خلاصه داستان: فیلم «تورنادو» یک درام اکشن-هیجانی بریتانیایی به نویسندگی و کارگردانی جان مکلین است که در اسکاتلند دهه ۱۷۹۰ رخ میدهد. داستان حول تورنادو (کوکی)، یک زن جوان ژاپنی و دختر یک عروسکگردان سامورایی به نام فوجین (تاکهیرو هیرا)، میچرخد که با گروهی از تبهکاران بیرحم به رهبری شوگرمن (تیم راث) و پسرش لیتل شوگر (جک لاودن) روبهرو میشوند. پس از آنکه گروه شوگرمن، که تازه کلیسایی را غارت کرده و مقدار زیادی طلا دزدیدهاند، نمایش عروسکی تورنادو و فوجین را تماشا میکنند، تورنادو با دیدن دزدی یک پسر بچه از طلاهای گروه، تصمیم میگیرد خود طلا را بدزدد. این اقدام او منجر به کشته شدن پدرش توسط شوگرمن میشود. تورنادو، که با آموزشهای سامورایی پدرش مهارتهای رزمی دارد، برای انتقام و فرار از دست تبهکاران وارد سفری پرخطر میشود. او در عمارتی متروکه پنهان میشود، اما وقتی گروه شوگرمن آنجا را اشغال میکنند، با استفاده از محیط، مانند کفپوشهای پوسیده، فرار میکند و در نهایت با کشتار اعضای گروه و دور انداختن طلا به دریاچه، انتقام میگیرد. فیلم با الهام از سینمای سامورایی آکیرا کوروساوا و وسترنهای کلاسیک، به موضوعات انتقام، حرص و تحول شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، کوریوگرافی ضعیف صحنههای اکشن، شخصیتپردازی ناکافی، و پایانبندی ضد اوج، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی تیم راث و کوکی، و فیلمبرداری رابی رایان در مناظر اسکاتلند تحسین شدند، اما داستان ساده و دیالوگهای شعاری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گزارش سابارماتی» یک درام سیاسی هندی به کارگردانی دیراج سارنا و نویسندگی آرجون بهاندگاونکار و آویناش سینگ تومار، بر اساس داستانی از عاصم آرورا، است که به وقایع واقعی حادثه آتشسوزی قطار سابارماتی اکسپرس در ۲۷ فوریه ۲۰۰۲ در گودهرا، گجرات، میپردازد. داستان حول سامار کومار (ویکرانت مسی)، روزنامهنگار سرگرمی هندیزبان در شبکه EBT News، میچرخد که بهطور غیرمنتظره برای پوشش پیامدهای این فاجعه که منجر به مرگ ۵۹ کارسواک (زائران هندو) شد، اعزام میشود. او همراه با مانیکا راجپوریه (ریدی دوگرا)، گزارشگر ارشد انگلیسیزبان، شواهدی جمعآوری میکند که نشان میدهد آتشسوزی نه تصادفی، بلکه اقدامی برنامهریزیشده بوده است. اما تلاشهایش برای پخش حقیقت توسط شبکه خبری که با منافع سیاسی همسو است، سرکوب میشود، و او از کار اخراج شده و منزوی میشود. سالها بعد، آمریتا گیل (راشی خانا)، روزنامهنگار جوان، گزارش مخفی سامار را کشف میکند و با او همکاری میکند تا توطئهای عمیق را افشا کند. فیلم به موضوعات حاشیهسازی روزنامهنگاری هندیزبان، تعصبات رسانهای، تأثیر سیاسی بر رسانهها، و مبارزه برای حقیقت در برابر فشارهای سیاسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان ظرافت در روایت، نمایش یکجانبه، و زیرنویسهای ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ویکرانت مسی و راشی خانا، و دیالوگهای پرقدرت تحسین شدند، اما فیلم به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی سطحی، و رویکرد تبلیغاتی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «هیولای زیر ما» یک فیلم