خلاصه داستان: فیلم «هومستد» یک درام پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی بن اسمالبون و نویسندگی فیلیپ آبراهام، لیا بیتمن و جیسون راس است که بر اساس رمان «پاییز سیاه» نوشته جف کرکام و جیسون راس ساخته شده است. داستان با انفجار یک بمب کثیف در سواحل لسآنجلس آغاز میشود که باعث فروپاشی اجتماعی در سراسر آمریکا میشود. خانوادهها از خانههایشان فرار میکنند و به دنبال پناهگاه هستند. جف اریکسون (بیلی چیس)، یک سرباز سابق کلاهسبزها، به همراه همسرش تارا (کرران جووانی) و سه فرزندشان، به «هومستد»، عمارتی مستحکم در کوههای راکی که متعلق به میلیاردر ایان راس (نیل مکدونا) و همسرش جنا (سوزان میزner) است، پناه میبرند. ایان، یک آمادهساز (prepper)، هومستد را با پنلهای خورشیدی، باغهای کشاورزی، و امنیت نظامی مجهز کرده است. با ورود شکارچیان متجاوز، تنش بالا میگیرد و پسر جف، آبه (تایلر لوفتون)، در دفاع از خود یکی از شکارچیان را میکشد. این رویداد گروه را با چالشهای اخلاقی و تصمیمات دشوار برای بقا مواجه میکند. فیلم به موضوعات ایمان، خانواده، و انتخابهای اخلاقی در جهانی بیقانون میپردازد و بهعنوان پیشدرآمدی برای یک سریال هشتقسمتی عمل میکند که داستان را ادامه میدهد. با این حال، به دلیل ویرایش ناپیوسته، فقدان پیشزمینه برای شخصیتها، و پایان ناتمام که شبیه تبلیغ سریال است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مکدونا و چیس تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «واکینگ دد» و «آخرین بازمانده از ما»، و کمبود اکشن و عمق احساسی، نقد شد. برخی تماشاگران احساس کردند فیلم بیش از آنکه یک اثر مستقل باشد، مقدمهای برای سریال است
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» (Cadı) یک درام ترسناک-هیجانی ترکیهای به کارگردانی ارمان بستان و اقتباسی از رمان «جادوگر» نوشته حسین رحمی گورپینار (۱۹۱۲) است. داستان در اواخر امپراتوری عثمانی در استانبول رخ میدهد و حول فکریّه (بوسه مرال)، زنی جوان و بیوه، میچرخد که به اجبار با ناشیت نفی افندی (فورکان آندیچ)، صاحب عمارتی مرموز، ازدواج میکند. فکریّه با شنیدن شایعات درباره ارواح و جادوگران در عمارت، به کاوش در رازهای تاریک گذشته میپردازد. او با کنعان (چاغداش اونور اوزتورک)، خدمتکاری که اسراری را پنهان میکند، و دیگر ساکنان مانند سوریا (سوریه کیلیمجی) روبهرو میشود که به تنشها میافزایند. فیلم با الهام از آثار گوتیک مانند «ربکا» و «جین ایر»، به موضوعات هویت، سوءظن، و چالشهای روانی میپردازد و پایانی غیرمنتظره با رویکرد فرویدی ارائه میدهد که جهل را برملا میکند. با این حال، به دلیل بازیهای ضعیف، گفتوگوهای غیرطبیعی، جلوههای ویژه مصنوعی، و ریتم کند با مدتزمان ۱۳۴ دقیقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. طراحی صحنه، لباسها، و فیلمبرداری آنند سی. چاندران برای خلق فضای تاریک و گوتیک تحسین شدند، اما داستان به دلیل فقدان عمق در شخصیتها و شباهت به فیلمهای ترسناک کلیشهای ترکیهای نقد شد. برخی تماشاگران پایان را گیجکننده و شخصیت کنعان را مبهم یافتند، در حالی که بازی مرال و آندیچ به دلیل نمایش شجاعت و چندلایگی مورد ستایش قرار گرفت.[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/fr/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/reviews/)
