خلاصه داستان: یک شهر کوچک ایتالیایی به نام سانتا ویتوریا در دوران جنگ جهانی دوم، شاهد رویدادی شگفتانگیز است. اهالی این شهر که عمدتاً تولیدکننده شراب هستند، با شنیدن خبر نزدیک شدن نیروهای نازی، تصمیم میگیرند یک میلیون بطری شراب ارزشمند خود را پنهان کنند تا به دست دشمن نیفتد. بمبالا، شهردار سابق و شرابسازی که به تازگی به این مقام رسیده، رهبری این مأموریت مخفی را بر عهده میگیرد. آنها با همکاری یکدیگر و با استفاده از خلاقیت و شجاعت، شرابها را در مکانی امن مخفی میکنند و داستانی از مقاومت، همبستگی و هوش در برابر اشغالگران میسازند. این فیلم محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی استنلی کرامر و با بازی آنتونی کوئین، آنا مانیانی و ویرنا لیسی است.
خلاصه داستان: The Fifth Seal فیلمی درام و فلسفی محصول سال ۱۹۷۶ مجارستان به کارگردانی زولتان فابری است که بر اساس رمانی از فرنک شانتا ساخته شده. این فیلم عمیقاً روانشناختی در یک شب در بوداپستِ زمان جنگ جهانی دوم میگذرد و داستان مردی به نام میهای کواچ (با بازی لایوش اُز) را روایت میکند که در یک مهمانی خصوصی با گروهی از روشنفکران و افراد مرفه جامعه بحثی فلسفی را آغاز میکند. او از حاضران میپرسد که اگر مجبور به انتخاب بین تبدیل شدن به یک جلاد بیرحم یا یک قربانی بیگناه باشند، کدام را انتخاب میکنند. این سوال ساده اما عمیق، فضای ظاهراً آرام شب را به تدریج متشنج کرده و لایههای پنهان شخصیت هر یک از افراد را آشکار میسازد. فیلم با بازیهای درخشان بازیگرانی چون فرنک شانتا، زولتان لاتینوویتس و گابور هارشانی، به کاوشی تاریک و تکاندهنده در ماهیت انسان، اخلاقیات و انتخابهای دشوار در شرایط بحرانی میپردازد و مخاطب را تا پایان با پرسشهای بنیادین درباره شر، قدرت و انسانیّت درگیر میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «تفنگدار: قانون بازگشت» (Jarhead: Law of Return) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دون مایکل پال و با بازی دیوید داکاتنی، کوربین بلو، دیوید اشتاین و نینا دوبو است. این فیلم ادامهدهنده فرنچایز محبوب «تفنگدار» است و داستان آن حول محور یک تفنگدار نیروی دریایی سابق به نام کاپیتان «دیو» دیوید رودریگز (داکاتنی) میچرخد که پس از بازنشستگی به اسرائیل سفر میکند تا در یک پروژه تجاری شرکت کند. اما زمانی که یک گروه تروریستی بینالمللی او را به همراه یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی (بلو) به گروگان میگیرد، رودریگز بار دیگر باید به اصول و آموزشهای نظامی خود بازگردد. او با استفاده از مهارتهای رزمی و تجربیاتش در جنگ، نه تنها برای نجات جان خود، بلکه برای جلوگیری از یک حمله تروریستی بزرگتر که صلح جهانی را تهدید میکند، وارد عمل میشود. این فیلم ترکیبی از اکشن نفسگیر، تعلیق و درام شخصی است که وفاداری، شجاعت و مفهوم «قانون بازگشت» در فرهنگ یهودی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زوج میانسال به نامهای فردریک و کاترین که در آستانه طلاق قرار دارند، برای آخرین سفر مشترک خود به یونان میروند. فردریک که مردی خسیس و بدخلق است، تمام تلاش خود را میکند تا این سفر را به کابوسی برای همسرش تبدیل کند. او از پرداخت هزینههای سفر امتناع میکند، در هتلها مشکل ایجاد میکند و مدام کاترین را مورد انتقاد قرار میدهد. اما کاترین که سالها تحمل کرده، این بار تصمیم گرفته تا از این سفر نهایت لذت را ببرد و در مقابل رفتارهای فردریک مقاومت میکند. در طول این سفر پرپیچوخم، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد که دیدگاه هر دو را نسبت به زندگی و رابطهشان تغییر میدهد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی میخائیل هرز با بازی پیر آردیتی و لور کالامی است که داستانی طنز و درعینحال عمیق درباره روابط انسانی و ارزش گذشت زمان را روایت میکند.
