خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» یک کمدی سیاه هندی به کارگردانی جسمیت ک. رین در اولین تجربه کارگردانیاش و تهیهکنندگی آلیا بات (در اولین تولیدش)، گوری خان و گوراو ورما است که داستان بدرونسا "بدرو" (آلیا بات) و مادرش شمشونسا (شفالی شاه) را در محلهای محافظهکار و پایینطبقه متوسط در بمبئی روایت میکند. بدرو، که در یک ازدواج عاشقانه با همزا (ویجی ورما)، مردی الکلی و خشن، گرفتار است، به امید تغییر او، سالها خشونت خانگی را تحمل میکند و حتی با مخفیانه افزودن قرصهای ضدالکل به غذایش و پیشنهاد بچهدار شدن تلاش میکند او را اصلاح کند. اما وقتی خشونت همزا از حد میگذرد و بدرو با عواقب حضورش در جلسهای درباره بازسازی محل زندگیشان (چاول) مواجه میشود، با کمک مادرش، شمشو، نقشهای ناشیانه اما جسورانه برای انتقام میکشد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتمهای همزا، تلاشهای بدرو برای حفظ ظاهر، و لحظات طنز تلخ مانند بستن همزا به صندلی، به موضوعات خشونت خانگی، توانمندی زنان و عشق مادر و دختری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، طنز ناهماهنگ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بات، شاه و ورما، فیلمبرداری آنیل مهتا و موسیقی متن ویشال باردواج تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کد تیرانگا» یک اکشن-جاسوسی هندی به کارگردانی ریبو داسگوپتا است که داستان دورگا سینگ (پارینتی چوپرا)، مأمور مخفی RAW، را روایت میکند. او تحت پوشش یک روزنامهنگار به نام عصمت به افغانستان فرستاده میشود تا خالد عمر، یک تروریست تحت تعقیب، را دستگیر کند. دورگا با دکتر میرزا علی (هاردی ساندو)، پزشک هندیالاصل سازمان ملل، رابطه عاشقانهای برقرار میکند تا به ماموریتش نزدیک شود. اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، درگیریهای عاطفی و حرفهای او را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازارهای کابل، مبارزه با عوامل القاعده، و پیچشهایی درباره خیانت بکشی (راجیت کاپور)، مأمور دوجانبه، به موضوعات فداکاری، عشق و میهنپرستی میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، صحنههای اکشن غیرواقعی (مانند بهبودی ناگهانی دورگا از زخم گلوله) و داستان قابلپیشبینی، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۳/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای چوپرا و ساندو، لوکیشنهای خاورمیانه و موسیقی آریجیت سینگ تحسین شدند، اما کارگردانی شلخته و فقدان منطق در داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «قطار سریعالسیر» یک اکشن-کمدی به کارگردانی دیوید لیچ و بر اساس رمان ژاپنی «ماریا بیتل» نوشته کوتارو ایساکا است. داستان درباره لیدیباگ (برد پیت)، یک آدمکش بدشانس، است که مأموریت دارد کیف دستی مرموزی را از قطار سریعالسیر توکیو به کیوتو بدزدد. او در قطار با مجموعهای از قاتلان عجیب روبهرو میشود: لیمو (برایان تایری هنری) و نارنگی (آرون تیلور-جانسون)، دو برادر با کدهای اخلاقی خاص؛ پرنس (جویی کینگ)، دختری که نقش قربانی را بازی میکند اما نقشهای مرگبار دارد؛ و ولف (بد بانی)، قاتلی با کینه شخصی. همه آنها بهطور تصادفی برای یک کیف حاوی پول و اسرار یک رئیس جنایتکار به نام وایت دث (مایکل شنون) رقابت میکنند. