خلاصه داستان: فیلم «سال باغبان» یک درام تراژیک-کمدی چکی به کارگردانی و نویسندگی ییری هاولکا است که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده و با الهام از کتاب «سال باغبان» نوشته کارل چاپک، به روایت سختیها و موفقیتهای یک باغبان در طول یک سال میپردازد. داستان حول یک باغبان سالخورده (اولدریش کایزر) و همسرش (دشا ووکاتا) میچرخد که در دامنه تپهای زیبا زندگی میکنند و یک مغازه باغبانی کوچک دارند. زندگی آرام آنها با ورود مالک جدید قلعه مجاور که قصد دارد منظره را طبق خواستههایش تغییر دهد، مختل میشود. مالک جدید با اقدامات تهاجمی، از جمله نصب حصار با سیم خاردار و بستن راه ورودی، باغبان را تحت فشار قرار میدهد تا ملکش را بفروشد. باغبان با مقاومت منفعلانه اما سرسختانه، از خانه و باغش دفاع میکند، اما با بیتوجهی پلیس و شهردار (آلنا میهولوا) که در دام بوروکراسی و فساد مالی گرفتارند، مواجه میشود. فیلم به موضوعات تقابل سنت و مدرنیته، نابرابری طبقاتی، و مبارزه برای زندگی باوقار میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تکرار قابلپیشبینی، و پایان غیرمنسجم با صحنههای غیرمنتظره PTSD که لحن فیلم را مختل میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای کایزر و ووکاتا به دلیل عمق و اصالت تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان طنز تیز و شباهت به درامهای اجتماعی کلیشهای نقد شد. روایت صوتی کایزر با نقلقولهایی از کتاب چاپک فضای شاعرانهای ایجاد میکند، اما فیلم بهعنوان یک طنز اجتماعی ناکام ماند.
خلاصه داستان: فیلم «نجات بزرگ» یک اکشن-درام رزمی چینی به کارگردانی سییو چنگ و با بازی تونی جا در نقش آن بای، یک متخصص سابق موای تای، است. داستان درباره آن بای است که پس از قتل وحشیانه همسرش (فان یومنگ) و دخترش (ما روهان) توسط قاتلانی مرتبط با یک سندیکای جنایی و قاچاق مواد مخدر، وارد مأموریتی انتقامجویانه میشود. او به چین سفر میکند و در ابتدا هه یینگهائو (فیلیپ کیونگ)، تاجری به ظاهر فاسد که شرکتش پوششی برای قاچاق مواد مخدر است، را هدف قرار میدهد. در این مسیر، او با تینگ (چن دوئی)، دختر پیشدبستانی یینگهائو که معتقد است پدرش بیگناه است، متحد میشود. تینگ به آن بای کمک میکند تا مغز متفکر واقعی، یک پادشاه مواد مخدر به نام کلی (مایکل مائو فان) و دست راستش تای لونگ (شینگ یو)، را پیدا کند. فیلم با صحنههای اکشن پرضرب و تأثیرگذار، از جمله مبارزهای الهامگرفته از «The Raid» و درگیری نهایی تونی جا با شینگ یو، همراه است که بر مهارتهای موای تای با ضربات زانو و آرنج تأکید دارد. موضوعات فیلم شامل انتقام، سوءتفاهم، و رستگاری است. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی (بهویژه به زبان انگلیسی)، زیرنویسهای نادرست، و جلوههای ویژه CGI ضعیف، مانند صحنههای وسایل نقلیه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی تونی جا و شینگ یو به دلیل صحنههای رزمی و شیمی خوبشان تحسین شد، اما داستان قابلپیشبینی، فقدان توسعه شخصیتها، و ملودرام بیشازحد مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم همچنین شامل بازیگری قوی از فیلیپ کیونگ و چن دوئی است که بهعنوان یک کودک بازیگر بدون اغراق تحسین شد.
