خلاصه داستان: این فیلم درباره مرد جوانی به نام مت است که همراه با خانواده خود به خانه دوران کودکیاش نقل مکان میکند. در این میان او تلاش میکند درباره حادثهای مرموز در یک کارخانه محلی که با پدرش مرتبط بوده است، تحقیق کند اما در نهایت اسرار تاریکی را فاش میکند که…
خلاصه داستان: نوامبر؛ فیلمی فرانسوی اکشن پلیسی به کارگردانی سدریک خیمنز است. داستان پنج روز در قلب سرویس های ضد تروریسم فرانسه در جریان شکار مظنونان حملات تروریستی سال 2015 در پاریس است…
خلاصه داستان: روزی روزگاری در آناتولی؛ فیلمی درام جنایی به کارگردانی نوری بیلگه جیلان است. این فیلم بر پایه تجربه واقعی یکی از نویسندگان فیلمنامه ساخته شده است. گروهی متشکل از یک افسر پلیس، یک پزشک، یک دادستان، چند حفار و دو برادر مظنون به قتل، در ناحیه اطراف شهر «کسکین» در جستجوی یک جسد دفن شده هستند…
خلاصه داستان: جکی پاورز که برای رهایی پسرش از زندان به پول نیاز دارد. حال جکی برای به دست آوردن پول به ناچار تبدیل به یک قاتل آماتور میشود اما زمانی که در انجام ماموریت خود شکست میخورد، همه چیز تغییر کرده و…
خلاصه داستان: مدرسه خانگی یک مدرسه شبانه روزی در میان جنگلی دورافتاده است. هر سه سال یکبار، مدرسه دانشآموزان جدیدی را انتخاب میکند و هر نسل بیشتر از سیزده دانشآموز را شامل نمیشود. دانش آموزان در مجموع سه سال را در مدرسه می گذرانند. این مدرسه در ظاهر برای دانش آموزان ثروتمند جذاب بنظر می رسد. با این حال، مدرسه خانگی بیشتر شبیه یک زندان است…
خلاصه داستان: آئویی رستوران خانوادگی اش را در بانکوک اداره می کند. او یک روز دعوتنامه ای دریافت می کند که از او می خواهد به تیم آشپزی یکی از معروف ترین سرآشپزهای تایلند بپیوندد و...
خلاصه داستان: افسر ویکرام چوهان گذشته ی غم انگیزی دارد ، او به قتل لینا توماس ، یک زن مسن است متهم شده است ؛ حال تصمیم میگیرد تا با کمک دیویا بی گناهی خود را ثابت کند ...
خلاصه داستان: مدی یک زن نویسنده منزوی است که شنوایی خود را از دست داده و از جامعه دوری میکند و مانند یک نوجوان زندگی میکند. اما یک شب چهره ی یک نقاب دار او را به و حشت می اندازد. قاتلی روانی با نقابی بر چهره منتظر فرصتی است تا “مدی” را به قتل برساند. حال او باید از تمام حواسش، البته به جز حس شنوایی، کمک بگیرد تا این شب سخت را صبح کند و نجات یابد
خلاصه داستان: ساتیا مدیر یک شرکت بسیار موفق است که با نامزدش ویشال چشم به راه آینده ای روشن است. یک شب، زمانی که ساتیا قصد دارد به دهلی برود، خودش را در داخل دفترش گرفتار می بیند. چه خطری در انتظار اوست ؟