خلاصه داستان: فیلم «بالرین» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی لن وایزمن و نویسندگی شای هتن و امرالد فنل است که بهعنوان اولین اسپینآف مجموعه «جان ویک» ساخته شده و بین وقایع «جان ویک: فصل سوم - پارابلوم» (۲۰۱۹) و «جان ویک: فصل چهارم» (۲۰۲۳) رخ میدهد. داستان حول ایو ماکارو (آنا د آرماس)، بالرینی است که پس از قتل پدرش خاویر توسط فرقهای مرموز تحت رهبری «چانسلور» (گابریل بیرن)، به سازمان جنایتکار روسکا روما میپیوندد. وینستون اسکات (ایان مکشین)، مدیر هتل کانتیننتال نیویورک، او را به روسکا روما میسپارد، جایی که ایو تحت نظر «کارگردان» (آنجلیکا هیوستون) و نوگی به مدت ۱۲ سال بهعنوان بالرین و قاتل/بادیگارد با نام مستعار کیکیمورا آموزش میبیند. ایو برای انتقام مرگ پدرش، گروهی از قاتلان با علامت X روی مچ دستشان را شکار میکند، که منجر به نبردهای خلاقانه با سلاحهایی مانند نارنجک، شعلهافکن، و حتی اسکیت یخی میشود. جان ویک (کیانو ریوز) بهعنوان مانعی برای متوقف کردن او ظاهر میشود، اما داستان روی سفر ایو متمرکز است. فیلم با صحنههای اکشن خیرهکننده، از جمله مبارزهای با شعلهافکن و سکانس آشپزخانه، و طنز خشک تحسین شد، اما به دلیل شروع کند، داستان ساده، و عدم احساسات عمیق برای ایو، و همچنین استفاده بیشازحد از شگردهای غیرواقعی (مانند بهبودی سریع ایو از جراحات)، نقدهایی دریافت کرد. بازی د آرماس به دلیل شدت و آسیبپذیریاش، و حضور کوتاه اما قوی ریوز، مکشین، و لنس ردیک (در آخرین نقشش) مورد ستایش قرار گرفت، اما نقش بیرن بهعنوان شرور و شخصیت نورمن ریداس (دانیل پاین) به دلیل عدم توسعه کافی نقد شد. فیلم با بودجه ۹۰ میلیون دلاری، ۱۲۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «آیین» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیوید مایدل و نویسندگی مایدل و انریکو ناتاله است که بر اساس داستان واقعی اکورسیسم اما اشمیت در سال ۱۹۲۸ در ارلینگ، آیووا ساخته شده است. داستان در سال ۱۹۲۸ در شهر کوچک ارلینگ رخ میدهد و حول اما اشمیت (ابیگیل کوئن)، زنی جوان که از پدیدههای ترسناک و غیرقابلتوضیح مانند کابوسهای شبانه، پرخاشگریهای خشونتآمیز، صحبت به زبانهایی که نمیداند، و نفرت غیرطبیعی نسبت به اشیاء مقدس رنج میبرد، میچرخد. خانوادهاش، که کاتولیکهای مؤمنی هستند، معتقدند او تسخیر شده و از کلیسا درخواست کمک میکنند. دو کشیش، تئوفیلوس ریزینگر (آل پاچینو)، کشیشی با تجربه و مصمم، و جوزف اشتایگر (دن استیونز)، کشیش جوانی که در بحران ایمان به سر میبرد، برای انجام اکورسیسم به صومعهای منزوی فرستاده میشوند. اکورسیسم در سه مرحله طاقتفرسا انجام میشود که طی آن اما صداهای متعدد و شیطانی از خود بروز میدهد، از جمله صداهایی که ادعا میکنند متعلق به بعلزبول، یهودا اسخریوطی، و پدر متوفی اما هستند که در زندگی او را آزار داده بود. روح عمهاش، که شایعه شده جادوگر بوده، نیز ظاهر میشود. اما با رفتارهایی مانند تشنج، معلق شدن در هوا، و صحبت به زبانهای لاتین، آلمانی، و آرامی، کشیشها و راهبهها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعات ایمان، تردید، و مبارزه با شر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، فیلمبرداری ناپایدار و شبیه به سبک مستند که گاهی حواسپرتکن است، و فقدان عمق در شخصیتپردازی، نقدهای منفی دریافت کرد. بازیهای پاچینو، استیونز، و کوئن به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل عدم نوآوری و شباهت بیشازحد به «جنگیر» (۱۹۷۳) و پایان