خلاصه داستان: فیلم «دادگاه نظامی شورش کین» یک درام حقوقی از ویلیام فریدکین است که داستان دادگاه افسران ناو کین را در جنگ جهانی دوم روایت میکند که کاپیتان کوئیگ را به جنون متهم میکنند. منتقدان روایت تنشزا، بازیهای قدرتمند کیفر ساذرلند و جیسون کلارک، و کاوش رهبری را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم عمیق و هیجانانگیز توصیف کردهاند که با دیالوگهای باهوش، حس عدالت و تنش را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در اواخر دهه 1930، در بحبوحه جنگ چین و ژاپن روایت میشود و در مورد گروهی از مهندسان معمولی راه آهن، کارگران و کارکنان ایستگاه راه آهن است که یک هستهی مقاومت زیرزمینی را علیه ژاپنیها در طول اشغالشان ایجاد میکنند.
خلاصه داستان: روباه؛ فیلمی جنگی درام به کارگردانی آدریان گویجینگر است. در آغاز جنگ جهانی دوم، یک سرباز جوان با یک بچهروباه زخمی مواجه میشود و آن را با خود به فرانسه اشغالی میبرد. این داستان دوستی غیرمنتظرهای را روایت میکند.
خلاصه داستان: این سریال داستان عشق اسطوره ای آک کیز (دختر جنگجوی کوهستانی که شجاعتش زبانزد خاص و عامه) و باتوگا (شاهزاده معلول سرزمین آسمان) است که هر دو توسط آلپاگو خاقانِ سرزمین آسمان یتیم شده اند. این دو جوان معصوم، عشقشون رو شمشیر و قلب هاشون رو سپر میکنن و غیرممکن رو ممکن میکنن…
خلاصه داستان: داستان این فیلم در اواسط دههی چهل میلادی اتفاق می افتد که گروهی از سربازان شجاع روسی تلاش میکنند تا با یک تانک افسانهای با نام تی 34 که تقریبا نابوده شده است، از اسارت آلمانیها فرار کنند…
خلاصه داستان: کنزا و ییل دو زن جوان فرانسوی هستند که به سوریه میروند تا در کنار نیروهای کرد مبارزه کنند. در آن جا با زارا، یک زن نجات یافته ایزدی، آشنا میشوند. این زنها با این که در فرهنگهای متفاوتی متولد شدهاند، اما در کنار هم زخمهای گذشته یکدیگر را التیام میبخشند و قدرتهای وجودیشان را کشف میکنند. این سه زن خیلی زود به هم نزدیک میشوند و خواهران جنگجو و واقعی هم میشوند.
خلاصه داستان: یک پسر فلسطینی شیفته یک دختر کولی زیبا و دنیای افسانه ای می شود که او در میان درگیری در غزه می بافد. بچه ها در عین حال یاد می گیرند که با محیط اطراف زندگی کنند، طبیعت، عرفان و آینده شان را کشف می کنند..
خلاصه داستان: صلحبانان جهان داستان ارتش 5نفرهای است که با کمک پسری 11ساله به نام مارتی که قادر است حوادث پیشِرو را در خواب ببیند با پوششهای رباتیِ خود به جنگ با بلاهای طبیعی و سیاهزرههای سیارۀ میرزَم و هیولاهای سیارۀ اَلگوری میروند.
خلاصه داستان: در اولین ماموریتش،گروهبان دروگو به قلعه ای در مرز بیایان و کوهستان فرستاده می شود.ماموریت پادگان جلوگیری از حمله احتمالی تارتارها از طرف دیگر بیابان است.برخی افسران مشتاقانه منتظر حمله هستند،برخی دیگر اعتقادی به آن ندارند و برخی از تهدید مبهم استفاده می کنند تا حرفه کاری خود را به جلو ببرند.اما آنها همه چیز خود را قربانی کرده اند...