خلاصه داستان: در خط اتوبوسی که فرودگاه را به چندین شهر اطراف بارسلونا وصل می کند، سرقت مسلحانه ای اتفاق می افتد. سه سارق مسلح جان خود را از دست می دهند و کارآگاهان به شاهدان ماجرا مشکوک هستند.
خلاصه داستان: بلگراد، ۲۰۰۳. زمانی که زوران جیندجیچ، نخستوزیر صربستان، ترور میشود، کشور در آشوب فرو میرود و مقامات در پاسخ، وضعیت اضطراری اعلام میکنند. این رویداد، یک نقطه عطف در تاریخ اخیر صربستان است که از دیدگاه یک روزنامهنگار، یک افسر پلیس و یک مجرم روایت میشود.
خلاصه داستان: این فیلم در مورد مردی جوان به نام یودرا است که برای گرفتن انتقام والدینش، ماموریتی مخفی برای سرنگونی یک سندیکای قدرتمند مواد مخدر به ریاست فیروز و پسرش شفیق را به عهده میگیرد. اما یودرا به زودی حقیقتی تاریک را در مورد گذشتهاش کشف میکند که…
خلاصه داستان: فیلم در مورد بازیگری است که پس از یک وقفه طولانی آماده بازگشت به دنیای بازیگری می شود اما درگیر یک حادثه غیرمنتظره می شود و مستقیما به سمت فاجعه می رود…
خلاصه داستان: داستان در آیندهای اتفاق میافتد که انسانها با استفاده از فناوری پیشرفته، در کهکشانها سفر میکنند. اما یک سفینه فضایی در میانه راه دچار مشکل شده و مسافرانش در شرایط بسیار سختی قرار میگیرند. کمبود منابع و ترس از مرگ، باعث میشود یکی از مسافران دست به اقدامی وحشیانه بزند و هیولایی را آزاد کند تا بقیه را بکشد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به گروه بازیگران یک نمایش برای هالووین ملحق میشود، اما بازیگران همکار او به شکلی اسرارآمیز شروع به ناپدید شدن میکنند. به زودی مشخص میشود که یک قاتل دیوانه نقابدار بازیگران را به شکلی وحشتناک به قتل میرساند و…
خلاصه داستان: هنگامی که زن و شوهری جوان به نام آنه و پاتریک پس از یک شب طولانی برای رفتن به خانه سوار یک تاکسی سیاه میشوند، با یک راننده پرحرف و شوخ مواجه میشوند. اما آنه و پاتریک اصلا حال و حوصله صحبت کردن ندارند تا زمانی که متوجه میشوند راننده اصلا قصد ندارد آنها را به خانه برساند. حال این زوج جوان بدون هیچ وسیلهای برای فرار، در این تاکسی سیاه گرفتار شدهاند و به زودی راننده آنها را به یک جاده متروکه و ظاهرا خالی از سکنه منتقل میکند. اما هدف او چیست؟ آیا واقعا دیوانه است یا فقط یک فرد شرور میباشد؟ و چرا آنه و پاتریک را به عنوان قربانیان خود انتخاب کرده است؟
خلاصه داستان: مینی سریال روانشناختی درمان سباستین فیتزک داستان پدری است که دو سال پس از ناپدید شدن دختر ۱۳ سالهاش، سرگشته و افسردهحال به خانهٔ ویلایی خود در جزیرهای پناه میبرد اما اتقاقاتی در آنجا او را دوباره به دل ماجرای ناپدید شدن دخترش و حقیقت ماجرا میکشاند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۶، مادری و دختری در گوشهای دور افتاده از جهان، در یک مزرعه تنها، با گروهی از خلافکاران بیرحم روبرو میشوند و برای زنده ماندن میجنگند.