عاشق نشون میده. با بازی گائو هانیو و چن یومی، این قصه عاشقانه با شخصیتهای متنوع مثل مدیرعامل مغرور و قهرمان گرم، یه داستان شیرین و سرگرمکنندهست، هرچند بعضیها میگن داستانش گاهی زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "پرواز بهسوی تو" داستان چنگ شیائو، یه خلبان زن بلندپرواز که میخواد کاپیتان بشه، رو روایت میکنه. اون توی شرکت هواپیمایی لوژو با گو نانتینگ، کاپیتان سختگیر و منضبط، کار میکنه که بهخاطر شخصیت سرکش شیائو، اول فکر میکنه اون برای خلبان شدن مناسب نیست. شیائو نهتنها باید با تعصبات جنسیتی توی صنعت هوانوردی بجنگه، بلکه با چالشهای خطرناک پرواز و سیاستهای داخلی شرکت هم روبهرو میشه. سریال که از رمان "یون گوئو تیان کونگ نی گوئو شین" نوشته مو چینگ یو و ۱۲ مورد واقعی هواپیمایی اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، اکشن و لحظههای پرتنش توی کابین خلباناست. بااینحال، بعضیها میگن نیمه دوم سریال بهخاطر ملودرام بیشازحد و رفتار غیرمنطقی گو نانتینگ افت کرده.
خلاصه داستان: "خودت را پیدا کن" داستان هه فانشینگ، یه مدیر ۳۲ ساله موفق توی یه شرکت طراحی رو روایت میکنه که با وجود موفقیتهای کاری، توی زندگی عاشقانه تجربه زیادی نداره و بهخاطر سنش تحت فشار اجتماعیه. وقتی یوان سونگ، یه کارآموز جوون و جذاب توی شرکتش، عاشقش میشه، اونا یه رابطه مخفی شروع میکنن که بهخاطر اختلاف سنی زیادشون پر از چالشست. توی این بین، یه لومینگ، یه مدیرعامل بالغ و بااعتمادبهنفس، بهعنوان مربی عاطفی وارد زندگی فانشینگ میشه، اما خودش عاشقش میشه و یه مثلث عشقی شکل میگیره. شرکت فانشینگ هم در خطر خریده شدن توسط رقیباست و این فشار کاری به مشکلات عاطفیش اضافه میشه. سریال که پر از درام عاشقانه، کمدی و مسائل اجتماعیه، درباره انتخاب بین عشق و انتظارات سنتیه و نشون میده فانشینگ چطور خودشو پیدا میکنه و راهشو انتخاب میکنه. بااینحال، بعضیها میگن داستان با ۴۲ قسمت زیادی طولانی شده و شخصیت فانشینگ گاهی بیشازحد مردد به نظر میرسه
خلاصه داستان: "پادشاه مد" داستان کانگ یانگگول، یه طراح درجهسه که توی بازار دونگدَمون لباسهای تقلبی میفروشه، رو روایت میکنه. اون که هیچوقت رویایی برای آینده نداشته، وقتی با لی گا-یونگ، یه دختر باهوش با استعداد طراحی که پدر و مادرش رو تو تصادف از دست داده، آشنا میشه، انگیزه پیدا میکنه تا توی دنیای مد موفق بشه. گا-یونگ با بورسیه به یه مدرسه مد توی نیویورک میره، اما مشکلات مالی و توطئههای مادام جو، نگهبانش، راهشو سخت میکنه. از اون طرف، جونگ جه-هیوک، وارث یه شرکت بزرگ مد، و چوی آنا، طراح زیر دست یه برند معروف و عشق سابق جه-هیوک، وارد یه مربع عشقی پیچیده با یانگگول و گا-یونگ میشن. سریال پر از درام عاشقانه، رقابت و خیانته و نشون میده این چهار نفر چطور توی دنیای بیرحم مد برای موفقیت میجنگن. بااینحال، پایانبندی غافلگیرکننده و غمانگیزش، که با مرگ یه شخصیت اصلی تموم میشه، خیلی از بینندهها رو ناامید کرد و باعث شد بعضیها بگن سریال از وسط داستان از ریل خارج شده.
خلاصه داستان: "فوقالعاده" داستان لی سو-هه، یه نویسنده موفق سریالهای تلویزیونی رو روایت میکنه که وقتی در حال نوشتن یه درام درباره سرطانه، بهطور اتفاقی میفهمه خودش سرطان سینه داره و فقط پنج ماه فرصت زندگی داره. اون تصمیم میگیره با تمام وجود زندگی کنه، هیچ پشیمونیای به جا نذاره و هر کاری دوست داره انجام بده. اما بهعنوان یه معتاد به کار، متعهد میشه پروژه آخرش رو هم تموم کنه و بعد آروم بره. همهچیز وقتی به هم میریزه که ریو هه-سونگ، یه بازیگر معروف ولی بیاستعداد و عشق اولش، یهو پیداش میشه. سو-هه اول مخالف بازی هه-سونگ تو سریالشه، چون بازی خشک و اعصابخردکنش آزارش میده، ولی کمکم بینشون احساساتی شکل میگیره. از اون طرف، جونکی، دکتر و دوست سو-هه، هم بهش علاقه داره و درکش میکنه. سریال که پر از کمدی رمانتیک، درام و لحظههای احساسیه، قصهای شاد ولی سنگین درباره عشق، دوستی و کنار اومدن با مرگ رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن وسطای داستان کند میشه و داستانهای فرعی جذابتر از خط اصلیان.