ناامیدکننده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «خیانت: تشنگی» یک درام عاشقانه-هیجانی به کارگردانی و نویسندگی جارون لاکریج است که بهعنوان دومین قسمت از مجموعه «خیانت» شناخته میشود. داستان حول جمال ویگینز (کنون واکر)، وکیلی موفق در مؤسسه حقوقی تیت و ویگینز که با دوست قدیمیاش دارن تیت (اورت اندرسون) تأسیس کرده، میچرخد. زندگی شخصی جمال به دلیل ازدواج بدون شور و اشتیاق با شاون (جای جانسون) پس از ۱۵ سال، دچار تنش است. جمال و شاون که نگران رابطه دارن با همسرش ابونی (شریکا وودارد) هستند، خودشان از شکافهای رابطهشان غافل میمانند. وقتی جمال پرونده جادا کمپبل (بره حسان)، زنی که قربانی سوءرفتار کلامی و عاطفی شوهر معلولش خاویر (مایکل گوردون سوم) است، را برعهده میگیرد، رابطهای ممنوعه بین آنها شکل میگیرد. جمال که تسلیم وسوسه میشود، دو بار با جادا رابطه برقرار میکند، اما بهزودی متوجه میشود این رابطه نهتنها حرفهاش، بلکه ازدواجش را نیز در معرض خطر قرار داده است. فیلم با صحنههای پرتنش، از جمله رویارویی جمال با خاویر و دخالتهای دارن و ابونی، به موضوعات خیانت، عواقب انتخابهای اخلاقی، و تلاش برای بازسازی روابط میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای تکراری، ویرایش ناهماهنگ، و پایان قابلپیشبینی که به سبک «جاذبه مرگبار» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای حسان، واکر، و اندرسون به دلیل عمق عاطفی و شیمی قوی تحسین شدند، اما داستان به دلیل عدم نوآوری و تکیه بر کلیشههای ژانر هیجانی اروتیک، گاهی کسلکننده توصیف شد.
خلاصه داستان: فیلم «موجسوار» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی توماس مارتین است. داستان درباره مردی (نیکلاس کیج) است که به همراه پسر نوجوانش (فین لیتل) به ساحل لونا بی در استرالیا، جایی که در کودکی موجسواری میکرد، بازمیگردد تا خانه پدریاش را که اکنون متعلق به دیگری است، بازخرید کند. او که در آمریکا زندگی مرفهی ساخته، با گروهی از موجسواران محلی به رهبری اسکالی (جولین مکماهون) مواجه میشود که ادعای مالکیت بر ساحل دارند و با شعار «اینجا زندگی نکنی، موجسواری نکن» او را در مقابل پسرش تحقیر میکنند. او که مصمم به ماندن است، با ازدستدادن داراییهایش، از جمله تخته موجسواری، ماشین، و حتی ساعت پدریاش، به تدریج وارد چرخهای از خشم، ناامیدی، و فروپاشی روانی میشود. با افشای رازهایی مانند قتل یک موجسوار توسط اسکالی و فشارهای زندگی شخصی، از جمله طلاق و نامزدی همسر سابقش، او در برابر گرما، تشنگی، و توهمات، از جمله دیدن مردی مرده در ساحل، به مرز جنون میرسد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از ساحل استرالیا، موسیقی هیپنوتیک، و کاوش در موضوعات هویت، مردانگی سمی، و جستوجوی تعلق، به تجربهای سورئال و روانشناختی تبدیل میشود. با این حال، به دلیل پایان مبهم، داستان بیشازحد استعاری، و عدم وضوح در تمایز بین واقعیت و توهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیج به دلیل شدت و دیوانگی کنترلشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و فقدان عمق احساسی برای شخصیتهای فرعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «چوپان بد» یک تریلر روانشناختی با رگههای ماوراءالطبیعه به کارگردانی جیو سانتینی و نویسندگی رایان دیوید جان است. داستان درباره چهار دوست صمیمی، تراویس (برت زیمرمن)، پل (کریستوس کالابوگیاس)، جان (اسکاتی تووار) و لئونارد (جاستین تیت)، است که برای شکار به منطقهای دورافتاده سفر میکنند. در مسیر، آنها بهطور تصادفی زنی خونآلود (کورتنی بلایت ترک) را که کیف پر از پول نقد و اسلحهای در دست دارد، زیر میگیرند و او میمیرد. تراویس، که هنگام رانندگی مشروب خورده بود، و دیگران تصمیم میگیرند به جای تماس با پلیس، جسد را مخفی کنند و پول را نگه دارند. پل، تنها کسی که مخالف این تصمیم است، تحت فشار گروه قرار میگیرد. وقتی آنها مشغول دفن جسد در حیاط کلبه اجارهای هستند، مردی مرموز به نام سیدنی (جیو سانتینی) ظاهر میشود و ادعا میکند صاحب پول است. سیدنی، که به طرز غیرعادی آرام و آگاه به اسرار شخصی دوستان است، آنها را تحت فشار روانی قرار میدهد. او فاش میکند که جان قبلاً مرتکب قتل شده، تراویس با همسر پل رابطه داشته، و دختر پل در واقع فرزند بیولوژیکی او نیست. این افشاگریها گروه را به سمت پارانویا و درگیریهای داخلی سوق میدهد. با حضور یک شکارچی محلی به نام آوتبک (اندرو پاگانا) و برخورد عجیب با یک افسر پلیس (داگلاس اسمیت)، تنشها بالا میگیرد. فیلم به موضوعات طمع، خیانت، و پیامدهای اخلاقی میپردازد، اما به دلیل داستان غیرمنسجم، شخصیتپردازی ضعیف، و پیچش پایانی غیرمنتظره و غیرمنطقی که هویت واقعی سیدنی را فاش میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی سانتینی بهعنوان سیدنی به دلیل لحن آرام و تهدیدآمیز تحسین شد، اما فیلمنامه و بازیهای دیگر، بهویژه در لحظات احساسی، به دلیل عدم عمق و باورپذیری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «استالکر: سایه منطقه» یک فیلم کوتاه علمی-تخیلی و ترسناک اکشن به کارگردانی استفن هنکاک و اوان مویر است که بر اساس سری بازیهای ویدیویی S.T.A.L.K.E.R. ساخته شرکت GSC Game World ساخته شده و در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ روی یوتیوب منتشر شد. داستان درباره کراو، یک استالکر آزاد باتجربه (کریس جیمز بربریدیس)، است که وظیفه هدایت گروهی از مزدوران به نامهای اوجی (جاشوا گری)، ویور (آستین ریردن)، و برین (مایکل اسکات کرب) را به عمق منطقه ممنوعه چرنوبیل برعهده دارد تا سیگنال رادیویی مرموزی را بررسی کنند. این منطقه، پس از فاجعه دوم خیالی چرنوبیل در سال ۲۰۰۶، پر از ناهنجاریهای فضازمانی، موجودات جهشیافته، و مصنوعات عجیب است. گروه با نیروهای متخاصم مونولیت مواجه میشود و کراو، برین را زیر فشار اسلحه بازجویی میکند. برین فاش میکند که عضو گروه مخفی است که مسئول فاجعه منطقه است و در تأسیسات زیرزمینی روی دستگاهی به نام «هایو» آزمایش میکردند تا به نووسفر، حوزهای از افکار جمعی بشر، دسترسی پیدا کنند. اما هایو خودآگاه شده و خصمانه عمل میکند. کراو و برین به اتاقی میرسند که ویور را دیوانه و در حال زمزمه مییابند، جایی که هایو با صدها سر بریدهشده، دانش را جذب میکند. کراو پس از حمله روانی هایو، در توهمی همسر درگذشتهاش را میبیند و با قاتل او روبهرو میشود. فیلم با فضاسازی وهمآلود، الهامگرفته از رمان «پیکنیک کنار جاده» برادران استروگاتسکی و فیلم «استالکر» تارکوفسکی، به موضوعات ازدستدادن، طمع، و پیامدهای علمی کنترلنشده میپردازد. با بودجه ۳۲۰,۰۰۰ دلاری از کیکاستارتر، فیلم به دلیل بازیها، طراحی صحنه در یک نیروگاه هستهای متروکه، و وفاداری به بازیها تحسین شد، اما به دلیل داستان کمعمق، جلوههای ویژه ابتدایی، و عدم جذابیت برای غیرطرفداران بازیها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد.
