خلاصه داستان: "سیندرلا" داستان هیون سو رو روایت میکنه، دختری که با مادرش یون هی، یه جراح پلاستیک معروف، زندگی میکنه. وقتی دوستای هیون سو بعد از عمل جراحی صورتشون خودکشی میکنن، اون مشکوک میشه و توی زیرزمین خونهشون دنبال جواب میگرده. اونجا رازهای تاریکی از گذشته مادرش و یه روح مرموز پیدا میکنه که به زیبایی و انتقام وصلن.
خلاصه داستان: "کریسمس در آگوست" داستان جونگ وون رو روایت میکنه، یه عکاس سی و چند ساله که توی سئول یه مغازه عکس کوچیک داره. اون که میدونه به یه بیماری لاعلاج مبتلاست، روزاش رو آروم و ساده میگذرونه تا اینکه با دا ریم، یه مأمور پارکینگ جوون، آشنا میشه. این دو کمکم به هم نزدیک میشن، اما جونگ وون قبل از اینکه عشقشون عمیقتر بشه، تصمیم میگیره به خاطر حالش از دا ریم فاصله بگیره.
خلاصه داستان: "شاد باش آقای لی" داستان لی بیونگ هون رو روایت میکنه، یه جوون که رویاهاش برای فیلمساز شدن با واقعیت سخت زندگی روبهرو میشه. یه گروه تلویزیونی تصمیم میگیره مستندی از زندگی روزمرهش بسازه، اما اون بیشتر وقتش رو با تنبلی و喝酒 با دوستاش میگذرونه. با این حال، وقتی شروع به کار جدی روی اولین فیلمش میکنه، استعدادش کمکم خودش رو نشون میده.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: انگ جو که پسرش را به دلیل بیماری قلبی از دست داده، همچنان درگیر درد این ضایعه تلخ است و قادر به فراموش کردن آن نیست. او روزهای خود را با کار، نوشیدن و رفتن به کلیسا سپری میکند، اما هیچکدام از این کارها مرهمی بر زخمهایش نیست.
یک روز، مین گو، جوانی که تازه از زندان آزاد شده است، در شرکتی که جانگ جو در آن کار میکند، استخدام میشود. جانگ جو با دیدن لباسهای کهنه و زخمهای روی صورت مین گو، خاطرات تلخی از ۱۲ سال پیش را به یاد میآورد و...
خلاصه داستان: "غریق در ماه" داستان کیم سونگ گون رو روایت میکنه، یه مرد شکستخورده که بعد از خودکشی ناموفق توی رودخونه هان، خودش رو توی یه جزیره وسط سئول پیدا میکنه. اون تصمیم میگیره اونجا زندگی کنه و با چیزای دورریخته شده، یه دنیای جدید میسازه. از اون طرف، کیم جونگ یون، یه دختر منزوی که از خونه بیرون نمیاد، با دوربینش اونو میبینه و کمکم یه ارتباط عجیب بینشون شکل میگیره.
خلاصه داستان: "کاسیوپیا" داستان سو جین رو روایت میکنه، یه وکیل موفق که بعد از طلاق، با دخترش جین آه زندگی میکنه. وقتی سو جین به آلزایمر زودرس مبتلا میشه، حافظهاش کمکم از بین میره و رابطهاش با جین آه که داره برای تحصیل به خارج میره، توی یه موقعیت تلخ و عاطفی قرار میگیره. این فیلم با نگاهی لطیف به عشق خانوادگی و از دست دادن، قلب بیننده رو لمس میکنه.
خلاصه داستان: فیلم «کارتر» یک اکشن-تریلر کرهای به کارگردانی جونگ بیونگ-گیل است که داستان مأمور کارتر (جو وون) را روایت میکند. او در یک متل خونآلود در سئول، بدون هیچ خاطرهای از گذشتهاش، با یک دستگاه مرموز در سر و یک بمب در دهانش بیدار میشود. در بحبوحه یک بیماری همهگیر مرگبار (ویروس DMZ) که آمریکا و کره شمالی را ویران کرده، صدایی ناشناس در گوشش (هان جونگ-هی) او را هدایت میکند تا هانا (کیم بو-مین)، دختر دانشمندی که آنتیبادی ویروس را دارد، را نجات دهد. کارتر، که نمیداند هویت واقعیاش چیست (مایکل بین، جاسوس سابق CIA، یا شهروند کره شمالی)، با CIA و کودتاچیان کره شمالی در تعقیبش مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه در حمام عمومی با صدها گانگستر، تعقیب و گریز با موتور و هلیکوپتر، و پایانبندی مبهم روی ریل قطار، به موضوعات هویت، بقا و توطئه میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، استفاده بیشازحد از تکنیک تکبرداری ظاهری، و CGI ارزان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی جو وون، فیلمبرداری خلاقانه و سکانسهای اکشن (مانند مبارزه در هلیکوپتر) تحسین شدند، اما داستان آشوبناک، بازی ضعیف بازیگران غیرکرهای و دوربین لرزان نقد شدند
خلاصه داستان: "کانولا" داستان هه جی رو روایت میکنه، یه دختر جوون که بعد از ۱۲ سال گم شدن، دوباره با مادربزرگش، گیه چون، توی یه روستای ساحلی روبهرو میشه. گیه چون که یه غواص سالخوردهست، با عشق و امید هه جی رو بزرگ کرده بود. حالا که برگشته، هر دو سعی میکنن زخمهای گذشته رو ترمیم کنن، اما رازهایی از اون ۱۲ سال گمشده، آرامششون رو بهم میزنه.
خلاصه داستان: "نفسگیر" داستان سانگ هون رو روایت میکنه، یه وصولکننده بدهی خشن و بیرحم که توی یه محله فقیرنشین کار میکنه. اون که از بچگی با خشونت بزرگ شده، با یون هی، یه دختر دبیرستانی روبهرو میشه که مثل خودش سرسخته. این دو کمکم یه رابطه عجیب و شکننده شکل میدن که توی دنیای تاریک و بیرحمشون، یه نور امیده.