خلاصه داستان: فیلم «خدا به همراهت» (عنوان اصلی: Yolun Açık Olsun) یک درام-اکشن ترکی به کارگردانی مهمت آدا اوزتکین و بر اساس رمانی از هاکان اورنسل است که در ۲۳ می ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کاپیتان سابق ارتش، صالح (انگین آکیورک)، است که با پای مصنوعی و ترومای روانی ناشی از یک فاجعه جنگی، به دالیان سفر میکند تا مانع ازدواج معشوقه دوستش، الیف (اویکو ناز آلتای)، با مرد دیگری شود. صالح همراه با ستوان دوم و دوستش، کریم (تولگا ساریتاش)، که شخصیتی طنزآمیز و وفادار دارد، سفری جادهای پر از فلشبکهای دردناک به گذشته جنگیاش را آغاز میکند. داستان با صحنههایی مانند دزدیدن پول و اسلحه توسط صالح، توقف در رستوران و تماشای اخبار، و لحظات احساسی با دویگو (بلفو بنیان)، به موضوعات ترومای جنگ، دوستی، وفاداری و تلاش برای رهایی از گذشته میپردازد. صالح که با PTSD دستوپنجه نرم میکند، در طول سفر با محرکهایی مانند بازی کودکانه لیلی یا صدای موتورسیکلت، به یاد جنگ میافتد. با این حال، به دلیل فلشبکهای غیرمنظم، ریتم کند اولیه، و پایانبندی احساسی بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes با میانگین ۶.۴/۱۰). بازی آکیورک و ساریتاش، موسیقی تویگار ایشیکلی (مانند آهنگ Hatiralar)، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما داستان گیجکننده، فقدان اطلاعات اولیه درباره وضعیت روانی صالح، و دیالوگهای گاهی کلیشهای نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و بهعنوان اثری تکاندهنده درباره پیامدهای جنگ شناخته میشود، اما برخی آن را بیشازحد دستکاریکننده احساسات دانستند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ترانه جنوب» یک درام تاریخی-جنگی است که در ویتنام دهه ۱۹۴۰، در دوران استعمار فرانسه، رخ میدهد. داستان حول محور آن، پسری ۱۲ ساله، میچرخد که پس از فقدان غمانگیز مادرش، سفری خطرناک را برای یافتن پدر گمشدهاش آغاز میکند. آن در این مسیر با شخصیتهای متنوعی مانند معلم بای مخفی، دزد اوت لوک لام، قهرمان وو تونگ، استاد چینی تیئو، عمو با فی قصهگو، پسر مارگیر کو، و دختر بازیگر شین مواجه میشود. این سفر پرماجرا با صحنههایی مانند مبارزه با سربازان فرانسوی، زندگی در مناطق روستایی جنوب ویتنام، و لحظات احساسی مانند دوستی آن با اوت، به موضوعات خانواده، میهنپرستی، و از دست دادن میپردازد. ژنرال دوریه، با کمک معشوقهاش تو مام، متوجه میشود که آن پسر یک شورشی تحت تعقیب است و از او بهعنوان طعمهای برای به دام انداختن پدرش در جشنواره نیمهپاییز استفاده میکند. با این حال، به دلیل ساختار نامنظم، طنز گاه نامناسب، و استفاده از جلوههای CGI ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۸۲٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، مناظر جنوب ویتنام، و بازی هوین هائو خانگ در نقش آن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و مدتزمان طولانی (۱۱۰ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جنگافزار» یک درام جنگی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی ری مندوزا، کهنهسرباز جنگ عراق، و الکس گارلند است که بر اساس تجربیات واقعی مندوزا در نبرد رمادی در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶ ساخته شده. داستان بهصورت واقعی و بر اساس خاطرات اعضای جوخه نیروی دریایی SEAL آمریکا روایت میشود. جوخه آلفا وان، به رهبری اریک (ویل پولتر)، در خانهای عراقی مستقر شده تا حرکات نیروهای آمریکایی را در قلمرو شورشیان نظارت کند. مندوزا (دیفارو وون-آ-تای) و همرزمانش، از جمله الیوت (کاسمو جارویس) و تامی (کیت کانر)، ابتدا در انتظارند، اما پس از پرتاب نارنجکی توسط شورشیان، درگیری شدیدی آغاز میشود. فیلم با فیلمبرداری مستندگونه، صداگذاری بینظیر و روایت بدون تزئینات هالیوودی، وحشت و برادری جنگ را به تصویر میکشد. با بازی جوزف کویین، چارلز ملتون و نوآ سنتینو، فیلم به موضوعات پوچی جنگ، فداکاری و تأثیرات روانی نبرد میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل فقدان داستانسرایی سنتی و شدت عاطفی، برخی آن را چالشبرانگیز یافتهاند.