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در واگنهای شلوغ، شوخیهای لیدیباگ درباره بدشانسیاش، و فلشبکهایی که رازهای شخصیتها را فاش میکنند، به موضوعات سرنوشت، انتقام و طنز در هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، شخصیتهای بیشازحد و پایانبندی شلوغ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پیت و هنری، سکانسهای اکشن خلاقانه و فضای رنگارنگ قطار تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و طنز ناسازگار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «امپوران: ال۲» یک تریلر اکشن-سیاسی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و نویسندگی مورالی گوپی است که دنباله فیلم «لوسیفر» (۲۰۱۹) و دومین قسمت از سهگانه لوسیفر محسوب میشود. داستان پنج سال پس از افشای هویت استفن ندومپالی (موهانلال) بهعنوان خوشری ابراهام، رهبر مرموز یک سندیکای جنایی جهانی، رخ میدهد. در سال ۲۰۰۲، در میان شورشهای قومی گجرات بین هندوها و مسلمانان، زاید مسعود جوان (پریتیویراج سوکوماران) و خانوادهاش به یک خانواده سلطنتی پناه میبرند، اما به دلیل خیانت، با خطر مواجه میشوند. در زمان حال، خوشری ابراهام، با کنار گذاشتن ظاهر سیاسیاش در کرالا، وارد دنیای جنایت بینالمللی، توطئههای سیاسی و نبرد با کارتلهای مواد مخدر و گروههای جهادی میشود. داستان با صحنههایی مانند نبردهای جنگلی، سکانسهای مبارزه تنبهتن مانند «زیندا»، و تصاویر خیرهکننده از لوکیشنهای جهانی، به موضوعات قدرت، خیانت و تأثیر سیاست بر جامعه میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه شلوغ، شخصیتهای غیرضروری، و از دست دادن جذابیت استفن نسبت به فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و منجو واریر، فیلمبرداری سوجیت واسودو، و طراحی تولید باشکوه تحسین شدند، اما داستان پراکنده، موسیقی متن ضعیف دیپاک دِو، و مدتزمان طولانی (۱۷۹ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جاط» یک اکشن-تریلر هندی به کارگردانی گوپیچاند مالیننی است که داستان بالدو پراتاپ سینگ (سانی دئول)، سربازی از هنگ جاط، را روایت میکند که بهطور اتفاقی با رانتونگا (راندیپ هودا)، یک رئیس جنایتکار بیرحم، درگیر میشود. داستان از یک رویارویی ساده آغاز میشود، زمانی که یکی از افراد رانتونگا به غذای بالدو (ایدلی) توهین میکند و او خواستار عذرخواهی میشود ("Sorry bol"). این درگیری کوچک به جنگی تمامعیار در روستاهای ساحلی تبدیل میشود، جایی که رانتونگا، یک عامل سابق LTTE که پس از جنگ داخلی سریلانکا در ۲۰۰۹ با طلای دزدیدهشده امپراتوری جنایی خود را ساخته، روستاییان را تحت سلطه دارد. بالدو، با کمک بازرس ویجایا لاکشمی (سایامی خیر) و ساتیامورتی (جگاپاتی بابو)، به مبارزه با ظلم رانتونگا و برادرش سومولو (وینیت کومار سینگ) میپردازد. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای انفجاری، دیالوگهای پرشور مانند «دهای کیلو کا هات»، و نبرد نهایی که در آن بالدو رانتونگا را به دار میآویزد، به موضوعات عدالت، میهنپرستی و مبارزه خیر علیه شر میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم ضعیف، پیچشهای غیرمنطقی، و تمرکز بیشازحد روی اکشن، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای دئول و هودا، موسیقی پسزمینه تامان اس، و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخ، لعنتی!» یک کمدی-ترسناک آلمانی به کارگردانی لوکاس رینکر است که داستان فرانک (توماس نیهوس)، یک معمار را دنبال میکند که در یک توالت قابلحمل (دکسی) در یک سایت ساختمانی که قرار است منفجر شود، به هوش میآید، در حالی که بازویش با میلهای فلزی سوراخ شده است. او تنها یک ساعت فرصت دارد تا از این «زندان آبی» فرار کند، در غیر این صورت همراه با تخریب سایت منفجر خواهد شد. در حین تلاشهای ناامیدانه برای نجات خود، فرانک متوجه میشود که شهردار فاسد، هورست (گدئون بورکهارد)، او را به دلیل اختلافات شخصی در این موقعیت قرار داده و حالا خانوادهاش، از جمله ماری (اولگا فون لوکوالد)، در خطر هستند. داستان با صحنههایی مانند تلاشهای خلاقانه و خونین فرانک برای فرار، دیالوگهای طنز سیاه مانند «اینجا پر از کثافت است»، و لحظات سورئال مانند حضور یک خرگوش تصادفی، به موضوعات بقا، انتقام و حماقت انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند پس از ۴۵ دقیقه، بازیهای اغراقآمیز، و