خلاصه داستان: یک روز در شهر رم، یک سری قتلهای مرموز در یک مرکز تحقیقات ژنتیکی رخ میدهد. ژورنالیست کارول و مرد نابینای قبلی او، فرانکو، تصمیم میگیرند به دنبال رمز و راز قتلها بروند. آنها به زودی متوجه میشوند که قتلها به یک آزمایش خطرناک در مرکز تحقیقات مربوط میشوند که میتواند انسانهای فوقالعادهای را ایجاد کند. در حالی که آنها به دنبال حقیقت هستند، خودشان نیز در معرض خطر قرار میگیرند و باید با زمان بپالند تا قاتل را شناسایی کنند.
خلاصه داستان: در یک شب تابستانی گرم در شیکاگو، سه دوست دانشجویی - سید، کونور و مولی - در حال بازگشت به دانشگاه هستند. در مسیر، آنها یک دختر کوچک را میبینند که در حال گریه و بیهوشی در اتاق خود است. آنها تصمیم میگیرند او را به اورژانس ببرند، اما به زودی متوجه میشوند که ورود آنها به اورژانس با یک سیاهپوست و دو مکزیکیتبار ممکن است منجر به مشکلات قانونی شود. آنها سعی میکنند بدون جلب توجه بیش از حد، دختر را به مقصد برسانند، اما مسیر آنها با چالشهای غیرمنتظره و تصمیمات سخت روبرو میشود که باعث میشود روابط دوستی و اعتماد بین آنها مورد آزمایش قرار گیرد.
خلاصه داستان: در سال 1973، یک مرد جوان به نام جیمز ویدون در یک روستای کوچک در انگلستان زندگی میکند. او یک جادوگر مبتدی است که تلاش میکند تا مهارتهایش را بهبود بخشد و به یک جادوگر معروف تبدیل شود. با وجود تلاشهای بیوقفهاش، جیمز همیشه در حضور مردم شکست میخورد و نمیتواند اعتماد به نفس کافی برای اجرای جادوگری در برابر جمعیت داشته باشد. یک روز، جیمز با یک جادوگر بزرگسال به نام الیور برخورد میکند که او را به عنوان شاگرد خود میپذیرد و به او آموزش میدهد. با کمک الیور، جیمز یاد میگیرد که چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کند و جادوگری را بهتر انجام دهد. در نهایت، جیمز موفق میشود تا در یک مسابقه جادوگری شرکت کند و با اجرای یک ترفند شگفتانگیز، برنده مسابقه میشود و به یک جادوگر معروف تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در داستان "جن"، یک مهندس معماری جوان به نام "دینا" پس از مرگ والدینش به ارث یک خانه قدیمی در شهر کوچکی میبرد. در حالی که مشغول مرمت خانه است، به طور تصادفی یک قوطی عتیقه را باز میکند و یک جن شرور را آزاد میکند. این جن قادر به تبدیل خواستههای دینا به کابوسهای وحشتناک است و او مجبور میشود با کمک یک شیخ محلی با جن مبارزه کند تا جانش را و جان اهالی شهر را نجات دهد. در طول این ماجرا، دینا با تاریکترین ترسهای خود روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا قدرت جن را برای انتقام استفاده کند یا خود را به خدا بسپارد.
خلاصه داستان: در داستان «منطقه جنگ»، یک خانواده جوان در انگلستان به سر میبرند که پس از انتقال به یک روستای دورافتاده، رازهای تاریک خانوادگی آشکار میشود. پسر نوجوان خانواده شاهد رابطه غیرعادی بین پدر و خواهر کوچکترش میشود و درگیر یک سفر روانی و عاطفی سخت میگردد. فیلم به دقت به موضوعات حساس مانند سوءاستفاده جنسی و تأثیر آن بر روابط خانوادگی میپردازد و به تصویر کشیدن واقعیتهای دردناک و انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2013، فیلم ترسناک «The Den» داستان یک دانشجوی دختر را روایت میکند که برای تحقیقات دکترایش در مورد ارتباطات اینترنتی، به یک وبسایت ویدئو چت تصادفی وصل میشود. او شاهد یک قتل وحشتناک در این وبسایت میشود و به زودی متوجه میشود که قاتل او را هدف قرار داده است و او را از طریق تکنولوژی دنبال میکند. او مجبور میشود با ترس و تنهایی، با این تهدید ناشناس مقابله کند.
خلاصه داستان: جعفر پناهی، راننده پیتزا در تهران، با مشاهده تبعیض طبقاتی و فقر در جامعه، به تدریج دچار بیزاری و ناامیدی میشود. او که در ابتدا سعی میکند با شکیبایی و فروتنی با شرایط زندگی کنار بیاید، در نهایت به یک اقدام خشونتآمیز دست میزند که منجر به سرقت و خودکشی او میشود. این فیلم به عنوان یک نقد اجتماعی، به بیعدالتیهای موجود در جامعه ایران و تأثیر آن بر روحیه افراد پاییندست میپردازد.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در شمال ایالت نیویورک، دو دوست نوجوان به نامهای جاش و آلیس درگیر یک حادثه مرگبار میشوند که زندگی آنها را به هم میریزد. این حادثه باعث ایجاد شک و تردید و ترس بین آنها میشود و روابطشان را به چالش میکشد. در حالی که آنها تلاش میکنند حقیقت را پنهان کنند، روابطشان با دیگران و حتی با خودشان دچار تغییرات اساسی میشود. فیلم به دقت روابط انسانی، احساس گناه و پیامدهای ترسناک یک تصمیم اشتباه را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال 1982، دو دوست نزدیک در کویینز، نیویورک، به دنبال فرصتهای شغلی به یک شرکت حمل و نقل پول پیام میروند. یکی از آنها به عنوان نگهبان امنیتی استخدام میشود و دیگری به عنوان راننده. با گذشت زمان، آنها به یک طرح سرقت بزرگ از این شرکت دعوت میشوند. با وجود هشدارهای دوستان و خانواده، آنها تصمیم به انجام این سرقت جسورانه میگیرند. اما زمانی که سرقت با مشکل مواجه میشود، آنها متوجه میشوند که در یک بازی خطرناک با پلیس و مجرمین حرفهای گرفتار شدهاند.
خلاصه داستان: یک زوج ثروتمند که در حال طلاق هستند، هر کدام با معشوق خود به خانه تابستانیشان میآیند. در اینجا با دختر نابینایشان مواجه میشوند که بازی خطرناکی طراحی کرده است. بازی «رولت چینی» او محیط را به میدان نبردی از دروغ و فریب تبدیل میکند و رازهایی را آشکار میکند که قرار بود مدفون بمانند.