خلاصه داستان: فیلم «دوست مرده من زوئی» یک درام-کمدی آمریکایی به کارگردانی کایل هاسمن-استوکس است. مریت، کهنهسرباز ارتش آمریکا در افغانستان، با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکند و مدام تصاویری از زوئی، بهترین دوست فوتشدهاش در ارتش، میبیند. او با خانوادهاش، از جمله مادر سختگیرش کریس و پدربزرگ کهنهسرباز ویتنامش، دیل، که مبتلا به آلزایمر است، درگیری دارد. مریت که در گروه درمانی به رهبری دکتر کول شرکت میکند، از پذیرش کمک سرباز میزند و رابطهای خیالی با زوئی حفظ میکند که او را از دنیای واقعی جدا کرده است. وقتی دیل در خانه دریاچه خانوادگی نیاز به کمک پیدا میکند، مریت برای حمایت از او وارد عمل میشود و در این مسیر با الکس، صاحب آسایشگاه محلی، رابطهای عاشقانه آغاز میکند. فیلم با بازی سونکوان مارتین-گرین، ناتالی مورالس، اد هریس و مورگان فریمن، به موضوعات غم، تروما و شفای خانوادگی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «عشق، شجاعت و نبرد بوشی ران» یک درام تاریخی-جنگی آمریکایی به کارگردانی دیو آلن جانسون و لری ای. مکلین است که در سال ۱۷۶۳ در پنسیلوانیای غربی رخ میدهد. پس از پیروزی بریتانیا بر فرانسه در جنگ هفتساله، قبایل بومی به رهبری رئیس اوتاوا، پونتیاک، به قلعههای بریتانیایی از جمله فورت پیت حمله میکنند. کلنل هنری بوکه با گروهی از سربازان بریتانیایی، هایلندرهای اسکاتلندی و داوطلبان آمریکایی، ماموریت دارد صدها نفر از مردان، زنان و کودکان محاصرهشده در فورت پیت را نجات دهد. او در این مسیر عاشق آن ویلینگ، یک زن اشرافی آمریکایی، میشود و با چالشهایی مثل خیانت لیوتنانت فرانسیس گوردون و تاکتیکهای دشمن روبهرو میشود. فیلم با نبرد بوشی ران، که مسیر تاریخ آمریکا را تغییر داد، به اوج میرسد و به موضوعات شجاعت، فداکاری و عشق میپردازد، اما به دلیل بودجه کم و روایت یکجانبه از بومیان، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «رمزگشایی» یک درام تاریخی و جاسوسی چینی است که در دهه ۱۹۴۰ میلادی جریان دارد. داستان درباره رونگ جینژن (لیو هائوران)، نابغه ریاضی با ویژگیهای اوتیسم است که بهطور اتفاقی با حل یک مسئله پیچیده، توجه مقامات را جلب میکند. او به واحد مخفی ۷۰۱ استخدام میشود تا کدهای دشمن، از جمله «کد بنفش»، را رمزگشایی کند. رونگ تحت فشار جنگ چین و ژاپن، جنگ داخلی کمونیستها و رقابت با استادش، یان لیزویچ (جان کازاک)، درگیر یک نبرد فکری و روانی میشود. این فیلم که بر اساس رمان «رمزگشایی» نوشته مای جیا ساخته شده، با رویاها و توهمات رونگ و جلوههای بصری خیرهکننده، داستان جاسوسی، نبوغ و فداکاری را در پسزمینهای از جنگ و سیاست روایت میکند.
خلاصه داستان: «فانتزی یخی» داستان دو برادر، کاسو و یینگکنگشی، از قبیله یخ در یه دنیای فانتزی پر از جادو و موجودات افسانهای رو دنبال میکنه. کاسو، وارث تاجوتخت، باید قبیلهشو از نابودی نجات بده، در حالی که با برادرش که رویاهای جاهطلبانه داره، درگیر میشه. وقتی جنگ بین قبیلههای یخ، آتش و دیگر موجودات بالا میگیره، کاسو با لی لو، دختری از دنیای انسانها، آشنا میشه که قلبشو میبره. سریال پر از عاشقانه، اکشن و فانتزیه که قصهای حماسی درباره وظیفه، عشق و فداکاری رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره زندگی و مبارزات نه سرباز کره جنوبی در طول جنگ کره است که در سال 1950 شروع شد. این سریال روی گروهی از سربازان به رهبری گروهبان لی هیون-جونگ تمرکز داره که در ماموریتهای خطرناک و پرهیجان با ارتش کره شمالی و سرویس مخفی اونا روبهرو میشن. اونا با سختیهایی مثل درد، زخم، اسارت و خیانت دست و پنجه نرم میکنن. این سریال که به مناسبت شصتمین سالگرد جنگ کره ساخته شده، تلاش داره با نشون دادن هر دو طرف جنگ، پیامی ضدجنگ بده و در عین حال زیبایی طبیعت کره رو در کنار وحشت جنگ به تصویر بکشه.
خلاصه داستان: سریال "نبرد چانگشا" یک درام چینی است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این سریال داستان خانوادهای را در طول جنگ دوم چین و ژاپن (۱۹۳۸-۱۹۴۵) روایت میکند که با چالشهای جنگ و اشغال ژاپن مواجه هستند. تمرکز داستان بر روی دوقلوهای خانواده هو، هو شیانگشیانگ و هو شیائومان است که با ورود به جنگ، زندگیشان دستخوش تغییرات بسیاری میشود. هو شیانگشیانگ با گو چینگمینگ، یک افسر ارتش ملی، آشنا میشود و رابطهای پیچیده بین آنها شکل میگیرد. این سریال بهطور عمیق به تأثیرات جنگ بر زندگی مردم عادی و تلاش آنها برای بقا میپردازد.