ترسناک-معمایی-هیجانی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی سوفی اوزبورن است. داستان در یورکشایر، سال ۱۸۹۸ رخ میدهد و حول گریس ابینگتون (بکا هیرانی)، زنی سوگوار، و پسرش چارلی (مارشال هاکس) میچرخد که پس از مرگ ناگهانی همسر سابق گریس، جیمز (جک فورسیث-نوبل)، به عمارت متروکه او نقلمکان میکنند. گریس قصد دارد عمارت را بفروشد، اما چارلی از دوستی جدید در زیرزمین صحبت میکند که نگرانی گریس را به ترس تبدیل میکند. آنها متوجه میشوند که در خانه تنها نیستند و موجودی ماوراءطبیعی به نام بوگارت، روحی شیطانی از فولکلور انگلیسی، در آنجا حضور دارد. فیلم با فضاسازی گوتیک و موضوعات انزوا، سوگ و تفاوت، تلاش میکند وحشتی روانشناختی خلق کند، اما به دلیل ریتم کند، داستان پراکنده، فقدان عمق در شخصیتها، و جلوههای ویژه ضعیف (مانند طراحی CGI بد هیولا)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بکا هیرانی و فیلمبرداری دوم هاپکینگ در عمارت تاریخی کریک منور تحسین شدند، اما فقدان توضیح درباره موجود، پایانبندی ناامیدکننده، و انتخابهای عجیب بازیگری، مانند نقش چارلی که به نظر برخی تماشاگران دختر به نظر میرسد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آنا» (به انگلیسی: ANИA) یک تریلر اکشن فرانسوی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۹۰ آغاز میشود و حول آنا پولیاتووا (ساشا لوس)، زنی جوان و زیبا از مسکو میچرخد که پس از زندگی دشوار با اعتیاد و خشونت خانگی، توسط الکس چنکوف (لوک اوانز)، مأمور KGB، بهعنوان قاتل حرفهای استخدام میشود. او تحت نظارت اولگا (هلن میرن)، مأمور ارشد KGB، بهعنوان مدل در پاریس مخفیانه فعالیت میکند و مأموریتهای مرگبار را انجام میدهد، از جمله حذف اولگ (اندرو هاوارد)، یک فروشنده اسلحه. آنا که به دنبال آزادی از این زندگی دوگانه است، با لنی میلر (سیلیان مورفی)، مأمور CIA، وارد معاملهای برای جاسوسی دوجانبه میشود و در نهایت با استفاده از هوش و مهارتهایش، نقشهای پیچیده برای فریب هر دو طرف و فرار طراحی میکند. فیلم با ساختار غیرخطی، پر از فلاشبک (مانند «سه سال قبل» یا «یک سال بعد»)، و صحنههای اکشن مانند قتلعام رستوران با بشقابهای شکسته، به موضوعات جاسوسی، خیانت، و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم نامنظم، فقدان عمق احساسی، و شباهت به فیلمهای قبلی بسون مانند «نیکیتا» و «لئون»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هلن میرن و ساشا لوس، موسیقی اریک سرا، و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کلیشهها، ضعف در شخصیتپردازی، و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «زمین سوخته» (به آلمانی: Verbrannte Erde) یک تریلر جنایی آلمانی به کارگردانی و نویسندگی توماس آرسلان است که دنباله فیلم «در سایهها» (Im Schatten, 2010) و دومین بخش از سهگانه برنامهریزیشده تروجان محسوب میشود. داستان حول تروجان (میشل ماتیچویچ)، یک مجرم حرفهای که ۱۲ سال پس از یک سرقت ناموفق از برلین فرار کرده بود، میچرخد. او که حالا بیپول است، به برلین بازمیگردد و در دنیای زیرزمینی که با فناوری دیجیتال متحول شده، به دنبال کار میگردد. تروجان از طریق ربکا (ماری لوئنبرگر)، واسطهای