خلاصه داستان: فیلمی ترسناک و روانشناختی محصول سال ۱۹۷۸ ایتالیا به کارگردانی جولیو برتی و بازی آنی ژیراردو در نقش خواهر گرترود، پرستاری در یک آسایشگاه که پس از یک عمل جراحی مغز دچار تغییرات شدید شخصیتی و سردردهای طاقتفرسا میشود. او به تدریج به قاتلی بیرحم تبدیل میگردد و بیماران بیگناه را به قتل میرساند. در میان این هرج و مرج، خواهر ماتیلد به رفتارهای مشکوک خواهر گرترود پی میبرد و سعی میکند پرده از رازهای تاریک او بردارد. این فیلم با فضاسازی دلخراش و بازی تحسینبرانگیز ژیراردو، یکی از شاخصترین آثار ژانر اسپلوی راهبهها محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلمی ترسناک و پرتعلیق به کارگردانی دنیل استام که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و با بازی پاتریک فابیان، اشلی بل و لوئیس هرناندز به روی پرده سینماها رفت. داستان حول محور کشیشی به نام کاتن مارکوس میچرخد که پس از سالها انجام مراسم اخراج شیطان، اکنون به این باور رسیده که این مراسم تنها نوعی فریب و تلقین برای تسکین افراد است. او تصمیم میگیرد برای آخرین بار این مراسم را انجام دهد و این بار یک تیم مستندساز را نیز با خود همراه میکند تا حقیقت را آشکار کند. آنها به مزرعهای دورافتاده در لوئیزیانا میروند تا دختر نوجوانی به نام نل را که پدرش ادعا میکند توسط شیطان تسخیر شده، نجات دهند. اما به زودی متوجه میشوند که اتفاقاتی فراتر از تصوراتشان در حال رخ دادن است و این آخرین مراسم اخراج شیطان، به کابوسی واقعی تبدیل خواهد شد.
خلاصه داستان: عملیات جیمز باند در استانبول به فاجعه ختم میشود و یک هارددیسک حاوی لیست عوامل نفوذی ناتو به دست تروریستها میافتد. باند که پس از این مأموریت ناپدید شده بود، با انفجاری در مقر MI6 به لندن بازمیگردد و متوجه میشود M مورد هدف قرار گرفته است. او با همراهی ایو، مأمور جدید، به تعقیب مرد مرموزی به نام رائول سیلوا میرود؛ هکری سابق که از گذشتهای تاریک با M انتقام شخصی دارد. سیلوا که از کارکنان سابق MI6 است، یک نقشه پیچیده را برای نابودی M و سازمان اطلاعاتی بریتانیا طراحی کرده و باند را به سفری از شانگهای تا اسکایفال، عمارت خانوادگی متروک خود در اسکاتلند، میکشاند. در این نبرد نهایی، باند نه تنها باید از M محافظت کند، بلکه باید با گذشته خود و ریشههای تاریک آن نیز روبرو شود. این فیلم به کارگردانی سام مندس و با بازی دنیل کریگ، خاویر باردم و جودی دنچ، پنجاهمین سالگرد مجموعه جیمز باند را با یک داستان شخصی و پرتنش جشن گرفت.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم سینمایی «خاموشی» محصول سال ۲۰۱۱ کره جنوبی به کارگردانی هوانگ دونگ هیوک و با بازی گونگ یو، جونگ جی هیون و کیم جو هیونک، داستان تکاندهندهای را روایت میکند. این فیلم بر اساس رمانی به نام «خاطرات یک پرستار» ساخته شده و ماجرای یک معلم تازهکار به نام کانگ این هو (با بازی گونگ یو) را دنبال میکند که در یک مدرسه ناشنوایان در یک شهر کوچک مشغول به کار میشود. او به زودی متوجه سوءاستفادههای جنسی وحشتناکی میشود که علیه دانشآموزان ناشنوا توسط مدیر مدرسه و یکی از معلمان صورت میگیرد. هنگامی که سیستم قضایی و پلیس محلی به دلیل فساد و بیتفاوتی از پیگیری این جنایات سر باز میزنند، کانگ این هو تصمیم میگیرد به همراه یکی از شاگردانش (با بازی جونگ جی هیون) و یک فعال حقوق بشر، برای رساندن صدای این کودکان بیپناه به جامعه، مبارزهای نابرابر را آغاز کند. این فیلم با پرداختی واقعگرایانه و اجرایی قدرتمند، فساد سیستماتیک و بیعدالتی را به تصویر میکشد و تأثیری ماندگار بر مخاطب میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «آرامش» (Serenity) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردان استیون نایت و با بازی متیو مککانهی و آن هاثوی، داستان مردی به نام بیکر دیل را روایت میکند که در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند و با گذشتهاش درگیر است. او که یک ماهیگیر است، زندگی آرامی دارد تا اینکه همسر سابقش کارن به طور ناگهانی ظاهر میشود و از او میخواهد که همسر جدید ثروتمند و خشنش را به قتل برساند. این درخواست، زندگی بیکر را دگرگون کرده و او را در معرض انتخابهای دشواری قرار میدهد که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و رازهای تاریکی را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: جان شفت دوم، کارآگاه سیاهپوست خشن و بیپروا، در سال ۲۰۰۰ و به کارگردانی جان سینگلتون و با بازیگری ساموئل ال. جکسون به عنوان نسل جدید این شخصیت مطرح سینمایی، بازمیگردد. او که اکنون در نیویورک فعالیت میکند، برای حل یک پرونده قتل نژادپرستانه که به یک دوست نزدیکش مربوط میشود، وارد عمل میشود. شفت برای رسیدن به حقیقت، با یک نژادپرست ثروتمند و خطرناک درگیر میشود و در این مسیر، از هیچ اقدامی، حتی خارج از چارچوب قانون، فروگذار نیست. این فیلم دنبالهای بر فیلمهای کلاسیک شفت در دهه ۷۰ است و شخصیتی را به تصویر میکشد که با خشونت و مهارت، عدالت را در شهری خشن اجرا میکند.
خلاصه داستان: الجاه فیلم کمدی سیاه و ترسناک محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آنتونیو تامباکیس و با بازی الیجا وود است که در آن نورفیلد، مردی میانسال و مرفه، نامهای از پدرش دریافت میکند که سالها پیش او را ترک کرده بود. او برای دیدار با پدرش به یک خانه دورافتاده در ساحل میرود، اما به زودی متوجه میشود که پدرش مردی خشن و غیرقابل پیشبینی است و هیچ شباهتی به تصورات او ندارد. با آشکار شدن رازهای تاریک و گذشتهای آشفته، نورفیلد در موقعیتهای غیرمنتظره و خطرناکی قرار میگیرد که زندگی او را به کلی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، کریستوفر اسپیلزبرگ فیلم علمی تخیلی اکشن «کرایو» را با بازی دایان گروبر، جرمی آیرونز و مورگان فریمن کارگردانی کرد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن یک شرکت فناوری پیشرفته به نام «کرایوژنیکس» فناوری انجماد انسانها را برای سفرهای فضایی طولانیمدت توسعه داده است. اما زمانی که یکی از محفظههای انجماد در حین یک مأموریت مریخ دچار نقص فنی میشود، خدمه مجبور میشوند برای زنده ماندن و مقابله با تهدیدات غیرمنتظره در فضا، با هم متحد شوند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده و تعلیق نفسگیر، مرزهای علم و بقا را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جان واتس و با بازیگری اندی پاورز است. داستان در مورد مردی به نام کنت است که برای جشن تولد پسرش، لباس دلقک قدیمی پیدا میکند. اما پس از پوشیدن آن متوجه میشود که این لباس نفرین شده است و او را به هیولایی ترسناک تبدیل میکند. کنت برای نجات خانوادهاش باید با این نیروی شیطانی مبارزه کند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جودی و جیجی، در یک کمون عجیب و دورافتاده در بیابانهای نیومکزیکو زندگی میکنند. آنها در تلاش برای فرار از گذشتهی تاریک خود هستند و امیدوارند در این انزوا زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما آرامش آنها زمانی به هم میریزد که دوست قدیمی جیجی، ری، به همراه همسر باردارش، استلا، به طور غیرمنتظرهای به آنها میپیوندند. حضور این دو مهمان ناخوانده، تنشهای پنهان میان جودی و جیجی را آشکار میکند و رازهای گذشتهی آنها کمکم سر باز میکنند. در این میان، جودی که از زندگی در این شرایط خسته شده، به استلا نزدیک میشود و این نزدیکی، آتش حسادت و تعارض را میان آنها شعلهور میسازد. فیلم «در غبار» محصول سال ۲۰۲۴، به کارگردانی استیسی گرگ و با بازیهای درخشان جود لاو، نیریا استیس، جورج مککی و اریکا اشمیت، داستانی روانشناختی و پرتعلیق را دربارهی خیانت، رهایی و پیامدهای انتخابهای گذشته روایت میکند که در دل یک وسترن مدرن و خشن رقم میخورد.