خلاصه داستان: «اسلحههای تامی» (Tommy Guns) فیلم جنگی درام پرتغالی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی کارلوس کونسیسائو است که در آن فیلیپا آمارو، مارسیو باندیرا و رای نونو سانتوس به ایفای نقش پرداختهاند. داستان در سال ۱۹۷۴ و در آستانه انقلاب میخک در آنگولای مستعمره پرتغال روایت میشود. گروهی از سربازان پرتغالی در یک پادگان دورافتاده منتظر بازگشت به وطن هستند، اما با نزدیک شدن روزهای پایانی جنگ، تنشها و خشونتهای پنهان میان آنها و مردم محلی به تدریج آشکار میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه و تأملبرانگیز به ماهیت جنگ، استعمار و تأثیرات روانی آن بر انسانها میپردازد و تصویری تیره و در عین حال زیبا از آخرین روزهای یک امپراتوری در حال فروپاشی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی آلمانی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی رولند زوس ریشتر، روایتگر داستانی عاشقانه در پسزمینه یکی از ویرانگرترین وقایع جنگ جهانی دوم است. در فوریه ۱۹۴۵، آنا مالت، پرستار جوان آلمانی، عاشق رابرت نیومن، خلبان بمبافکن بریتانیایی میشود که در نزدیکی درسدن سقوط کرده است. آنا او را در بیمارستانی که در آن کار میکند پنهان میکند، در حالی که شهر در آستانه بمباران ویرانگر متفقین قرار دارد. در طول سه روز سرنوشتساز، عشق آنها در میان هرج و مرج و نابودی شکل میگیرد و وفاداریهایشان در برابر وحشت جنگ و بمباران کمرشکن درسدن آزمایش میشود. این فیلم با بازی فلیسیتاس وول و جان لایت، تصویری قدرتمند و انسانی از فاجعه انسانی و قدرت عشق در تاریکترین روزها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۱ و در اوج جنگ کره، روکی، سرباز سیاهپوست نیروی دریایی آمریکا، در اردوگاه اسرای جنگی کوهوسونگ در کره شمالی زندانی است. در این اردوگاه، گروهی از اسرا به رهبری شین، زندانی کرهای جنوبی، گروه رقص تپ استپ به نام «Swing Kids» را تشکیل دادهاند. روکی که عاشق رقص است، به این گروه میپیوندد و با وجود تفاوتهای نژادی و فرهنگی، دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. اما در پس این شادی و رقص، فشارهای ایدئولوژیک، تعصبات نژادی و وحشیگری جنگ، زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. کارگردان کانگ هیونگ-سوک در این فیلم موزیکال-درام، با بازی دو هیون، جردن کلارک، پارک هه-سو و او مین-سو، داستانی از امید، دوستی و قدرت رقص را در یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ روایت میکند.
خلاصه داستان: «قطار زندگی» (۱۹۹۸) به کارگردانی رادو میهایلیانو، یک کمدی سیاه دراماتیک و تمثیلی است که در یک روستای یهودی نشین در اروپای شرقی در زمان جنگ جهانی دوم روایت میشود. داستان با بازگشت شلومو، دیوانه دهکده، آغاز میشود که خبر میآورد نازیها در راه هستند تا روستا را نابود کنند. اهالی روستا به رهبری ربای خود، تصمیم میگیرند تا با سازماندهی یک قطار جعلی و وانمود کردن به تبعید خودشان، از دست نازیها فرار کنند. آنها با تقسیم نقشها، برخی را به عنوان نگهبان نازی و برخی دیگر را به عنوان زندانی یهودی در قطار قرار میدهند تا به سرزمین آزاد فلسطین برسند. این فیلم با بازی لایونل آبلانسکی، روفوس، کلمنتین سلاریه و میشل مولر، داستانی طنزآمیز و در عین حال عمیقاً انسانی را درباره بقا، امید و قدرت همبستگی در تاریکترین دوران تاریخ روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم حماسی «استالینگراد» به کارگردانی فئودور بوندارچوک، در سال ۲۰۱۳ ساخته شد و داستان یکی از خونبارترین نبردهای جنگ جهانی دوم را روایت میکند. این فیلم که با جلوههای ویژه خیرهکننده و صحنههای جنگی نفسگیر همراه است، ماجرای گروهی از سربازان روسی را به تصویر میکشد که در ساختمانی در قلب شهر استالینگراد (ولگوگراد کنونی) گیر افتادهاند و باید در برابر نیروهای آلمانی مقاومت کنند. در میان این درگیریهای شدید، داستان عشق یکی از سربازان به دختری جوان به نام کاتیا نیز روایت میشود که به نمادی از امید و انسانیت در میان ویرانیها تبدیل میشود. بازیگرانی همچون پیوتر فئودوروف، توماس کretschmann، و ماریا اسمولنیکووا در نقشهای اصلی این درام جنگی تاریخی ظاهر شدهاند. فیلم با نگاهی انسانی به فاجعه جنگ، علاوه بر نمایش صحنههای نبرد، به بررسی روحیه مقاومت و فداکاری سربازان و غیرنظامیان در یکی از سرنوشتسازترین نبردهای تاریخ میپردازد.
خلاصه داستان: «خرابکار» (Saboteur) فیلمی مهیج و پرتعلیق به کارگردانی آلفرد هیچکاک است که در سال ۱۹۴۲ ساخته شد. داستان فیلم حول محور مردی به نام بری کین (با بازی رابرت کامینگز) میچرخد که به اشتباه به جرم خرابکاری در یک کارخانه هواپیماسازی متهم میشود. پس از اینکه بهترین دوستش در آتشسوزی مشکوکی کشته میشود، بری تصمیم میگیرد برای پاک کردن نام خود و افشای توطئهای بزرگ، به تنهایی به تعقیب خرابکار واقعی بپردازد. در این مسیر، او با زنی به نام پاتریشیا (با بازی پرسیل لین) همراه میشود و در نهایت به یک شبکه جاسوسی گسترده پی میبرد که قصد دارند یک کشتی جنگی آمریکایی را منفجر کنند. هیچکاک در این فیلم با بهرهگیری از المانهای تعلیق کلاسیک خود و صحنههای به یادماندنی مانند رویارویی نهایی بر فراز مجسمه آزادی، اثری ماندگار در ژانر تریلر جاسوسی خلق کرده است.