سرد، پیشنهادی برای سرقت تابلویی از کاسپار داوید فریدریش از موزه دریافت میکند. او با راننده فرار دایانا (ماری-لو سلم)، همکار سابقش لوکا (بیگله بینگول)، و کریس جوان (تیم سیفی) همراه میشود، اما کارفرمای مرموز، ویکتور (الکساندر فلینگ)، نقشههای دیگری دارد. سرقت که با دقت برنامهریزی شده بود، از کنترل خارج میشود و تروجان باید برای بقا بجنگد. فیلم با الهام از آثار ژان-پیر ملویل و مایکل مان، حالوهوای نوآر مینیمالیستی دارد و به موضوعات خیانت، تنهایی، و دنیای بیرحم جرم در یک برلین خاکستری و بیروح میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان رشد شخصیتها، گفتوگوهای خشک، و پایانبندی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ماتیچویچ، فلینگ، و فیلمبرداری آرنولد هیلر برای فضاسازی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق احساسی، شباهت به «تاتورت» (سریال جنایی آلمانی)، و فقدان پیچشهای داستانی مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «تماس شبانه» (به فرانسه: La nuit se traîne) یک تریلر اکشن بلژیکی-فرانسوی به کارگردانی میشل بلانشار در اولین تجربه کارگردانی بلند خود و نویسندگی مشترک او با ژیل مارشاند و لوران براندنبورگر است. داستان در یک شب پرتنش در بروکسل و در پسزمینه اعتراضات Black Lives Matter رخ میدهد و حول مادی (جاناتان فلتره)، دانشجویی که شبها بهعنوان قفلساز اضطراری کار میکند، میچرخد. مادی برای کمک به کلر (ناتاشا کریف)، دختری مرموز که ادعا میکند کلیدهایش را گم کرده، به آپارتمانی میرود، اما متوجه میشود کلر دزد است و کیف پولی متعلق به یانیک (رومن دوریس)، رئیس بیرحم یک باند جنایی، را سرقت کرده است. پس از درگیری خشونتآمیز که منجر به مرگ یکی از افراد یانیک میشود، مادی در حالی که از پلیس و جنایتکاران فرار میکند، تنها یک شب فرصت دارد تا بیگناهی خود را اثبات کند. فیلم با الهام از آثاری مانند «روز آموزش»، «وثیقه»، و «دوئل»، ترکیبی از اکشن، تعقیب و گریز (مانند دوچرخهسواری در پلههای مترو)، و معضلات اخلاقی را ارائه میدهد و به موضوعات نژادپرستی، بیعدالتی اجتماعی، و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل کلیشههایی مانند «شرور کتوشلواری»، داستان عاشقانه ضعیف بین مادی و کلر، و پسزمینه BLM که بهنظر برخی منتقدان روی داستان سوار شده و ناتمام مانده (مانند اشاره کوتاه به اشیای نازی در آپارتمان)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی فلتره، کریف، و دوریس، فیلمبرداری سیلوستر وانورنبرگ، و ریتم سریع تحسین شدند، اما پایانبندی مرتب و برخی حفرههای داستانی (مانند اشتباهات اولیه مادی) مورد انتقاد قرار گرفتند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین مکان شناختهشده» یک تریلر جنایی-درام آمریکایی به کارگردانی دنی دونلی و نویسندگی آیمی ترزا است که داستان ربوده شدن مرموز سه زن از اقشار مختلف را روایت میکند. کلی هالووی (آیمی ترزا)، معلم خصوصی زبان انگلیسی، اولین زنی است که هنگام دویدن ربوده شده و در زیرزمین یک خانه زندانی میشود. چند ماه بعد، روانشناس دانی ادواردز (سوفیا لوسیا پارولا) و سپس مارلی کالوم (جنیفر ام. کی)، متصدی بار، توسط همان مرد