خلاصه داستان: فیلم «کنار گذاشتهشده: کوارتربک و من» یک درام عاشقانه-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاستین وو و نویسندگی مری گولینو و کریستال فریرو است که بر اساس رمان واتپد «The QB Bad Boy and Me» نوشته تی مارلی با بیش از ۳۰ میلیون بازدید ساخته شده است. داستان حول دالاس برایان (سینا آگودونگ)، یک رقصنده مصمم که آرزوی پذیرش در بهترین مدرسه رقص کشور، کالآرتس (دانشگاه سابق مادر مرحومش)، را دارد، میچرخد. او در سال آخر دبیرستان به مدرسه جدیدی در تگزاس منتقل میشود، جایی که برادر بزرگترش، ناتان (درو ری تanner)، بهعنوان مربی جدید تیم فوتبال استخدام شده است. دالاس با دریتون لاهی (نوآ بک)، کوارتربک مغرور اما غمگین تیم که با فقدان خواهرش دستوپنجه نرم میکند، برخورد میکند. در ابتدا، تنش بین آنها به دلیل شخصیت متضادشان (دالاس متمرکز و جاهطلب، دریتون گستاخ و بیخیال) بالا میگیرد، اما بهتدریج رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. دالاس با فشارهای پدرش (جیمز ون در بیک) و بهترین دوستش گبی (آسیا لیزاردو) مواجه است، در حالی که دریتون با انتظارات برای بازی در دانشگاه نوتردام دستوپنجه نرم میکند. فیلم به موضوعات عشق، اندوه، جاهطلبی، و فشارهای نوجوانی میپردازد و با موسیقی متن قوی، از جمله آهنگهای پاپ، و دیالوگهای طنزآمیز همراه است. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، پیشبینیپذیر، و شباهت به کمدیهای عاشقانه مانند «کاملاً عاشق» و «غرفه بوسه»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آگودونگ و بک به دلیل شیمی خوب و بازی تanner بهعنوان برادر حامی تحسین شد، اما برخی صحنههای عاشقانه و پایان قابلپیشبینی به دلیل فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم شامل تنوع نژادی و جنسیتی در بازیگران است و مصرف مشروبات الکلی توسط افراد زیر سن قانونی را نشان میدهد، اما صحنههای عاشقانه بهصورت محترمانه و با محو شدن تصویر (fade-to-black) ارائه شدهاند.
خلاصه داستان: فیلم «هومستد» یک درام پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی بن اسمالبون و نویسندگی فیلیپ آبراهام، لیا بیتمن و جیسون راس است که بر اساس رمان «پاییز سیاه» نوشته جف کرکام و جیسون راس ساخته شده است. داستان با انفجار یک بمب کثیف در سواحل لسآنجلس آغاز میشود که باعث فروپاشی اجتماعی در سراسر آمریکا میشود. خانوادهها از خانههایشان فرار میکنند و به دنبال پناهگاه هستند. جف اریکسون (بیلی چیس)، یک سرباز سابق کلاهسبزها، به همراه همسرش تارا (کرران جووانی) و سه فرزندشان، به «هومستد»، عمارتی مستحکم در کوههای راکی که متعلق به میلیاردر ایان راس (نیل مکدونا) و همسرش جنا (سوزان میزner) است، پناه میبرند. ایان، یک آمادهساز (prepper)، هومستد را با پنلهای خورشیدی، باغهای کشاورزی، و امنیت نظامی مجهز کرده است. با ورود شکارچیان متجاوز، تنش بالا میگیرد و پسر جف، آبه (تایلر لوفتون)، در دفاع از خود یکی از شکارچیان را میکشد. این رویداد گروه را با چالشهای اخلاقی و تصمیمات دشوار برای بقا مواجه میکند. فیلم به موضوعات ایمان، خانواده، و انتخابهای اخلاقی در جهانی بیقانون میپردازد و بهعنوان پیشدرآمدی برای یک سریال هشتقسمتی عمل میکند که داستان را ادامه میدهد. با این حال، به دلیل ویرایش ناپیوسته، فقدان پیشزمینه برای شخصیتها، و پایان ناتمام که شبیه تبلیغ سریال است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مکدونا و چیس تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «واکینگ دد» و «آخرین بازمانده از ما»، و کمبود اکشن و عمق احساسی، نقد شد. برخی تماشاگران احساس کردند فیلم بیش از آنکه یک اثر مستقل باشد، مقدمهای برای سریال است