خلاصه داستان: "جوانی مبارز" داستان ژانگ شیائو یو، یه تازهکار توی دنیای شرکتها، رو روایت میکنه که بهعنوان دستیار لین روی، مدیر فروش یه شرکت معروف لوازم آرایشی به اسم SW، استخدام میشه. لین روی بهخاطر موفقیتهاش توی فروش، از هیئتمدیره شرکت توی فرانسه توجه گرفته و گزینه بعدی برای جایگزینی رئیس فعلی، شو وانتینگ،ه. اما شو وانتینگ که نمیخواد جاشو از دست بده، رقیب لین روی، فانگ جینگ، رو بهعنوان مدیر یه بخش جدید استخدام میکنه تا تعادل قدرت رو حفظ کنه. شیائو یو وسط این سیاستهای پیچیده دفتری گیر میافته، اما با استعداد و پشتکارش نهتنها دووم میاره، بلکه پیشرفت میکنه، کلیشهها رو به چالش میکشه و بهعنوان یه زن حرفهای خودشو ثابت میکنه. اون توی این مسیر عشق واقعیشم پیدا میکنه. این سریال که یه درام محیط کار سال ۲۰۲۱ به کارگردانی مو شیائو جیهست، پر از رقابت، رشد شخصی و داستانهاییه که قدرت زنان توی دنیای حرفهای رو نشون میده، هرچند بعضیها میگن عنوان "جوانی" به داستان پر از شخصیتهای جاافتاده نمیخوره.
خلاصه داستان: "مبارز سرنوشت" داستان چن چانگشنگ، یه یتیم که توی رودخونه رها شده و توسط یه راهب تائوئیست پیدا شده، رو روایت میکنه. چانگشنگ که در واقع چهارمین شاهزاده خاندان سلطنتی چنست، به یه بیماری لاعلاج مبتلاست که نمیذاره بیشتر از ۲۰ سال عمر کنه. برای پیدا کردن راه درمان، معبد تائوئیستش رو ترک میکنه و با یه طومار نامزدی که داره، به پایتخت میره تا توی یه آکادمی معروف درس بخونه. اونجا با شو یورونگ، دختری که از بچگی بهش قول ازدواج داده شده، و بای لوئو هنگ، یه پرنسس از قبیله هیولاها، آشنا میشه. چانگشنگ همراه با دوستای جدیدش، مثل تانگ سیوشش، یه نابغه انسانی، و شوآنیوان پو، یه جنگجوی هیولا، توی آزمون بزرگ "داچائو" شرکت میکنه تا به سنگ مقدس برسه که میگن میتونه سرنوشتش رو عوض کنه. سریال که از رمان "Ze Tian Ji" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانه عمیقه که با معماهای باستانی، جلوههای ویژه CGI و داستان پیچیدهای از نبرد بین انسانها، شیاطین و هیولاها، بیننده رو غرق خودش میکنه. هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان و انیمیشن، سریال بعضی بخشهای مهم رو حذف کرده و داستان گاهی گنگ میشه.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "وعده پرندگان مهاجر" داستان لی لی، یه دانشآموز ممتاز با اعتمادبهنفس پایین بهخاطر ظاهرش، و پی شنگشوان، یه پسر خوشقیافه ولی ضعیف توی درس، رو روایت میکنه که توی ۱۳ سالگی توی اولین روز مدرسه راهنمایی باهم آشنا میشن. لی لی از همون اول عاشق شنگشوان میشه، ولی بهخاطر ترس از طرد شدن، احساساتش رو پنهان میکنه. طی ۱۵ سال بعد، اون بهعنوان بهترین دوست شنگشوان کنارش میمونه و ازش حمایت میکنه، حتی وقتی شنگشوان وارد رابطهای ناسالم با سو سو میشه. این دو با چالشهای زیادی مثل بیماری، زندان، و ازدستدادن عزیزان روبهرو میشن. وقتی شنگشوان بالاخره میفمه لی لی چقدر براش مهمه، ممکنه برای عشق دیر شده باشه. سریال که از رمان "پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر" نوشته یینگ فنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و استعارههای قشنگ مثل پرندگان مهاجره که هرچقدر دور برن، بالاخره برمیگردن. با فیلمبرداری خیرهکننده، مثل صحنههای توی نیزار، و دیالوگهای شاعرانه، این سریال یه قصه عمیق و احساسی درباره عشق، فداکاری و زمان ارائه میده، هرچند بعضیها از پایانبندی و ریتم کند انتقاد کردن