خلاصه داستان: فیلم «بایو» یک فیلم اکشن-ترسناک-تریلر به کارگردانی تانلی موستونن و برد واتسون، و نویسندگی اشلی هولبری و گاوین کاسمو مهرتنز است که در ۶ فوریه ۲۰۲۵ در سینماها اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ روی پلتفرمهای دیجیتال منتشر شد. کایل (آتنا استراتس)، دانشجوی زیستشناسی از هیوستون، به همراه دوستانش آلیس (مادلنا آراگائو)، مالیکا (الیشا اپلبام) و سام (محمد منصری) برای پخش خاکستر برادر مرحومش جیمی، که در یک سرقت کشته شده، به فلوریدا کیز سفر میکند. آنها سوار یک هواپیمای کوچک غیرقانونی به خلبانی فرانک، خلبان بداخلاق، میشوند که در باتلاقهای لوئیزیانا سقوط میکند. بازماندگان، در ۳۷۵ مایل باتلاق پر از پشه، با تمساحهای فوقالعاده تهاجمی مواجه میشوند که به دلیل ریختن مواد مخدر (مایع بنفش) از یک کارخانه غیرقانونی در آب، تغییر رفتار دادهاند. کایل و گروهش، از جمله دیگر بازماندگان، برای بقا تلاش میکنند، اما تنشهای داخلی، از جمله اختلافات بین کایل و مالیکا، بقایشان را تهدید میکند. فیلم با جلوههای ویژه قابلقبول، فیلمبرداری در لندن و فیلیپین (بهجای لوئیزیانا)، و موسیقی متن احساسی، به موضوعات بقا، غم، و پیامدهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شخصیتهای غیرقابلتحمل، دیالوگهای غیرواقعی، منطق ضعیف (مثل تمساحی که قربانی را با سرعت به عقب میکشد)، و پایان ناگهانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴.۲ در IMDb و ۵۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. پایان فیلم، با فلشبک احساسی از جیمی و موسیقی قوی، تحسین شد، اما داستان فاقد نوآوری و عمق بود و با فیلمهایی مثل «Crawl» (2019) و «Black Water» (2007) مقایسه شد. مدت زمان فیلم ۸۷ دقیقه و دارای رتبه R است.
خلاصه داستان: فیلم «دره اکو» یک تریلر روانشناختی آمریکایی به کارگردانی مایکل پیرس و نویسندگی برد اینگلزبی است که توسط Apple Original Films تولید شد و در ۶ ژوئن ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت و در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ روی Apple TV+ منتشر شد. کیت گرتسون (جولین مور)، که پس از مرگ همسرش در حادثه اسبسواری در مزرعهاش در دره اکو، پنسیلوانیا، با غم و مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، شبی با ورود دختر معتادش، کلر (سیدنی سوئینی)، که وحشتزده و خونآلود است، مواجه میشود. خون متعلق به دوستپسر کلر، گرگ کامینسکی (ادموند دونوان)، است که جسدش در ماشین کلر قرار دارد. کیت، با کمک لسلی (فیونا شاو)، جسد را در دریاچهای نزدیک مخفی میکند، اما با ورود جکی (دامنال گلیسون)، دلال مواد مخدر خشن، اوضاع پیچیدهتر میشود. کیت برای محافظت از کلر، با جعل شواهد، از جمله سوزاندن آپارتمان انبار و قرار دادن جسد گرگ در آن، جکی را بهعنوان قاتل معرفی میکند. پلیس، با پیدا کردن پین فلر جادهای که جکی خریده بود، او را متهم میکند، در حالی که کیت از اتهامات تبرئه میشود. در پایان، کلر دوباره درحالیکه گریه میکند به مزرعه بازمیگردد، اما واکنش کیت نامشخص میماند. فیلم با موسیقی جد کورزل و فیلمبرداری بنجامین کراکن، به موضوعات عشق مادرانه، اعتیاد، فداکاری و پیامدهای اخلاقی میپردازد، اما به دلیل داستان غیرمنسجم، چرخشهای غیرمنطقی، پایان ناامیدکننده و فقدان عمق در رابطه مادر و دختر، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۳ در IMDb و ۵۰٪ در راتن تومیتوز (بر اساس ۷۸ نقد) دریافت کرد. بازی مور و سوئینی تحسین شد، اما فیلمنامه و کارگردانی به دلیل عدم تعادل بین درام خانوادگی و تریلر جنایی نقد شد