پایانبندی غیرمنسجم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خلاقانه، طنز سیاه، و جلوههای گور تحسین شدند، اما داستان پراکنده و تلاش ناکام برای واقعی جلوه دادن موقعیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خدا» یک تریلر نئو-وسترن به کارگردانی جولیان هیگینز است که بر اساس داستان کوتاه «نور زمستان» نوشته جیمز لی بورک ساخته شده است. داستان درباره ساندرا گوئیدری (تندیوی نیوتن)، استاد دانشگاه سیاهپوستی است که پس از مرگ مادرش، تنها در منطقهای دورافتاده و برفی در مونتانا زندگی میکند. او که پیشتر افسر پلیس در نیواورلئان بود، پس از تجربه تبعیض و فاجعه طوفان کاترینا به این منطقه نقلمکان کرده است. وقتی ساندرا دو شکارچی سفیدپوست، ناتان (جوریس جارسکی) و ساموئل (جفرسون وایت)، را به دلیل ورود غیرمجاز به ملکش مورد بازخواست قرار میدهد، تنشها بالا میگیرد. این رویارویی ساده به یک نبرد ارادهای تبدیل میشود که با نژادپرستی، جنسیتزدگی و خشونتهای خرد در دانشگاه و شهر همراه است. داستان با صحنههایی مانند سوزاندن خاکستر مادر ساندرا، درگیری در یک کلیسا، و شلیکهای نهایی، به موضوعات سوگ، نژادپرستی، و چرخههای خشونت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه پراکنده، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی نیوتن، فیلمبرداری درخشان و فضای سرد و پرتنش تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای تکبعدی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «منودروم» یک تریلر-درام روانشناختی به کارگردانی جان ترنگوو است که داستان رالفی، راننده اوبر و بدنساز مشتاق (با بازی جسی آیزنبرگ) را دنبال میکند که در نیویورک با مشکلات مالی و روانی دستوپنجه نرم میکند. رالفی که بهتازگی شغل اصلیاش را از دست داده و نامزدش، سال (اودسا یانگ)، باردار است، در آستانه فروپاشی قرار دارد. او از طریق دوستش جیسون با گروهی مرموز از مردان به رهبری «داد دن» (آدرین برودی) آشنا میشود که خود را حامی مردانگی و استقلال معرفی میکنند و با خالکوبی مثلثی با یک خط در بالا شناخته میشوند. این گروه که بهعنوان یک فرقه مردسالار و ضدزن عمل میکند، رالفی را به سوی خشم سرکوبشده و رفتارهای خشونتبار سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند مشاجره رالفی با سال، درگیری با بدنساز دیگری به نام احمد، و لحظات سورئال مانند مراسم برندینگ، به موضوعات شکنندگی مردانگی، فرقههای سمی، و هویت جنسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان عمق در تحلیل اجتماعی، پایانبندی مبهم، و تغییرات ناگهانی در لحن (از درام به طنز ناخواسته)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آیزنبرگ و برودی، فضای سرد و خام، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و عدم انسجام داستانی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ساندویچ» یک درام-رمانتیک-هیجانانگیز فیلیپینی به کارگردانی جائو دانیل المپارو و تولید ویوامکس است. داستان درباره زوج تازه ازدواجکردهای، ریا (کاترینا دوی) و اندرو (نیکو لوکو)، است که برای هیجانانگیزتر کردن زندگی مشترکشان، زنی به نام کندیس (آندریا گارسیا) را برای یک تجربه سهنفره دعوت میکنند. بدون اطلاع آنها، شخصی به نام ادوارد (لوک سلبی) مخفیانه اعمالشان را تماشا میکند. وقتی این رابطه سهنفره به یک رابطه چهارنفره تبدیل میشود، با ورود شخصیتهایی مثل ارین (چسکا پاردس) و تیتا انجی (رجین تولنتینو)، هرجومرج و تنشهای غیرمنتظرهای شکل میگیرد. فیلم با فضای جسورانه، صحنههای عاشقانه پررنگ و تمهای خیانت، حسادت و عواقب انتخابهای شخصی، اثری جنجالی ارائه میدهد که برای مخاطبان بزرگسال مناسب است. با وجود جلوههای بصری جذاب و بازیهای قابلقبول، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی سطحی باعث شده نقدهای متوسطی دریافت کند.