ربوده میشوند. این زنان که در شرایط تحقیرآمیز و با زنجیر به کف زیرزمین بسته شدهاند، با خشونت و آزار روزانه مواجه میشوند. در همین حال، کارآگاهان فیلادلفیا، ترزا دلاساندرو (جیمی کرزسی) و مارکوس بریجمن (دکس ریچاردسون)، برای یافتن ارتباط بین این ناپدید شدنها تلاش میکنند. سرنخهایی مانند بلیط پارکینگ و گزارش دوستپسر مارلی، کیت بردبری (پاتریک هیکمن)، آنها را به سمت حقیقت هدایت میکند. زنان که در ابتدا غریبهاند، پیوندی غیرمنتظره تشکیل میدهند که کلید بقای آنها میشود. فیلم به موضوعات بقا، انعطافپذیری، و پیوندهای انسانی در شرایط بحرانی میپردازد. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد روی صحنههای خشونت جنسی، موسیقی متن نامناسب که به فیلمهای کمدی سبک شباهت دارد، ریتم کند، و شخصیتپردازی ضعیف، بهویژه برای شرور (متیو/جان مارتین با بازی دنی دونلی) و انگیزههای او، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی آیمی ترزا و سوفیا لوسیا پارولا تحسین شد، اما فیلم به دلیل داستان غیرمنسجم، فقدان منطق (مانند عدم تلاش اولیه زنان برای فرار یا استفاده نکردن از تلفن همراه رها شده)، و پایان غیرمنتظره اما نه کاملاً رضایتبخش مورد انتقاد قرار گرفت. برخی سرنخهای عجیب مانند سربازان اسباببازی سبز و قلابهای قدیمی در زیرزمین بیپاسخ ماندند.
خلاصه داستان: فیلم «بیبی جان» یک اکشن-تریلر هندی به زبان هندی به کارگردانی کالیش و نویسندگی کالیش است که بازسازی فیلم تامیلی «تری» (Theri) محصول ۲۰۱۶ به کارگردانی آتلی است. داستان حول ساتیا ورما (وارون دهاوان)، یک پلیس سابق (DCP) میچرخد که برای محافظت از دخترش خوشی (زارا زیانا) از دشمن خطرناکش، ببر شیر (جکی شروف)، هویت خود را تغییر داده و بهعنوان بیبی جان، صاحب یک نانوایی در کرالا، زندگی میکند. زندگی آرام او زمانی مختل میشود که یک باند قاچاق انسان، خوشی را تهدید میکند و ساتیا را مجبور به بازگشت به گذشتهاش و گرفتن انتقام برای قتل خانوادهاش میکند. او با کمک دوستش جکی (راجپال یاداو) و معشوقه سابقش (کیرتی سورش)، که یک جراح قلب است، علیه باند مبارزه میکند. فیلم به موضوعات ایمنی زنان، والدگری مدرن، و انتقام میپردازد و شامل صحنههای اکشن پرهیجان، مانند تعقیب و گریز با ماشین و سقوط اتوبوس از پل، و موسیقی متن قوی از اس. تمن است. با این حال، به دلیل کپیبرداری مستقیم از «تری»، داستان قابلپیشبینی، فیلمنامه ضعیف، و ویرایش پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی وارون دهاوان در صحنههای احساسی و اکشن تحسین شد، اما در دیالوگهای پرزرقوبرق زیادهروی کرد. حضور کوتاه سلمان خان و بازی کیرتی سورش و جکی شروف مورد ستایش قرار گرفت، اما فیلم به دلیل کمبود اصالت، آهنگهای خستهکننده (مانند «Pikley Pom» و «Hazaar Baar»)، و لحن ناهماهنگ بهعنوان یک شکست گیشهای توصیف شد. برخی صحنهها، مانند رابطه پدر و دختری، یادآور «جوان» و دیگر فیلمهای ماسالا بود.
