خلاصه داستان: فرانسه، 1936-37. جبهه مردمی در انتخابات پیروز می شود، جنگ داخلی اسپانیا آغاز می شود و هیتلر و استالین دستکاری و جاسوسی می کنند. تبعیدی درخشان، فیودور ورونین، ژنرال 20 ساله، معاون ارتش روسیه سفید است.
خلاصه داستان: دو ببر به عنوان توله از هم جدا می شوند و به اسارت می روند تا سال ها بعد به عنوان دشمن توسط یک کاشف که ناخواسته آنها را مجبور به مبارزه با یکدیگر می کند، دوباره به هم می پیوندند.
خلاصه داستان: مردی را دنبال می کند که 37 سال پیش به دلیل درگیری از تیم فوتبال دانشگاهی خود اخراج شد. اکنون در سن 59 سالگی، او هنوز این بار را به دوش می کشد. او تصمیم می گیرد به مدرسه برگردد تا مدرکش را بگیرد و برای تیم تلاش کند تا گذشته اش را جبران کند.
خلاصه داستان: هانا هولت و جاش وایت هر دو به تازگی در محراب ایستاده اند و یکدیگر را در پارک ملاقات کرده اند. آنها همچنان که برای ماه عسل خود در همان تفرجگاه فرود می آیند، مسیرهای عبور را ادامه می دهند.
خلاصه داستان: یک عابر بانک ترسو یک سرقت بانک را پیش بینی می کند و قبل از رسیدن کلاهبردار خودش پول را می دزدد. زمانی که کلاهبردار سادیست متوجه می شود که فریب خورده است، گوینده را تعقیب می کند و او را درگیر تعقیب گربه و موش برای پول نقد می کند.
خلاصه داستان: در این تقلب «بازیهای گرسنگی»، کانتمیس اورشات باید برای جان خود در هفتاد و پنجمین دوره بازیهای سالانه گرسنگی بجنگد، که در آن او همچنین میتواند یک ژامبون قدیمی، یک کوپن برای یک زیرپایی و یک ترشی نیمه خورده برنده شود.