خلاصه داستان: فیلم «نیروهای بالا» (با عنوان اصلی Wei Ji Hang Xian) یک اکشن-تریلر هنگکنگی-چینی به کارگردانی اکسید پانگ و چی-لئونگ لو است که توسط اندی لاو تولید شده و خود او در نقش اصلی بازی میکند. داستان حول گائو هائوجون (اندی لاو)، یک متخصص امنیتی بینالمللی و پلیس سابق که از اختلال دوقطبی رنج میبرد، میچرخد. سالها پیش، در جریان یک ماموریت برای سرکوب سارقان جواهرفروشی، خشم او منجر به تصادفی شد که باعث نابینایی دخترش، شیائوجون (ژانگ زیفنگ)، و جدایی از همسرش، فو یوان (لیو تائو)، شد. گائو پس از استعفا از نیروی پلیس، بهعنوان کارشناس امنیتی در خطوط هوایی هانگیو مشغول به کار میشود. در پرواز افتتاحیه ایرباس A380 لوکس، او بهطور اتفاقی با همسر سابق و دخترش همسفر میشود. ناگهان، دوازده هواپیماربا به رهبری مایک (کو چوشیائو)، که او نیز به اختلال دوقطبی مبتلاست، هواپیما را با بیش از ۸۰۰ مسافر گروگان میگیرند. گائو، با کمک مخفیانه شیائوجون از طریق بیسیم اسباببازی، با هواپیماربایان مقابله میکند. فیلم با صحنههای اکشن مانند درگیری در داخل و خارج هواپیما، تیراندازی، و تلاش برای جلوگیری از سقوط، به موضوعات رستگاری، روابط خانوادگی، و سلامت روان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای که شبیه «جانسخت در هواپیما» توصیف شده، ویرایش پرشدار، گفتوگوهای غیرواقعی، و جلوههای ویژه ضعیف CGI، بهویژه در سکانسهای پایانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی اندی لاو و ژانگ زیفنگ تحسین شد، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، پایان بیشازحد دراماتیک، و طراحی غیرواقعی هواپیما (شبیه مرکز خرید با محفظههای جداگانه) نقد شد. آهنگ پایانی و موسیقی لئون کو تحسین شد، اما برخی آن را بیشازحد احساسی دانستند
خلاصه داستان: فیلم «کرم شبتاب» یک درام فانتزی فیلیپینی به کارگردانی زیگ مادامبا دولای و نویسندگی آنجلی آتینزا است که در سال ۱۹۹۹ روایت میشود. داستان از دیدگاه تونتون بزرگسال (دینگدونگ دانتس) روایت میشود که به گذشته و کودکی خود بازمیگردد. تونتون ۱۰ ساله (اوئن میکائل)، پسری است که پس از مرگ مادرش الای (الساندا د رسی) بر اثر سرطان سینه، با ترومای ناشی از قلدری همکلاسیها و گذشتهای دردناک با پدر بدسرپرستش (خوانچو تریوینو) دستوپنجه نرم میکند. الای در داستانهای شبانهاش از جزیره افسانهای کرمهای شبتاب در جزیره تیکائو، زادگاهش، برای تونتون تعریف میکرد که آرزوها را برآورده میکند. تونتون، با خاکستر مادرش و دفترچهای حاوی نقاشیهایش از این داستانها، سفری ماجراجویانه برای یافتن جزیره آغاز میکند. او در این مسیر با بیلی (میگل تانفلیک)، پسری که نام «الای» را روی بازویش خالکوبی کرده، لوئی (اپی کویزون)، مردی میانسال که به خانهاش بازمیگردد، و اریکا (ایزابل اورتگا)، دختری که با ادعای خیریه عکس میفروشد، همراه میشود. این گروه پس از اخراج از اتوبوس، با هم به خانه لوئی و همسرش کارمن (یایو آگویلا) میرسند. تونتون در نهایت به تیکائو میرسد، اما متوجه میشود جزیره جادویی خیالی بوده و نمیتواند مادرش را بازگرداند. با این حال، دیدن کرمهای شبتاب در غار، خاطرات مادرش را زنده میکند و او با الهام از این تجربه، کتابی مینویسد که برنده جایزه ملی کتاب کودکان میشود. فیلم به موضوعات عشق مادرانه، غلبه بر ترس، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل فریم روایی ضعیف (مصاحبه تونتون بزرگسال)، احساسات بیشازحد، و موسیقی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میکائل بهعنوان بهترین بازیگر کودک MMFF 2023 و تصاویر خیرهکننده نیل دازا تحسین شدند، اما برخی منتقدان داستان را کلیشهای و فاقد عمق در شخصیتهای فرعی دانستند
خلاصه داستان: فیلم «آتشنشانان» (به کرهای: 소방관) یک درام اکشن کرهای به کارگردانی و نویسندگی کواک کیونگتک است که بر اساس حادثه واقعی آتشسوزی هونگجه-دونگ در سال ۲۰۰۱ ساخته شده است. داستان حول چئولوونگ (جو وون)، آتشنشان تازهکار در واحد نجات ایستگاه آتشنشانی سئول، و جینسئوپ (کواک دو-وون)، آتشنشان باتجربهای با لقب «مردی که بیشترین تعداد افراد را در آتش نجات داده»، میچرخد. در ساعت ۳:۴۷ بامداد ۴ مارس ۲۰۰۱، مرکز تماس اضطراری ۱۱۹ گزارشی از آتشسوزی در محله هونگجه-دونگ دریافت میکند. چئولوونگ و تیمش، از جمله کانگ اینگی (یو جه-میونگ)، سئو هوی (لی یو-یونگ)، و سین یونگته (کیم مینجه)، به صحنه اعزام میشوند. در میان دود و شعلههای غلیظ، جینسئوپ برخلاف دستور عقبنشینی رئیس، برای نجات یک نفر به جستوجو ادامه میدهد، اما این تصمیم منجر به مرگ یکی از همکارانش میشود. چئولوونگ، که ترسش به خشم علیه جینسئوپ تبدیل شده، او را مقصر میداند. در حالی که تنش میان آنها بالا میگیرد، یک آتشسوزی دیگر سرنوشتشان را تغییر میدهد. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری، و شرایط کاری ضعیف آتشنشانان کرهای، مانند تجهیزات غیرمقاوم در برابر آتش، میپردازد. با وجود صحنههای آتشنشانی خوشساخت، فیلم به دلیل ملودرام بیشازحد، داستان قابلپیشبینی، و روایت غیرخطی که برخی خطوط داستانی را حلنشده رها میکند، نقدهایی دریافت کرد. بازی جو وون و کواک دو-وون به دلیل شدت عاطفی تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل فقدان نوآوری و شباهت به درامهای معمول کرهای نقد کردند. تصاویر واقعی از حادثه هونگجه-دونگ در پایان فیلم، که منجر به مرگ شش آتشنشان شد، تأثیر احساسی عمیقی دارد
خلاصه داستان: فیلم «دادگاه: دولت علیه یک هیچکس» یک درام حقوقی تلوگویی به کارگردانی و نویسندگی رام جاگادیش در اولین تجربه کارگردانیاش است که توسط پراشانتی تیپیرننی تولید و توسط نانی ارائه شده است. داستان در ویساکاپاتنام رخ میدهد و حول متو چندراشکار (هارش روشن)، معروف به چندو، پسری ۱۹ ساله از خانوادهای فقیر که برای امرار معاش کارهای مختلفی انجام میدهد، میچرخد. او با جبیلی (سریدوی آپالا)، دختری از خانوادهای بانفوذ، دوستی بیگناهی برقرار میکند. این رابطه عاشقانه خشم عموی جبیلی، مانگاپاتی (سیواجی)، یک متعصب سختگیر، را برمیانگیزد که معتقد است این دوستی لکهای بر شرافت خانوادگی است. مانگاپاتی با اتهامات جعلی تحت قانون POCSO (حمایت از کودکان در برابر جرایم جنسی)، چندو را به دام میاندازد و او را به زندان میفرستد. سوریا تجا (پریادارشی پولیکوندا)، وکیلی تازهکار و آسیبپذیر در مؤسسه حقوقی موهان رائو (سای کومار)، پرونده چندو را بر عهده میگیرد تا بیگناهی او را ثابت کند و با تعصبات اجتماعی و فساد در سیستم قضایی مبارزه کند. فیلم به موضوعات عدالت اجتماعی، سوءاستفاده از قوانین، فشار همسالان، و مبارزه برای حقیقت میپردازد و با دیالوگهای تند و تیز، داستان عاشقانهای ظریف، و موسیقی ویجای بولگانین که فضای احساسی را تقویت میکند، همراه است. با این حال، به دلیل نیمه اول کند، ملودرام بیشازحد، و برخی انتخابهای روایی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی پریادارشی به دلیل ظرافت و طنز ظریف، و سیواجی به دلیل نمایش قدرتمند یک شخصیت سمی، تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به «وکیل صاحب» و «جولی الالبی» و فقدان دقت رویهای در سکانسهای دادگاه نقد شد. فیلم با بودجه ۴ کرور روپیه ساخته شد و ۵۷-۵۸.۱۵ کرور روپیه در گیشه جهانی فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «دختر ۲» یک فیلم ترسناک هندی به زبان هندی به کارگردانی ویشال فوریا و تولید شده توسط بوشان کومار، کریشان کومار، ویکرام مالهوترا و جک دیویس است که دنبالهای بر فیلم «دختر» (Chhorii) محصول ۲۰۲۱ محسوب میشود. داستان هفت سال پس از وقایع فیلم اول رخ میدهد و حول ساکشی (نوشرات باروچا)، معلم مدرسه و مادر مجردی که با دختر هفتسالهاش، ایشانی (هاردیکا شارما)، و رانیما (پالاوی آجای) زندگی میکند، میچرخد. ایشانی به دلیل بیماری نادری که نور خورشید برای پوستش خطرناک است، در تاریکی نگه داشته میشود. ساکشی که پس از کشتن همسرش راجبیر (سائوراب گویال) و فرار از دهکدهای نفرینشده با رانیما، تحت حمایت بازرس پلیس سامار (گاشمیر ماهاجانی) زندگی میکند، ناگهان با ربوده شدن ایشانی توسط فرقهای شوم مرتبط با راجبیر مواجه میشود. این فرقه، به رهبری داسیما (سوها علیخان)، قصد دارد ایشانی را برای آیینی شیطانی قربانی کند تا سلامت رئیس فرقه (پرادهانجی) را بازگرداند. ساکشی و سامار به مزارع نیشکر نفرینشده و دهکدهای زیرزمینی بازمیگردند تا ایشانی را نجات دهند. فیلم به موضوعات اجتماعی مانند ازدواج کودکان، زنکشی، و مردسالاری میپردازد و با تصاویری از سیاهچالهای زیرزمینی، موسیقی وهمآلود آدریجا گوپتا، و فیلمبرداری انشول چوبی، فضایی ترسناک خلق میکند. با این حال، به دلیل پایان باز و ناتمام، داستان بیشازحد قابلپیشبینی، پرشهای ترسناک تکراری، و جلوههای ویژه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی باروچا به دلیل شدت عاطفی و سوها علیخان به دلیل حضور مرموز تحسین شدند، اما نقش ماهاجانی و برخی صحنههای طولانی به دلیل فقدان عمق و کشش بیشازحد نقد شدند. فیلم با اشاره به احتمال ساخت «دختر ۳» پایان مییابد، جایی که ایشانی در امان است، اما ساکشی در زیرزمین گرفتار میماند.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» (Cadı) یک درام ترسناک-هیجانی ترکیهای به کارگردانی ارمان بستان و اقتباسی از رمان «جادوگر» نوشته حسین رحمی گورپینار (۱۹۱۲) است. داستان در اواخر امپراتوری عثمانی در استانبول رخ میدهد و حول فکریّه (بوسه مرال)، زنی جوان و بیوه، میچرخد که به اجبار با ناشیت نفی افندی (فورکان آندیچ)، صاحب عمارتی مرموز، ازدواج میکند. فکریّه با شنیدن شایعات درباره ارواح و جادوگران در عمارت، به کاوش در رازهای تاریک گذشته میپردازد. او با کنعان (چاغداش اونور اوزتورک)، خدمتکاری که اسراری را پنهان میکند، و دیگر ساکنان مانند سوریا (سوریه کیلیمجی) روبهرو میشود که به تنشها میافزایند. فیلم با الهام از آثار گوتیک مانند «ربکا» و «جین ایر»، به موضوعات هویت، سوءظن، و چالشهای روانی میپردازد و پایانی غیرمنتظره با رویکرد فرویدی ارائه میدهد که جهل را برملا میکند. با این حال، به دلیل بازیهای ضعیف، گفتوگوهای غیرطبیعی، جلوههای ویژه مصنوعی، و ریتم کند با مدتزمان ۱۳۴ دقیقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. طراحی صحنه، لباسها، و فیلمبرداری آنند سی. چاندران برای خلق فضای تاریک و گوتیک تحسین شدند، اما داستان به دلیل فقدان عمق در شخصیتها و شباهت به فیلمهای ترسناک کلیشهای ترکیهای نقد شد. برخی تماشاگران پایان را گیجکننده و شخصیت کنعان را مبهم یافتند، در حالی که بازی مرال و آندیچ به دلیل نمایش شجاعت و چندلایگی مورد ستایش قرار گرفت.[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/fr/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/reviews/)