خلاصه داستان: فیلم «امواج» (به چکی: Vlny) یک درام تاریخی-تریلر چکی-اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی ییری مادل است که در بستر بهار پراگ و تهاجم پیمان ورشو به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ روایت میشود. داستان حول دفتر تحریریه بخش زندگی بینالملل رادیو چکسلواکی میچرخد که توسط میلان وینر (استانیسلاو مایر)، روزنامهنگاری برجسته، هدایت میشود. روزنامهنگاران دیگر شامل ورا شتوویچکووا (تانیا پاوهوفووا)، ییری دینستبیر (وویتیخ کوتیک)، و لوبوش دوبروفسکی (مارتین هافمن) هستند. توماش هاولیک (وویتیخ وودوخودسکی)، تکنسین مخابراتی، بهطور اتفاقی در این تحریریه مشغول به کار میشود، در حالی که این شغل رویای برادر کوچکترش پاول (اووندری استوپکا)، یک فعال دانشجویی، است. توماش برای محافظت از پاول، که در فعالیتهای غیرقانونی علیه رژیم کمونیستی شرکت دارد، مجبور به همکاری با سرویس مخفی (StB) میشود. با نزدیک شدن تهاجم پیمان ورشو، توماش بین وفاداری به برادرش و وجدانش گرفتار میشود. او در نهایت از همکاری با StB سر باز میزند و به روزنامهنگاران کمک میکند تا اخبار بدون سانسور درباره تهاجم را پخش کنند و مقاومت غیرفعال را ترویج دهند. فیلم به موضوعات شجاعت روزنامهنگاری، آزادی بیان، و روابط خانوادگی میپردازد و با استفاده از تصاویر آرشیوی و فیلمبرداری رنگی که با تصاویر سیاهوسفید تاریخی ترکیب شده، حس واقعی بودن را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، سادهسازی بیشازحد نقش StB، و فقدان توضیح درباره واقعیت و تخیل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مایر، پاوهوفووا، و وودوخودسکی تحسین شدند، اما برخی عاشقانه توماش و ورا را غیرضروری و پایان را فاقد وضوح دانستند. موسیقی سایمون گاف و آهنگهای پاپ دهه ۶۰ مانند «Be My Baby» از The Ronettes فضای فیلم را تقویت کرد
خلاصه داستان: فیلم «واداکان» یک تریلر ماوراءالطبیعه مالایالامی به کارگردانی ساجید آ. و نویسندگی اوننی آر. است که توسط Offbeat Studios تولید شده و اولین فیلم از یک سهگانه برنامهریزیشده است. داستان حول رامان پرمالایان (کیشور)، یک محقق ماوراءالطبیعه ساکن هلسینکی، میچرخد که پس از تماس اضطراری از معشوقه سابقش مگا (شروتی منون) به کرالا بازمیگردد تا مرگ مرموز شوهر مگا و گروه فیلمبرداری یک برنامه واقعیتنما در جزیرهای مرموز در برهماگیری را بررسی کند. رامان با کشف ارتباط این مرگها با یک فرقه دراویدی باستانی و آیین تیام (Theyyam)، با موجودی غیرقابل توصیف مواجه میشود. فیلم با الهام از نقاشی «منظرهای با شارون در حال عبور از استیکس» اثر یواخیم پاتنیر، سفری متافیزیکی را به تصویر میکشد و به موضوعاتی مانند ترس، هویت، و تاریخ کاست در آیین تیام میپردازد. فیلم با استفاده از تکنیک «فوتیج یافته» در نیمه اول و صحنههای تیام در پایان، فضایی وهمآلود خلق میکند، اما به دلیل ریتم کند نیمه دوم، فیلمنامه پراکنده، و استفاده سطحی از تیام بهعنوان تزئین بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیشور و شروتی منون، طراحی صدای رسول پوکوتتی، و فیلمبرداری کیکو ناکاهارا تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهای ترسناک هالیوودی مانند «پروژه جادوگر بلر»، دیالوگهای غیرضروری با الفاظ توهینآمیز، و پایان قابلپیشبینی از صحنه پل نقد شد. برخی شخصیتهای فرعی مانند مرین فیلیپ و گارگی آنانتان به دلیل کلیشهای بودن و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفتند.